اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

بررسی دیدگاه علامه طباطبائی

14٬085
اصول

بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا می‌توان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی می‌شود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیه‌السلام می‌داند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهم‌السلام مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

توضیحات:

بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا می‌توان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی می‌شود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیه‌السلام می‌داند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهم‌السلام مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

15
  • تلمیذ: آیات است.

  • استاد: آیات باشد.

  • تلمیذ: احکام وجود ندارد؟

  • استاد: نه، صحبت در این است که تلقّی فهم و تلقّی مطلب تفاوت پیدا می‌کند.

  • تلمیذ: بالأخره اگر قرار باشد که حکم‌الله نباشد و ما بیاییم داخل کنیم این بدعت می‌شود و این غلط است ولو شأنش کم نباشد اگر معیار موثق بودن باشد هیچ فرقی نمی‌کند که شأن احکام شأنِ مهمی باشد یا نباشد.

  • استاد: بر منکرش لعنت! من که گفتم: خود آیات قرآن هم در مقام اهمیت موضوع تفاوت دارند. مگر یکی از مبانی ما این نبود؟! ما باید نسبت به خصوصیت مورد در آنجا لحاظ کنیم؛ یک وقت مورد، مسئلۀ بسیار خطیری است، یک وقت مورد عادی است؛ یک وقت مولا به شما می‌گوید: «بروید یک شهر را به آتش بکشید،» یک وقت مولا به شما می‌گوید که «بروید از چاه آب بیاورید،» آیا هر دو یکی است؟!

  • تلمیذ: بالأخره وثوق مقول به تشکیک است.

  • استاد: همین دیگر، اگر شخصی به شما گفت که مولا گفته است برو جایی را آتش بزن، می‌گویید که مولا کجا چنین حرفی را می‌زند؟! [آیا این کلام مانند این است که مولا گفته است:] برو سر کوچه یک کیلو انگور بخر و بیاور؟! شما قطعاً در اینجا تأمل می‌کنید و به یک نفر اعتنا نمی‌کنید، مگر اینکه این یک نفر نزد شما خیلی وثوق داشته باشد فرض کنید پسر مولا باشد و الاّ شما تأمل می‌کنید. آیات قرآن هم همین‌طور است؛ آیاتی داریم که اصلاً نمی‌شود با یک راوی عادی با آنها برخورد کرد، آیاتی هم داریم که احکام نجاسات و امثال‌ذلک را بیان می‌کنند، در اینجا همین‌قدر که انسان وثوقی داشته باشد نسبت به اینکه این راوی دروغ نمی‌گوید و در مقام دروغ نیست، کفایت می‌کند. کجا در مورد اعتقادات این‌طور است؟! در مورد اعتقادات خیلی مباحث دارد.

  • تلمیذ: ... برگشت این فقط به روایاتی است که نسبت به اعتقادات است نه نسبت به احکام ...

  • استاد: بله همین‌طور است.

/ 613