اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند

0
اصول
اصول
جلسات

در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مسئلۀ تعقّب عام به ضمیری می‌پردازند که مرجع آن تنها برخی از افراد عام است. بحث از آیۀ «والمطلقات یتربصن» آغاز می‌شود و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی دربارۀ نسبت میان اصالةالظهور عام و ظهور ضمیر مورد تبیین قرار می‌گیرد. سپس مبنای ایشان در حمل ضمیر بر بعض افراد عام و ادعای تصرف در اسناد به جای تصرف در مدلول لفظ نقد می‌شود. استاد با تحلیل جایگاه نص، ظاهر، اظهر و نقش قرائن خارجی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا ضمیر موجب تخصیص عام می‌شود یا خیر. حاصل بحث تبیین ملاک تقدیم خاص و اظهر بر عام و روشن شدن حدود جریان اصالةالظهور در موارد تعقّب عام به ضمیر است.

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • ...بی فایده نیست، ولی... لذا فقط به رئوس مطالب آن اکتقاء می‌شود و وارد بحث‌های دیگری که پیرامون آن هست، نمی‌شویم و وارد مطلب دیگر می‌شویم.

  • طرح مسئله

  • مرحوم آخوند بحثی را مطرح کرده‌اند تحت عنوان تعقّب عام به ضمیری که برگشت و مرجع آن به بعضی از افراد عام است.1 اگر عامی داشته باشیم، همان‌طوری‌که خودشان مثال می‌زنند: ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكۡتُمۡنَ مَا خَلَقَ ٱللَهُ فِيٓ أَرۡحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤۡمِنَّ بِٱللَهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ﴾2 مطلّقاتی در اینجا داریم که شامل [طلاق] رجعی و بائن است؛ اما قطعاً می‌دانیم، از دلیلِ خارج ﴿وَبُعُولَتُهُنَّ﴾ به بعضی از آن افراد برمی‌گردد. یعنی ﴿وَبُعُولَتُهُنَّ﴾ که رجعی باشد نه بائن، ﴿أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ﴾ خواهند بود. آن‌وقت در این‌صورت، چون قطعاً در طلاق بائن، رد معنا ندارد؛ بلکه در آنجا نیاز به محلِّل است یا اینکه طلاق، طلاق بائن است که حتی محلِّل هم نمی‌خواهد و بینونیّت مانند طلاق خُلع، بینونیّتِ دائمه است و در آنجا صرفاً رضایت زوجه مطرح است و اراده و اختیار بعل یا محلِّل مطرح نیست. آن‌وقت لاشک که در این‌صورت ﴿وَبُعُولَتُهُنَّ﴾ به بعضی از افراد مطلّقات برمی‌گردد. آیا باید در اینجا مطلّقات را با ضمیر تخصیص زد یا اینکه در ارجاع ضمیر به «بعولة» عنایت و مجاز رعایت شود؟ چه باید کرد؟ 

  • البته مرحوم آخوند کلام را در آن مواردی که برای عام یک ظهورِ در عموم منعقد شده باشد، مطرح کرده‌اند؛ به اینکه در دو کلام، دو عام و ضمیر مستقلاً واقع شده باشند، که این آیۀ شریفه از همین باب است. ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ﴾ این یک کلام است که در اینجا عام در عموم خودش ظهور پیدا کرده است و در جمله و کلام دیگر ﴿وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ﴾ است که در اینجا می‌گویند: ضمیر ﴿وَبُعُولَتُهُنَّ﴾ در جملۀ دیگر است و مستقل از این است. یا اینکه می‌گویند: کلام، کلامِ واحد است ولکن این عام در معنا و ظهور خودش مستقل از ضمیر است. با اینکه کلام، کلامِ واحد است؛ ولی در اینجا مستقل است و نیازی به ضمیر یا قرینه‌ای برای روشن شدن معنای عام ندارد. اما اگر کلام واحدی بود، به نحوی ‌که این عام به‌واسطۀ آن ضمیر در اینجا ظهور پیدا می‌کرد و ظهورش استقلالی نبود، مانند «و المطلّقات أزواجهنَّ أحقُّ بِرَدِّهِنَّ» بود، لاشک که «أزواجهنَّ» در اینجا «و المطلّقات» را تخصیص می‌زند و مختصّ مطلّقات رجعیه می‌کند نه بائن.

    1.  کفایة الأصول، ج 1، ص 232.
    2. 1 سور بقره (2) آیه‌ 228.