اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع ‌الحجّیه

14٬043
اصول
جلسات

تخصیص عمومات قرآنی با خبر واحد معتبر، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. استاد ابتدا دیدگاه موافقان و مخالفان تقیید و تخصیص آیات قرآن به وسیلۀ خبر واحد را بررسی می‌کند و به ادلّه‌ای مانند قطعی‌الصدور بودن قرآن، اجماع و روایات باب تعادل و تراجیح می‌پردازد. سپس با تبیین تفاوت حجیت انسدادی و حجیت مبتنی بر ادلۀ خاص، امکان تخصیص کتاب به خبر واحد معتبر را از منظر اصولی تحلیل می‌کند. در ادامه بحث به مسئلۀ مهم نقل به معنا در روایات کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا روایات نقل‌شده می‌توانند به همان میزانِ کلام معصوم، مفسّر یا مخصّص آیات باشند یا نه. حاصل بحث، تفکیک میان حوزه احکام و معارف اعتقادی و بررسی حدود اعتماد به روایات در هر یک از این دو عرصه است.

تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع ‌الحجّیه

توضیحات:

تخصیص عمومات قرآنی با خبر واحد معتبر، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. استاد ابتدا دیدگاه موافقان و مخالفان تقیید و تخصیص آیات قرآن به وسیلۀ خبر واحد را بررسی می‌کند و به ادلّه‌ای مانند قطعی‌الصدور بودن قرآن، اجماع و روایات باب تعادل و تراجیح می‌پردازد. سپس با تبیین تفاوت حجیت انسدادی و حجیت مبتنی بر ادلۀ خاص، امکان تخصیص کتاب به خبر واحد معتبر را از منظر اصولی تحلیل می‌کند. در ادامه بحث به مسئلۀ مهم نقل به معنا در روایات کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا روایات نقل‌شده می‌توانند به همان میزانِ کلام معصوم، مفسّر یا مخصّص آیات باشند یا نه. حاصل بحث، تفکیک میان حوزه احکام و معارف اعتقادی و بررسی حدود اعتماد به روایات در هر یک از این دو عرصه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تخصیص یا تقیید عمومات قرآنی با خبرِ مقطوع ‌الحجّیه

8
  • نقل به معنای روایات توسط رواة، نقطۀ اشکال بحث

  • إنما الکلام در اینکه آن روایاتی که الآن از طرف امام علیه‌السّلام به ما القا می‌شوند کلام امام نیستند؛ بلکه فهم راوی است، صحبت در این است. ببینید اگر راوی می‌گوید که عین عبارت امام علیه‌السّلام این است، این فرق نمی‌کند، ما بر طبق وثاقتی که به راوی داریم در اینجا می‌توانیم بگوییم که حالا فرض کنید خطا و اشتباه و اینها را رد کنیم و کنار بگذاریم، آنچه که در انتهای قضیه باقی می‌ماند این است که این کلام، کلامِ امام است؛ اگر محفوف به قرائن است، فبها؛ اگر متواتر شد که نور علیٰ نور، بالأخره کلام امام علیه‌السّلام را در اینجا مثل خود آیات قرآنی تخصیص می‌زنیم. درست شد؟! حالا اگر راوی از امام نقل به معنا کرد، قضیه در اینجا چیست و باید چه کرد؟! اینجا کار مشکل می‌شود، اینجا کار سخت می‌شود، 

  • متفاوت نبودن خبر واحد با خبر متواتر در این اشکال

  • صحبت در اینجا این است که آیا تواتر ملاک برای تخصیص است؟! یعنی اگر قرار باشد که افراد نظرات و برداشت خودشان را از کلام امام علیه‌السّلام بیان کنند، حالا چه یک نفر این کار را انجام دهد مثل ابی بصیر، چه صد نفر این کار را انجام دهند، چه فرقی می‌کند؟!

  • تمام فرق بین تواتر و غیر تواتر فقط در قطعی‌الصدور و ظنّی‌الصدور است نه در دلالت، در دلالت دیگر فرق نمی‌کند. در خبر متواتر، خبر قطعی‌الصدور می‌شود چون صد نفر ـ حالا صد نفر نه، بیست نفر ـ بیان کرده‌اند ولی خبر واحد، ظنّی‌الصدور می‌شود. صحبت در این است که آیا در دلالت هم فرق می‌کنند؟! یعنی فرض کنید که امام علیه‌السّلام حرفی را بیان کرده است، بیست نفر، بیست برداشت کرده‌اند و آن برداشتشان مانند هم است، باز هم برای ما ظنّی‌الدلاله است و قطعی‌الدلاله نیست. چه‌‌بسا اینکه اگر ما درقبال امام علیه‌السّلام بودیم و همین الفاظ را می‌شنیدیم معنایی در ذهن ما براساس اقوائیت فقاهت و براساس اشدّیت و اولویت و اقوائیت در علم، و اقوائیت با بینش اسلام و با شم‌ّالفقاهه و شمّ‌الشریعه وجود داشت که انسان بیانی را از امام علیه‌السّلام اضافۀ بر بیان دیگر می‌فهمید، همان‌طور که قطعاً همین‌طور است؛ یعنی ما این قضیه را در خودمان احساس می‌کنیم. من‌باب‌مثال مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ صحبت می‌کردند و در آن مجلس حداقل بیست نفر فاضل وجود داشت؛ ولی ما می‌دیدیم یک یا دو نفر یک کلامی را می‌فهمید که آن هیجده نفر دیگر نمی‌فهمیدند، حالا اگر آن هجده نفر همین کلام آقا را نقل به معنا کنند ـ نمی‌توانند نقل به لفظ کنند چون نوار نیست که پیاده کنند ـ و همۀ آنها هم یک‌طور نقل به معنا می‌کنند، آیا باز هم در انطباق یا عدم انطباق این با کلام ایشان تفاوتی بود؟! تفاوت نبود، چه تفاوتی؟! بالأخره یا اینها کلام را کما هو حقّه فهمیده‌اند یا نفهمیده‌اند، باز هم شک در اینجا وجود دارد. پس کاری که تواتر و خبر واحد می‌کند این است که فقط و فقط این را که ظنّی‌الصدور است قطعی‌الصدور می‌کند ولی دلالت عوض نمی‌شود، حالا که دلالت عوض نشد بنابراین ما به چه ملاکی کلامی را که می‌دانیم برای امام علیه‌السّلام است، ولی بالأخره راوی آن را بیان کرده است؛ راوی براساس فهم خودش تفسیر این آیه را از امام علیه‌السّلام بیان کرده است، به چه ملاکی با این خبر راوی آن آیه را تفسیر و توجیه کنیم؟! یا تخصیص بزنیم و تقیید کنیم؟!

/