اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

بررسی دیدگاه علامه طباطبائی

14٬085
اصول

بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا می‌توان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی می‌شود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیه‌السلام می‌داند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهم‌السلام مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

توضیحات:

بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا می‌توان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی می‌شود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیه‌السلام می‌داند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهم‌السلام مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تخصیص یا نسخ قرآن با روایت

7
  • ...البته وثاقت روایت، حاکی و محکی است. معیار این است یعنی ما در مورد هردو قضیه این مسئله را می‌گوییم؛ یعنی وقتی که بحث را به وثاقت می‌بریم، وثاقت هر دو مطلب را دربرمی‌گیرد؛ یکی وثاقتِ سند و دوم وثاقتِ منقول، باید هردو در این قضیه لحاظ شوند. ما در مورد احکام خیلی مشکل نداریم فرض کنید که می‌گوید: ﴿ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي فَٱجۡلِدُواْ كُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖ﴾ این ﴿مِاْئَةَ جَلۡدَةٖ﴾ خیلی مهم نیست، یعنی فرض کنید که شخصی آمد از امام علیه‌السّلام نقل کرد که ﴿مِاْئَةَ جَلۡدَةٖ﴾ در زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بود و بعد از زمان رسول خدا به هشتاد جلدة یا ثمانون جلدة رسید. این خیلی مسئلۀ مهمی نیست؛ به‌خاطر اینکه حکم ظاهر است و دیگر غموضی در تلقّی معنا ندارد که حالا فرض کنید قاعدۀ «بسیط‌الحقیقه» باشد که هر کسی بخواهد بفهمد.

  • تلمیذ: تغییر حکم خدا است.

  • استاد: می‌گویم که در تلقّی مسئله خیلی غموض ندارد. این‌طور نیست که فرض کنید حالا یک دهاتی اینجا بیاید و شما بخواهید یک قاعدۀ «بسیط‌الحقیقه» را برایش مطرح کنید که اصلاً نمی‌فهمد بسیط را با «تاء» می‌نویسند یا با «طاء» مؤلَّف1 می‌نویسند. فرض کنید که آیه می‌گوید: ﴿فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾2 بعد حضرت نحوۀ ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ را بیان می‌کند و می‌گوید: «از پایین به بالا آب نریز بلکه از بالا آب را بریز» اگر بچه هم در آنجا باشد می‌فهمد، این احکام است. حالا صحبت در مورد اعتقادات است که اگر در مورد اعتقادات یک «واو» جابه‌جا شود اصلاً قضیه به‌طور کلی برمی‌گردد؛ اعتقاداتی که مربوط به مبدأ، معاد، کیفیت نزول مراتب وجود و انوار، بیان همۀ مراتب خلقت و امثال‌ذلک است، اینها چیزهایی نیستند که در دسترس هر کسی باشند و هر کسی بخواهد بفهمد. حالا در چنین شرایطی آیا به آن خبر واحدی مثل خبر سکونی که آمده است و من‌باب‌مثال بطون و ظهور ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾3 را نقل کرده است، اعتماد داریم؟! آیا واقعاً اعتماد داریم که در اینجا کلام امام رضا علیه‌السّلام را خوب فهمیده است؟! این غیر از این است که حضرت دربارۀ ﴿فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ بگوید: یعنی از بالا آب بریزید نه از  پایین، قطعاً قضیه فرق می‌کند. در مسئله‌ای که مربوط به مبانی و اعتقادات است، [نمی‌شود هر کلامی را به‌راحتی پذیرفت] اشخاصی که مثلاً از اواسط قوم هستند هیچ‌وقت نمی‌توانند چنین وثاقتی را به‌وجود بیاورند. بله! در مورد یک حکم ظاهر [کلامشان قبول است] فرض کنید وقتی که می‌خواهید از عرفات به مشعر بروید صبر کنید تا آفتاب غروب کند بعد بروید. این مشکلی ندارد. شخص بی‌سواد هم می‌فهمد و باسواد هم می‌فهمد؛ اما در مورد اعتقادات نظر مرحوم علاّمه صحیح است؛ یعنی انسان وثاقت پیدا کند بر اینکه امام علیه‌السّلام این را گفته است و این وثاقت با خبر واحد پیدا نمی‌شود.

    1.  لغت‌نامه دهخدا: « مؤلَّف: حرف یا کلمه ای که دارای الف است: طای مؤلف، مقابل تای منقوط. و هم‌چنین ظای مؤلف. و این هردو تعبیر را غیر عرب آرند، چه عرب خود در تلفظ بین طاء و تاء، و ظاء و زاء فرق آشکار می‌کند.»
    2. سوره مائده (5) آیه 6.
    3. سوره حدید (57) آیه 3. روح مجرد، ص 375:
      «اوست اوّل و آخِر و ظاهر و باطن (ابتداى هر چيز و انتهاى هر چيز، و آشكارا در هر چيز و پنهان و باطن هر چيز) و اوست كه به هر چيز داناست.»
/