
تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام
بررسی دیدگاه مرحوم آخوند
در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مسئلۀ تعقّب عام به ضمیری میپردازند که مرجع آن تنها برخی از افراد عام است. بحث از آیۀ «والمطلقات یتربصن» آغاز میشود و دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی دربارۀ نسبت میان اصالةالظهور عام و ظهور ضمیر مورد تبیین قرار میگیرد. سپس مبنای ایشان در حمل ضمیر بر بعض افراد عام و ادعای تصرف در اسناد به جای تصرف در مدلول لفظ نقد میشود. استاد با تحلیل جایگاه نص، ظاهر، اظهر و نقش قرائن خارجی، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا ضمیر موجب تخصیص عام میشود یا خیر. حاصل بحث تبیین ملاک تقدیم خاص و اظهر بر عام و روشن شدن حدود جریان اصالةالظهور در موارد تعقّب عام به ضمیر است.
تعقّب عام به ضمیر مرجوع به بعضی از افراد عام
7تلمیذ: پس شکی در مراد مولا در اصالةالظهور نمیتوانیم بیاوریم؟
استاد: نه، ببینید صحبت در این است که ما از خارج دلیل داریم بر اینکه «هُنَّ» در اینجا دلالت بر خاص میکند. اگر ما در اینجا شک و شبهه داشتیم که «هُنَّ» هست یا نیست و امثالذلک آیا این دلالت بر خاص میکند یا نمیکند؟ در اینجا میگوییم که مطلّقات اسم ظاهر است و وقتی که در عام و خاص بودن اسم ظاهر شک میکنیم اصالةالظهور در اینجا محکَّم است. ولی بحث در این است که در «هُنَّ» قطع داریم.
منبابمثال میگوید: «أکرم العلماء» و «أکرم بعض إخوانهم»؛ واحد مِن إخوانهم، و ما میدانیم که منظور از این «إخوانهم» عدول از علماء است و همۀ علماء نیست. در اینجا وقتی که میگوید: «أکرم واحد مِن إخوان عدول این علماء»، قطعاً میدانیم که این «هم» در «إخوانهم» دلالت بر عدول میکند. در اینجا شک و بحثی نیست؛ الاّ اینکه فرض کنید در مورد «أکرم العلماء» قرائن خارجی و اینها بهنحوی است که خلاصه، منظور مولا در «أکرام العلماء» اعمّ از اکرام فاسق و اکرام عادل است. حالا در این مورد به خصوص شک داریم که آیا در اینجا هم منظور مولا اعمّ از فاسق و عادل است یا اینکه نه، بهواسطۀ این «هم» که در «إخوانهم» آورده است، عدول آنها را رعایت کرده است؟ در اینجا میگوییم که چون اسم، اسم ظاهر است اصالةالظهور در اینجا محکَّم است، و «إخوانهم» به بعضی از آنها برمیگردد. یعنی در اینجا دو حکم جدا داریم؛ یک حکم عبارت است از «أکرم العلماء»، یک حکم عبارت است از اکرام بعضی از اخوان عدول از علماء و این دو به همدیگر مربوط هستند و هر دو مثبتین هستند.
این بهجای خود؛ ولی صحبت در این است که ما در ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ﴾ از اوّل شک داریم که آیا در اینجا منظور از مطلّقات، عموم مطلّقات رجعی است؟ اگر این قضایا از جای دیگر برای ما روشن بود که منظور از مطلّقات عام است، بعد در اینجا داریم که ﴿وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ﴾ این ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ یک حکم دیگری است در واقع مطلّقات چیز[عام] است. ولی ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ به بعضی از آنها برمیگردد. این در اینجا درست است. ولی اشکال کلام و آنچه که بعضیها مانحنفیه را به این مثالی که زدهایم قیاس کردهاند در این است که در آنجا «أکرم بعض إخوانهم» داریم حکم بعضی از اخوان در اینجا آمده است، ولی ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾ بعولة هم آخر دلالت بر جمع میکند؛ یعنی همانطور که ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ﴾ دلالت بر جمع میکند، بعولة هم به همین مطلّقات برمیگردد، نه اینکه برگشت این بعولة به بعضی از شوهرهای اینها باشد.
