
نسخ و بداء
اجمالی از مباحث جلسات آینده
در این جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، استاد به مناسبت بحث نسخ، وارد مبحث بداء شده و تفاوتهای اساسی میان نسخ در تشریع و بداء در تکوین را تبیین میکنند. در ادامه، دیدگاه یهود درباره عدم امکان نسخ در احکام الهی و اشکالات وارد بر آن بررسی میشود. همچنین اقسام نسخ در مقام اثبات، مسئلۀ اَمد احکام، ارتباط بداء با جبر و اختیار، قضا و قدر، لوح محفوظ، لوح محو و اثبات، علم الهی و علم امام علیهالسلام مورد اشاره قرار میگیرد. این جلسه در واقع مقدمهای برای ورود به مباحث عمیق بداء و تبیین روایات و آیات مرتبط با آن از جمله آیه «يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ» به شمار میآید.
نسخ و بداء
5نوع سوم
سوم این است که واقعاً دلیل به مقتضای اطلاقش و به مقتضای عمومش ـ اطلاق یا عمومش ـ إلیٰ أمدٍ غیر معیّن دلالت بر استمرار حکم میکند؛ اطلاقش اقتضاء میکند مثل شُرب الخمر حرامٌ إلی یوم القیامة یا أکل المیتة حرامٌ إلی یوم القیامة یا أکلُ الزبیب حرامٌ. این اطلاق یا عمومیت زمانی او اقتضای استمرار حکم میکند، در اینجا است که ناسخ میآید. یعنی در مقام نسخ، رفعِ حکمِ ثابت است در مقام اثبات، آن حکم را در مقام اثبات برمیدارد؛ ناسخ در مقام اثبات میآید آن حکم قبلی را برمیدارد، به این نسخ میگویند.
حالا که این سه قضیه در اینجا روشن شد مطلبی که در اینجا بهدنبال این میآید این است که در این حکم سوم ...
...چون اینها این مطلب را ذکر کردهاند ما هم ذکر میکنیم و یک مقداری پا را از محدودۀ مطالب آنها فراتر میگذاریم.
در قضیۀ بداء باید چند مسئله روشن شود:
اوّل اینکه حقیقت بداء چیست؟
دوم اینکه این اخباری که از ائمه علیهمالسّلام یا از پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و انبیاء آمده است و ممکن است آمده باشد و بعداً خلافش ثابت شده باشد را باید به چه نحو تأویل و توجیه کنیم؟
سوم اینکه وجه تسمیۀ این حقیقت به بداء چیست؟
آیات و روایات وارده در حقیقت مسئلۀ بداء
در مسئلۀ بداء و حقیقت بداء آیات قرآن در اینجا زیاد داریم و روایات هم داریم؛ ﴿يَمۡحُواْ ٱللَهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ﴾1 روایاتی که از ائمه آمده است مثل:
و لولا آیةٌ فی كِتابِ اللهِ لأخبرتُكُم بِما كانَ و بِما یَكونُ و ما هو كائِنٌ إلى یَومِ القیامةِ و هی هَذِهِ الآیةُ: ﴿يَمۡحُواْ ٱللَهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ﴾.2
یا روایاتی که در فوت اسماعیل فرزند امام صادق علیهالسّلام آمده است که حضرت در آنجا اشاره دارند به بدائی که در حق اسماعیل شد و امامت به موسی بن جعفر علیهالسّلام منتقل شد3 و همینطور کلام صریح امام هادی علیهالسّلام در خطاب به فرزند خودشان حضرت امام حسن عسکری علیهالسّلام که میفرمایند: «یا بُنیّ أحدِث لِلّهِ تبارك و تعالى شُكراً فقد أحدث فیك أمراً»4 وقتی حضرت سید محمد که مقامش بسیار مقام شامخی بود و بسیار مقام بالایی داشت از دنیا میرود حضرت هادی به فرزندشان میفرمایند که خداوند در حق تو بداء قرار داد و کَأنَّ میخواست قضیه به حضرت سید محمد برسد درحالیکه او از دنیا رفت و امامت به تو تعلّق گرفت. ما در مورد بداء روایاتی داریم که همۀ این روایات را میآوریم و إنشاءالله همه را متذکر میشویم و خیال میکنم اگر بخواهیم فقط به همین بحث بپردازیم تا تعطیلات محرم طول بکشد. منتها از نظر اینکه چون یک بحث جامعی هست و حالا به تبع این دیگر ما وارد بحث مطلق و مقیّد نشویم و این بحث را تمامش کنیم و به نهایت برسانیم. حالا اجمال آنچه را که در آتیه بهدنبالش هستیم خدمتتان عرض میکنم.
- سوره رعد (13) آيه 39. امام شناسى، ج 15، ص 184:
«آنچه را كه خداوند بخواهد از ميان ببرد مىبرد، و آنچه را كه خداوند بخواهد برقرار كند برقرار مىكند. و علم امّالكتاب كه تغيير ناپذيرفتنى است در نزد او مىباشد.» - التوحید، شیخ صدوق ج ۱، باب حديث ذعلب، ص 305، ح 1. ترجمه:
«و اگر يك آيه در كتاب خداى عزوجل نميبود هر آينه شما را خبر ميدادم به آنچه بوده و ميباشد و آنچه خواهد بود تا روز قيامت و آن آيه اين است: ﴿يَمۡحُواْ ٱللَهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ﴾.» - التوحید، شیخ صدوق، ج ۱، باب البداء، ص 336، ح 10:
«و مِن ذلِك قولُ الصّادِقِ علیهِ السّلامُ: ما بدا لِلّهِ بداءٌ كما بدا لهُ فی إسماعیل اِبنی، یَقولُ: ما ظَهَرَ لِلهِ أمرٌ كَما ظَهَرَ لَهُ فی إسماعیلَ اِبنی إذِ اِختَرَمَهُ قَبلی لیُعلِمَ بِذلكَ أنَّهُ لَیسَ بِإمامٍ بَعدی.» ترجمه:
«و از اين قبيل است قول حضرت صادق عليهالسّلام كه ظاهر نشد از براى خدا امرى چنان كه در باب اسماعيل پسر من ظاهر شد. ايشان میفرمایند كه از خداوند امري ظاهر نشد (از جهت تعجببرانگیز بودن براي مردمان) همانطور كه در مورد اسماعيل فرزندم صورت گرفت. زيرا وي را قبل از من از دنيا برد تا همگان بدانند كه وي بعد از من امام نيست.» - الکافی، ج ۱، كِتابُ الحُجّةِ، بابُ الإشارةِ و النّصِّ على أبیمُحمّدٍ علیهِ السّلامُ، ص 326، ح 8. ترجمه:
«پسر جان! خداى تبارك و تعالىٰ را شكر كن كه نسبت به تو امرى پديد آورد.»
- سوره رعد (13) آيه 39. امام شناسى، ج 15، ص 184:
