اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تأخیر بیان از وقت حاجت

بررسی دیدگاه آیةالله خویی

14٬059
اصول

تأخیر بیان از وقت حاجت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه آیةالله خویی را درباره تفاوت احکام واقعی و احکام ظاهری در مسئله تأخیر بیان بررسی می‌کند و سپس به مبانی این دیدگاه در باب حسن و قبح عقلی و عقلایی می‌پردازد. در ادامه توضیح می‌دهد که چرا مسئله تأخیر بیان از وقت حاجت را باید در چارچوب حکم عقل تحلیل کرد و نه صرفاً سیره عقلاء. بخش مهمی از بحث به تبیین جایگاه تقیه، ترخیص و تدریجی بودن تشریع احکام اختصاص دارد و نشان می‌دهد که بسیاری از مواردی که تأخیر بیان تصور می‌شود، در حقیقت هنوز به مرحله حاجت و الزام نرسیده‌اند. استاد همچنین نسبت میان احکام شرعی و ادراک عقل، نقش احکام ظاهری در تأمین مصلحت احکام واقعی و معنای حقیقی وقت حاجت را بررسی می‌کند و از این رهگذر ملاک صحیح فهم نسخ، بیان و تشریع تدریجی احکام را روشن می‌سازد.

تأخیر بیان از وقت حاجت

توضیحات:

تأخیر بیان از وقت حاجت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه آیةالله خویی را درباره تفاوت احکام واقعی و احکام ظاهری در مسئله تأخیر بیان بررسی می‌کند و سپس به مبانی این دیدگاه در باب حسن و قبح عقلی و عقلایی می‌پردازد. در ادامه توضیح می‌دهد که چرا مسئله تأخیر بیان از وقت حاجت را باید در چارچوب حکم عقل تحلیل کرد و نه صرفاً سیره عقلاء. بخش مهمی از بحث به تبیین جایگاه تقیه، ترخیص و تدریجی بودن تشریع احکام اختصاص دارد و نشان می‌دهد که بسیاری از مواردی که تأخیر بیان تصور می‌شود، در حقیقت هنوز به مرحله حاجت و الزام نرسیده‌اند. استاد همچنین نسبت میان احکام شرعی و ادراک عقل، نقش احکام ظاهری در تأمین مصلحت احکام واقعی و معنای حقیقی وقت حاجت را بررسی می‌کند و از این رهگذر ملاک صحیح فهم نسخ، بیان و تشریع تدریجی احکام را روشن می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تأخیر بیان از وقت حاجت

10
  • از شما سؤال می‌کنم؛ در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ مگر خود ایشان همۀ مطالبشان را یک‌دفعه به کسی می‌گفتند؟! مگر کسی می‌توانست قبول کند؟! الآن که الآن است ما مبتلا هستیم، الآن هم نمی‌توانیم به‌ شخص حرفی بزنیم این‌قدر در لفافه و کنایات و تلویحات و تلمیحات و این چیزها ـ آیا بپذیرد یا نپذیرد ـ یک حرفی را بخواهیم بزنیم، مگر می‌توانیم حرفی بزنیم؟! پیغمبر هم همین‌طور بود، من‌باب‌‌مثال آن عربی که به زور آمده و می‌خواهد ایمان بیاورد و پیغمبر دارد همۀ آن چیزها را از دستش می‌گیرد مگر برای او آسان است که بیاید و هر مسئله‌ای را که حضرت می‌فرمایند قبول کند؟! طبع قضیۀ تشریع ترخیص است، اصلاً امکان ندارد و عقلاً مستحیل است که ترخیص در آن نباشد الاّ در آن موارد. وقتی که محیط آماده می‌شود آن‌وقت است که دیگر مشکلی در اینجا باقی نمی‌ماند.

  • تلمیذ: در آنجا می‌توانیم بگوییم که حاکم عقل است و به این موظف‌اند؟!

  • استاد: بله موظف‌اند ولی عقل در آنجا راه ندارد.

  • تلمیذ: چون کذب یا سرقت امری است که دیگر همۀ عقول حکم بر آن می‌کنند.

  • استاد: بله در آنجا هم همین را می‌گوییم؛ همین دروغ برای آنها قبل از شرع هم مکدِّر است لذا خیلی افراد بودند که دین نداشتند ولی هیچ‌وقت دروغ نمی‌گفتند، می‌گفتند که دروغ نمی‌گوییم، دروغ اشکال دارد. نمی‌گفتند که دروغ شرعاً حرام است، شرع را قبول نداشتند ولی می‌گفتند که مردانگی ما اجازه نمی‌دهد آن غیرت ما اجازه نمی‌دهد که دروغ بگوییم یا دزدی کنیم. قبایل دزدی را قبیح می‌دانستند، دروغ گفتن را قبیح می‌دانستند، دروغ گفتن را کار آدم‌های خیلی بی‌مایه، پست، رذل و رذیل می‌دانستند. راست گفتن، اعطا، جود و بخشش و امثال‌ذلک را از کرامات افراد به‌حساب می‌آوردند، بخل و حسد و اینها را از پست و رذل بودن افراد به‌حساب می‌آوردند. اینها مسائل شرعی نبوده که رواج داشته است البته از روزۀ صمت و وصال و امثال‌ذلک اصلاً خبری نداشتند؛ چون عقل به آنها اصلاً راهی ندارد یا من‌باب‌‌مثال نسبت به همین زنا [گمان می‌کردند] که اگر زنی راضی باشد ولو شوهردار [مانعی ندارد] البته اینها حتی نسبت به زن شوهردار هم می‌گفتند که تعدّی در حق فلان شخص است و [جایز نیست] اما نسبت به کسی که شغلش این کار باشد شاید برایشان مهم نبوده است چون عقل به این مسئله نمی‌رسد.

/ 260