
نسخ و بداء
اجمالی از مباحث جلسات آینده
در این جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، استاد به مناسبت بحث نسخ، وارد مبحث بداء شده و تفاوتهای اساسی میان نسخ در تشریع و بداء در تکوین را تبیین میکنند. در ادامه، دیدگاه یهود درباره عدم امکان نسخ در احکام الهی و اشکالات وارد بر آن بررسی میشود. همچنین اقسام نسخ در مقام اثبات، مسئلۀ اَمد احکام، ارتباط بداء با جبر و اختیار، قضا و قدر، لوح محفوظ، لوح محو و اثبات، علم الهی و علم امام علیهالسلام مورد اشاره قرار میگیرد. این جلسه در واقع مقدمهای برای ورود به مباحث عمیق بداء و تبیین روایات و آیات مرتبط با آن از جمله آیه «يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ» به شمار میآید.
نسخ و بداء
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
به تناسب مبحث نسخ مبحث بداء مطرح شده است و بهواسطۀ ارتباطٌمایی که بین این دو بحث هست و تشابهی که وجود دارد، آقایان مبحث بداء را مطرح کردهاند.
فرق بین نسخ و بداء
منتها فرق بین نسخ و بداء در تشریع و تکوین است؛ بحث نسخ در تشریع میآید و بحث بداء در تکوینیات و بالتبع ما ناچاریم برای پرداختن به مبحث بداء و اشتمال این بحث بر همۀ جوانب، لا محاله به مبحث جبر و تفویض و اختیار هم وارد شویم گرچه قوم وارد نشدند و این مبحث را در مباحث اوامر یا تبدّل احکام واقعیه به ظاهریه مطرح کردهاند.
آنچه که در مبحث نسخ مطرح است این است که یک حکمی در مقام اثبات، رافع حکم دیگری باشد و به عبارت دیگر اَمد آن حکم اوّل را بیان کند. هیچ خلافی در این قضیۀ نیست که نسخ در تشریع وجود داشته است و فقط یهود در این مورد مخالفت میکنند و به تبع آنها نصاریٰ، گرچه نصاریٰ در بعضی از احکام قائل به نسخ تشریع یهود در بعضی از موارد هستند.
استدلال یهود بر عدم نسخ در تشریع
استدلالی که یهود بر این مطلب میآورد این است که مصالح و مفاسد نفسالأمریه یا مطابق با این حکم ساری و جاری است یا نیست؛ اگر مطابق باشد، معنا ندارد خداوند این حکم را بردارد و اگر ساری و جاری نباشد و مطابق با این حکم نباشد، چرا خداوند این حکم را جعل و تشریع کرده است؟! [یهود قائل است] شریعت حضرت موسی علیٰ نبینا و آله و علیهالسّلام اوّلین تشریع در خلقت آدمی و انسان است و آخرین تشریع بهحساب میآید چون آنها شریعت پیغمبر ما را قبول ندارند و همینطور حضرت عیسی را قبول ندارند.
اصلاً علت اختلاف یهود با اسلام این است که اسلام شریعت حضرت عیسی را قبول دارد و یهود میگویند که شما این را قبول نکنید تا ما شریعت شما را قبول کنیم. خُب قبول نکنید که نکنید، وقتی که حضرت عیسی به نبوّت و رسالت مبعوث شده است باید در آن برهۀ خاص این تشریع را پذیرفت حالا به مذاق کسی خوش نمیآید، نیاید. [آنها قائلاند که] قبل از تشریع حضرت موسی مردم بر طبق آداب و سنن اجتماعی خودشان زندگی میکردند و انبیاء قبل از تشریع حضرت موسی فقط به توحید دعوت میکردند و بس، دیگر مسائل مربوط به معاش و اجتماعیات و مسائل مربوط به عبادات و اینها نبوده است و قبل از تشریع حضرت موسی، وجود خارجی نداشته است. بناءًعلیٰهذا این تشریع، تشریع ابدی خواهد بود و در تشریع ابدی نسخ دیگر معنا ندارد.
