اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نسخ و بداء

اجمالی از مباحث جلسات آینده

0
اصول
اصول

در این جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، استاد به مناسبت بحث نسخ، وارد مبحث بداء شده و تفاوت‌های اساسی میان نسخ در تشریع و بداء در تکوین را تبیین می‌کنند. در ادامه، دیدگاه یهود درباره عدم امکان نسخ در احکام الهی و اشکالات وارد بر آن بررسی می‌شود. همچنین اقسام نسخ در مقام اثبات، مسئلۀ اَمد احکام، ارتباط بداء با جبر و اختیار، قضا و قدر، لوح محفوظ، لوح محو و اثبات، علم الهی و علم امام علیه‌السلام مورد اشاره قرار می‌گیرد. این جلسه در واقع مقدمه‌ای برای ورود به مباحث عمیق بداء و تبیین روایات و آیات مرتبط با آن از جمله آیه «يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ» به شمار می‌آید.

نسخ و بداء

9
  • همین نواب صفوی یک آدم خوش‌نفس و آدم خوش‌باطن بود؛ اما چه اوضاعی درست کرد؟! چه بساطی درآورد؟! خُب می‌خواهد همۀ کارها را خراب کند، آقای بروجردی را مسخره کردند، رفتند در درس آقای بروجردی و گفتند:

  • خانه از پای‌بست ویران است***خواجه در بند و نقش ایوان است!1
  • حالا اسم نمی‌برم چه کسانی بودند. یکی از همین افراد می‌گفت که ما از آقای بروجردی سؤال کردیم که آقا چارۀ اینها فقط کتک زدن است، بزنیم یا نه؟! ایشان فرمودند: اگر چاره‌ای نیست بزنید، ـ البته یا سکوت کردند که سکوت علامت رضا است یا اشاره هم کردند که بزنید! ـ دیگر ریختند و آنها را زدند و از قم بیرون کردند چون همه چیز را داشتند به‌هم می‌ریختند. شما چه‌کار دارید می‌کنید؟! یک بچۀ بیست و چند ساله می‌آید به آیةالله کذا حکم می‌کند و فلان! این آدم خوش‌نفس بود ولی خوش‌نفسی تنها کفایت نمی‌کند انسان باید به واقع اشراف داشته باشد. یکی خوش‌نفس است، یکی احاطه است، ادراک است، علم است و کذا است. بچه هم خوش‌نفس است، از بچه خوش‌نفس‌تر چه کسی را سراغ دارید؟! بچۀ هفت‌ساله، نه مرگ سرش می‌شود نه مرض سرش می‌شود، هیچی سرش نمی‌شود، از بچه خوش‌نفس‌تر چه کسی است؟! هویٰ ندارد؛ آیا شما زمامتان را به او می‌سپرید؟! صحیح نیست. حالا زید هم خوش‌نفس بود قبول است و حالش اقتضاء می‌کرد که نمی‌توانست ظلم را ببینید و نیّتش این بود که [حکومت را] بگیرد و به‌دست امام بسپرد و نیّتش این نبود که برای خودش بردارد. مطالبی که حضرت آقا می‌فرمودند همین‌طور است؛ چون ایشان خوب اشراف داشتند و احساس او را ادراک می‌کردند، زید غیر از آن بقیۀ افراد مثل عبدالله محض و دیگران که آمدند اصلاً خراب‌کاری کردند و امام صادق را به زندان و طویله انداختند، بود. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم قاتلینش را نفرین کردند و فرمودند: فرزندی هم اسم این به‌وجود می‌آید ـ به زید بن ‌حارثه اشاره فرمودند ـ خدا لعنت کند کسانی را که او را می‌کشند2 ولی همه‌اش ناشی از این می‌شود که او آن ادراک واقع را ندارد و خلاصه نمی‌تواند خودش را با منویّات امام علیه‌السّلام منطبق کند. البته می‌توانیم در اینجا بگوییم که نمی‌دانیم حال او چطور بوده است و چه قسمی بوده است یعنی یک‌ حالی بوده است که طبعاً نمی‌توانسته است این کار را انجام دهد. یااینکه تحمل ظلم و سکوت برایش خیلی سخت بوده است و خیلی مشکل بوده است اما اگر ما با همین وضع و کیفیتمان بودیم وقتی در جایی شخص اعلم هست و خودت قبول داری که او اعلم است ـ که همین‌طور هم می‌گفت ـ دیگر [این کارها] معنا ندارد، همین یعنی صرف اعلمیّت برای حجّیت و تنجّز کفایت می‌کند.

    1. گلستان سعدی، باب ششم در ضعف و پیری، حکایت شمارۀ ۱.
    2. السرائر، ج 3، ص 638؛ بحار الأنوار، ج 46، ص 192؛ اسرار ملكوت، ج ‌3، ص 92.