
تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع الحجّیه
تخصیص عمومات قرآنی با خبر واحد معتبر، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. استاد ابتدا دیدگاه موافقان و مخالفان تقیید و تخصیص آیات قرآن به وسیلۀ خبر واحد را بررسی میکند و به ادلّهای مانند قطعیالصدور بودن قرآن، اجماع و روایات باب تعادل و تراجیح میپردازد. سپس با تبیین تفاوت حجیت انسدادی و حجیت مبتنی بر ادلۀ خاص، امکان تخصیص کتاب به خبر واحد معتبر را از منظر اصولی تحلیل میکند. در ادامه بحث به مسئلۀ مهم نقل به معنا در روایات کشیده میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا روایات نقلشده میتوانند به همان میزانِ کلام معصوم، مفسّر یا مخصّص آیات باشند یا نه. حاصل بحث، تفکیک میان حوزه احکام و معارف اعتقادی و بررسی حدود اعتماد به روایات در هر یک از این دو عرصه است.
تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع الحجّیه
توضیحات:
تخصیص عمومات قرآنی با خبر واحد معتبر، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. استاد ابتدا دیدگاه موافقان و مخالفان تقیید و تخصیص آیات قرآن به وسیلۀ خبر واحد را بررسی میکند و به ادلّهای مانند قطعیالصدور بودن قرآن، اجماع و روایات باب تعادل و تراجیح میپردازد. سپس با تبیین تفاوت حجیت انسدادی و حجیت مبتنی بر ادلۀ خاص، امکان تخصیص کتاب به خبر واحد معتبر را از منظر اصولی تحلیل میکند. در ادامه بحث به مسئلۀ مهم نقل به معنا در روایات کشیده میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا روایات نقلشده میتوانند به همان میزانِ کلام معصوم، مفسّر یا مخصّص آیات باشند یا نه. حاصل بحث، تفکیک میان حوزه احکام و معارف اعتقادی و بررسی حدود اعتماد به روایات در هر یک از این دو عرصه است.
تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع الحجّیه
11من در همین سفر دو روز پیش که مشهد مشرّف بودم، از یکی از افراد بستگان حرفی شنیدم، گفتم: چرا شما چنین حرفی را زدید؟! این یک مسئلۀ تخصصی است و در مسئلۀ تخصصی نباید هر کسی اظهارنظر کند. گفت: من خودم از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ شنیدهام. گفتم: آقا چنین حرفی زدهاند؟! آقا نمیتوانند چنین حرفی بزنند! این حرف خلاف است! گفت: فلانی گفته است، گفتم: تو که اوّل گفتی: «آقا گفتهاند»، حالا به دیگری نسبت میدهی، باید سراغ او برویم تا ببینیم او چه گفته است! بینید، همین است فرض کنید یک معنا را زید برای عمرو نقل کند، عمرو برای [خالد نقل کند و همینطور هلّم جرّا] مرحوم آقا میفرمودند که من در اینجا یک حرفی میزنم تا به قم میرسد 180 درجه آنطرف میشود؛ یعنی با همین نقلها دائماً عوض میشود. لذا دأب و دَیدن اصحاب بر این بود که تا حرفی را از امام میشنوند و در ذهنشان هست یادداشت کنند. ولی صحبت در این است که آیا آنچه را که از امام فهمیدهاند همان است که امام گفته است یا برداشت ذهنی آنها است؟!
تلمیذ: حداقلش این است که اعم میتواند باشد.
استاد: احسنت! ما هم همین را میگوییم.
تلمیذ: برای اینکه عین بعضی از کلمات امام در ذهنم وجود دارد.
استاد: احسنت، حالا در چنین وهلهای که ما در ارتباط با آیات قرآن و کلمات ائمه علیهمالسّلام گیر افتادیم چه کنیم؟! بزنگاه در اینجا است.
تفصیل در مسئله بر اساس موضوع روایات
در اینجا همان قضیۀ سیرۀ عرفیه و محاورۀ عرفیه که عرض کردم خودش را نشان میدهد، ما باید در اینجا نگاه کنیم که اگر روایات، روایاتی هستند که مربوط به احکام میباشند، احکام خیلی مسائل مهمی نیستند، نه فهمش مهم است و نه بیانش؛ منبابمثال در «غنم سائمةٌ زکاةٌ»1 و «غنم معلوفة لیس بزکاة»2 یا فرض کنید که در مورد خمس داریم:
- تهذیب الاحکام، ج 1، ص 224.
- بحار الأنوار، ج ۹۳، ص ۸۹:
«عن جعفر بن محمد علیه السّلام أنه قال: ”الزکاة فی الإبل البقر و الغنم السائمة یعنی الراعیة، و لیس فی شیء من الحیوان غیر هذه الثلاثة الأصناف شیء“.»
