اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ظهور الفاظ خطابات عام شارع

آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

14٬119
اصول

شمول خطابات شرعی به غایبین و معدومین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی، خطابات شارع را به چند دسته تقسیم کرده و تفاوت میان خطاب حقیقی، خطاب انشائی و خطاب ادعایی را تبیین می‌کنند. در ادامه، معنای واقعی مخاطب و مقصود بالافهام مورد بررسی قرار می‌گیرد و نسبت میان حضور در مجلس خطاب و تعلق واقعی تکلیف تحلیل می‌شود. استاد سپس اشکالات وارد بر برخی تقریرات مشهور درباره شمول احکام نسبت به غایبین و معدومین، قاعده اشتراک و الغای خصوصیت را مطرح کرده و مبنای خود را در تفسیر خطابات عام قرآن و سنت توضیح می‌دهند. حاصل بحث روشن شدن معیار حقیقی مخاطب در خطابات شرعی و چگونگی سرایت احکام به مکلفان در همه زمان‌ها است.

ظهور الفاظ خطابات عام شارع

توضیحات:

شمول خطابات شرعی به غایبین و معدومین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی، خطابات شارع را به چند دسته تقسیم کرده و تفاوت میان خطاب حقیقی، خطاب انشائی و خطاب ادعایی را تبیین می‌کنند. در ادامه، معنای واقعی مخاطب و مقصود بالافهام مورد بررسی قرار می‌گیرد و نسبت میان حضور در مجلس خطاب و تعلق واقعی تکلیف تحلیل می‌شود. استاد سپس اشکالات وارد بر برخی تقریرات مشهور درباره شمول احکام نسبت به غایبین و معدومین، قاعده اشتراک و الغای خصوصیت را مطرح کرده و مبنای خود را در تفسیر خطابات عام قرآن و سنت توضیح می‌دهند. حاصل بحث روشن شدن معیار حقیقی مخاطب در خطابات شرعی و چگونگی سرایت احکام به مکلفان در همه زمان‌ها است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ظهور الفاظ خطابات عام شارع

13
  • راه سوم: الغاء خصوصیت

  • مسئلۀ دیگر این است که گفته‌اند: «اصلاً ما در اینجا الغاء خصوصیت می‌کنیم» افرادی که حاضر هستند و خطابی که به آنها تعلق می‌گیرد آیا خطاب در اینجا به اینها به لحاظ خصوصیات فردیه و شخصیه تعلق می‌گیرد؟! یعنی چون اینها در آن زمان هستند، دارای این سن هستند [خطاب به آنها تعلق می‌گیرد؟!] اینها که اصلاً ملاک نیست.

  • اصلاً در خطابات شارع خصوصیات فردیه و شخصیه همه الغاء می‌شوند؛ زیدیت کنار می‌رود، عمرویت کنار می‌رود، خصوصیت کنار می‌رود، وقتی که ما الغاء خصوصیت کنیم دیگر خطاب در این‌صورت شامل معدومین هم خواهد شد و تکلیف شامل معدومین هم خواهد شد و ما در اینجا قاعدۀ اشتراک را می‌آوریم؛ یعنی گرچه خطاب ما خطاب حقیقی نیست، گرچه در اینجا فرض می‌کنیم که خطاب حقیقی است و اصلاً خطاب ادّعایی نیست یعنی شارع در اینجا به افرادی که در مقابلش هستند اشاره کرده است و خطابش واقعاً خطاب حقیقی است؛ ولی صحبت در این است که در احکام شرع همه الغاء خصوصیت است، برای اینکه خطاب به او تعلق بگیرد زید و عمرو و زید بن حارثه ملاک نیست، اسامة بن زید هم باشد همین است، عبدالرحمن بن کذا هم باشد همین است، عبدالرحیم ‌بن ‌کذا هم باشد همین است، دیگر هیچ فرقی در اینجا نیست، الغاء خصوصیت موجب می‌شود با وجود اینکه خطاب، خطابِ حقیقی است درعین‌حال حکم به سایرین از غایبین و از معدومین هم تسرّی پیدا کند، درست شد؟!

  • اشکال به بیان سوم

  • اشکالی که در اینجا می‌شود این است که الغاء خصوصیت و تمسک به قاعدۀ اشتراک در صورتی است که ما احتمال مدخلیت صنف را در اینجا ندهیم. اگر خصوصیت حضور در اینجا باشد آن‌وقت در این‌صورت افرادی که غایب هستند دیگر با اینها اشتراک صنفی ندارند. برفرض که ما الغاء خصوصیت کردیم و زیدیت و عمرویت و بکریت و اینها را کنار گذاشتیم، ولی حضور آنها در مجلس تخاطب چطور؟! اینها را که نمی‌توانیم الغاء کنیم؛ من‌باب‌مثال روایاتی که راجع به حضور امام علیه‌السّلام برای تنجّز صلات جمعه، حضور امام علیه‌السّلام و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برای تنجّز صلات عیدین و امثال‌ذلک آمده‌اند خود نفس حضور در اینجا مدخلیت در تعلق تکلیف دارد؛ ـ البته اشکالی در اینجا هست که حالا اشکالش را عرض می‌کنم ـ یعنی تکلیف در اینجا وقتی متعلق به مکلّفین می‌شود که امام حاضر باشد حتی خطاب متوجه افرادی که خارج از مدینه هستند نمی‌شود؛ خطاب متوجه افرادی که اهل خود مدینه هستند و حاضر در زمان پیغمبر هستند می‌شود، آنها باید در نماز جمعه شرکت کنند، آنها باید در صلات عیدین شرکت کنند یعنی نفس حضور در اینجا در تعلق تکلیف و خطاب مدخلیت دارد. اگر ما در اینجا شک کردیم که آیا در این خطابات خود حضور مدخلیت دارد یا ندارد باید به چه اصلی برای رفع این مدخلیت تمسک کنیم؟! اصلی در اینجا نداریم. چه اصلی داریم؟! از کجا می‌گویید که اصل عدم مدخلیت حضور است؟! خطاب آمد...

/ 260