
تخصیص عام به مفهوم مخالف
تخصیص عام به مفهوم مخالف از مباحث مهم اصول فقه در نسبت میان عام، منطوق و مفهوم است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا اقسام مختلف تعارض میان عام و مفهوم را بر اساس وحدت یا تعدد کلام و نیز بر پایه ظهور وضعی یا اطلاقی بررسی میکند و دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم آقاضیاء عراقی را توضیح میدهد. سپس به تحلیل حقیقت اطلاق و نقش مقدمات حکمت میپردازد و میان اطلاقی که کاشف از مراد واقعی متکلم است با اطلاقی که صرفاً بر سکوت متکلم استوار است تفاوت میگذارد. در ادامه نسبت مفهوم مخالف با منطوق تبیین میشود و این پرسش بررسی میگردد که آیا مفهوم مخالف میتواند همانند منطوق، عام را تخصیص بزند یا نه. حاصل بحث این است که در صورت احراز مفهوم، تفاوتی میان منطوق و مفهوم در قابلیت تخصیص عام وجود ندارد و معیار اصلی، قوت و ضعف ظهور ادله خواهد بود.
تخصیص عام به مفهوم مخالف
5بناءًعلیٰهذا دیگر در اینجا هیچ فرقی نمیکند که این منطوق ما دلالتش بهواسطۀ اطلاق یا بهواسطۀ وضع است. اگر توانستیم از سکوت مولا اطلاقی را استفاده کنیم که آن اطلاق مورد نظر مولا است، هیچ فرقی بین این اطلاق و عام نیست؛ الاّ اینکه در عام الفاظی وجود دارند که علی نحو البدلیة و علی نحو الاِشتمال بر تکتک جزئیات دلالت میکنند؛ اما در اطلاق چنین الفاظی را نداریم، بلکه مولا لفظ را بهنحو سکوت و عدم بیان، مطلق بیان کرده و هر کدام از جزئیات که مورد نظرش میباشد را تکتک بیان نکرده است. اگر ما از اطلاق این استفاده را کردیم بنابراین دلالت این اطلاق مانند دلالت وضعیه است و باید بهواسطۀ این مفهوم مخالف، که بهواسطۀ دلیل اطلاق آمده و از آن استفادۀ اطلاق شده است، عام را تخصیص بزنیم. یا اینکه اگر دلالت و ظهور عام ما ظهور اطلاقی بود نه با الفاظ عموم مثل«کُلُّ عالمٍ» و یا «یَجِب إکرام العالم» که الف و لام جنس است، یعنی جنس عالم باید اکرام شود نه تکتک افراد عالم مثل «أکرم کُلُّ عالمٍ»، طبعاً تفاوت است بین اینکه مولا «أکرم کُلُّ عالمٍ» بگوید یا اینکه «أکرم العالم» بگوید، در اینصورت ظهور آن اقوا است. حالا اگر «أکرم العالم» گفت و ما از «أکرم العالم» استفاده کردیم که منظور مولا «أکرم کلَّ عالم» است، در اینصورت بهواسطۀ این عام، آن مفهوم مخالف را تخصیص میزنیم و آن را به بعضی از افراد مقیّد میکنیم. همینطور بهعکس حتی اگر دلیل عام، دلیل وضعی بود؛ منبابمثال «أکرم کل عالم» بود و ما از «أکرم عدول العلماء» بهعنوان اطلاقی که جایگزین عام است استفادۀ اطلاق کردیم، در اینصورت، دو دلیل معارض میشوند و مِن وجه، در مورد عدم تعارض به هر کدام از اینها عمل میشود و درصورت تعارض باید با آن مفهوم، عام را تخصیص زد تا اینکه آن مورد تعارض از مانحنفیه خارج شود. لذا مجدّد نگاه میکنیم به اینکه چون در اینجا «أکرم عدول العلماء» است یک قسم خاص از علماء مورد نظر است. بنابراین با «أکرم العالم» جنبۀ اخصّیت پیدا میکند و بهواسطۀ این اخصّیت بر «أکرم العالم» رجحان دارد و آن را محکوم قرار میدهد.
