اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند

0
اصول
اصول
جلسات

در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مسئلۀ تعقّب عام به ضمیری می‌پردازند که مرجع آن تنها برخی از افراد عام است. بحث از آیۀ «والمطلقات یتربصن» آغاز می‌شود و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی دربارۀ نسبت میان اصالةالظهور عام و ظهور ضمیر مورد تبیین قرار می‌گیرد. سپس مبنای ایشان در حمل ضمیر بر بعض افراد عام و ادعای تصرف در اسناد به جای تصرف در مدلول لفظ نقد می‌شود. استاد با تحلیل جایگاه نص، ظاهر، اظهر و نقش قرائن خارجی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا ضمیر موجب تخصیص عام می‌شود یا خیر. حاصل بحث تبیین ملاک تقدیم خاص و اظهر بر عام و روشن شدن حدود جریان اصالةالظهور در موارد تعقّب عام به ضمیر است.

تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام

6
  • استاد: می‌دانم، این اصلاً به بحث ما مربوط نیست. اصالةالظهوری که در اینجا داریم صحبت می‌کنیم اصالةالظهور به صارف است، قرینه است؛ در واقع قرینۀ مجازیت است؛ یعنی لفظی که از معنای لغوی خودش دلالت در یک معنای لغوی می‌کند که عام است یا من‌باب‌مثال خاص است، ما این لفظ را از آن معنای عام برداریم در معنای خاص به‌کار ببریم، یا از معنای خاص برداریم و در معنای عام به‌کار ببریم یا اینکه رقبه‌ای که فقط دالّ بر یک عضو از اعضای بدن است را در کل به‌کار ببریم یا انسانی که بر همۀ اجزاء دلالت می‌کند را فقط در عین به‌کار ببریم. درست شد؟! این بحث در اینجا می‌آید که آیا این اصالةالحقیقه یا اصالةالظهور احتمال قرینۀ صارفه را برمی‌دارد؟ اما در بحث مجاز در إسناد، لفظ در معنای حقیقی خودش است؛ یعنی لفظ در آن معنای جزئی که مراد مولا است، در هر معنا وجود دارد. در واقع این لفظ هم در همان معنای حقیقی خودش هست، ما به آن دست نزده‌ایم؛ بلکه ارتباط اینها را ارتباط غیر مناسب یا غیر حقیقی قرار داده‌ایم. من‌باب‌مثال یک وقت می‌گوییم: «أنبتَ الله البقل»؛ ما در اینجا انبات را به خدا نسبت می‌دهیم که این إسناد حقیقی است. یک وقت هم می‌گوییم: «أنبتَ الربیع البقل»؛ انبات را به ربیع إسناد می‌دهیم؛ درحالی‌که ربیع در معنای حقیقی خودش هست، انبات هم در معنای حقیقی خودش هست؛ ولی ما در إسناد، قائل به تجوّز شده‌ایم. یک وقت هم می‌گوییم: «بنا البنّاء المدینةَ» یک وقت هم می‌گوییم: «بنا الأمیر المدینةَ» در «بِنا» حرفی نیست؛ بِنا، بِنا است، مدینه هم مدینه است؛ ولی در إسناد بنای مدینه به امیر قائل به تجوّز شده‌ایم و آن اینکه بِنا را به همان معنای واقعی یعنی ساختن گرفته‌ایم؛ ولی به لحاظ امر در اینجا قائل به إسناد بِنا به امیر شده‌ایم.

  • درهرصورت بحث إسناد مجازی از اصالةالظهور در استعمال آن کلمه در معنای خودش به‌دور است؛ یعنی واقعاً اجنبی از مانحن‌فیه است. بله! اگر عنایت روی خصوص استعمال لفظ در معنای حقیقی بود در اینجا این بحث می‌آمد که آیا ما این «هُنَّ» را که دلالت بر عموم می‌کند، در خصوص رجعی‌ به‌کار ببریم؟ آن‌وقت این مجاز لغوی می‌‌شود یعنی«هُنَّ» چون ضمیر است و ضمیر منمحی و فانی در مرجع خودش است، بنابراین این ضمیر، دلالت بر عموم می‌کند. منتها لعنایةٍ در اینجا خصوص رجعی و بعضی از عموم لحاظ شده است، این مجاز می‌شود. چه کسی چنین حرفی می‌زند؟! کجا چنین حرفی هست؟! چه کسی گفته است که الآن «هُنَّ» در ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ دلالت بر عموم مطلّقات می‌کند، منتها ما به قرینۀ مطلّقات، ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ را به رجعی و امثال‌ذلک اختصاص می‌دهیم؟! به‌جای اینکه کار برعکس باشد و «هُنَّ» در اینجا مطلّقات را تخصیص بزند، به‌واسطۀ اصالةالظهور در مطلّقات، این «هُنَّ» را به افرادی که طلاق اینها طلاق رجعی است، اختصاص می‌دهیم. ایشان در اینجا می‌گویند که اصالةالظهور منافاتی ندارد؛ اصالةالظهور فقط تعیین مراد می‌کند. نه‌خیر، اینجا خیلی منافات دارد؛ به‌جهت اینکه لو خُلّیَ و طَبعَه، اصالةالظهور در ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ دلالت بر رجعی می‌کرد، دلالت بر عموم نمی‌کرد. وقتی که این دلالت بر رجعی می‌کند، دیگر شما به چه ملاکی اصالةالظهور مطلّقات را بر این اصالةالظهور حاکم می‌کنید و به‌واسطۀ آن، عامّ در «هُنَّ» را به خاص متبدّل می‌کنید؟! هیچ دلیلی در اینجا نداریم.