
معنى بداء و حقيقت قضاى كلى
بداء و قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا معنای بداء را بهعنوان «ظهور بعد از خفا» بررسی میکند و سپس این پرسش را مطرح میسازد که آیا بداء دربارۀ خداوند به معنای ظهور امر جدید است یا باید آن را به معنای ابداء و اظهار برای مخلوقات فهمید. در ادامه رابطۀ مشیت الهی با قضاهای کلی، نقش اعمال انسان در تحقق تقدیرات، و چگونگی تأثیر صدقه، دعا و سایر افعال در تغییر سرنوشت ظاهری تبیین میشود. استاد با نقد برخی تقریرات رایج، مسئلۀ علم فعلی و علم ذاتی خداوند را نیز بررسی میکند و نسبت آن را با بداء توضیح میدهد. بحث در پایان به نمونههای مطرحشده دربارۀ بداء در مسئلۀ امامت و تحلیل روایات مربوط به حضرت اسماعیل، امام کاظم و سایر ائمه علیهمالسلام میرسد و زمینه را برای مباحث عمیقتر جلسات بعد فراهم میکند.
معنى بداء و حقيقت قضاى كلى
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئلۀ تعارض بین عام و خاص و مسئلۀ نسخ و تخصیص به اینجا رسید که نسخی وجود ندارد الاّ انتهاء اَمدِ حکم قبلی و ابتدای حکم جدید براساس تحقق موضوعی مستقل از موضوع حکم قبل. و این مسئله به مسئلۀ علم باری نسبت به احکام کلیّه و اَمدِ احکام کلیّه در ازمنۀ متفاوته کشیده شده و عرض شد که مسئلۀ نسخ عبارت است از بداء حکم تشریعی درقبال بداء حکم تکوینی، و بالمناسبه از مسئلۀ بداء در ذیل قضیۀ نسخ ذکری به میان آورده شد؛ لذا ما بیمناسبت ندیدیم که در مورد مسئلۀ بداء یک حکم مستقل و بحث مستقل داشته باشیم.
در این جلسه اجمالی از این مطلب بر طبق آنچه را که تقریر شده است عرض میکنیم تا اینکه در جلسۀ آینده به مسئله برسیم.
تعریف بداء
بداء عبارت است از ظهور، بدا لِلّه یعنی ظَهَر لِلّه ، بداء به معنای ظهور است؛ بدا لَهُ یعنی ظَهَرَ لَهُ و ظهور همیشه عبارت است از وقوع حادثهای بعد از خفاء آن، اگر یک حادثه از قدیم الزمان و از قدیم الأیّام و از قدیم الحوادث وجود داشته باشد، دیگر ظهور او را بداء نمیگویند چون ظهور دارد. وقتی که ما در اینجا هستیم به وجود اشیاء عند الرائی، بداء نمیگویند اما وقتی که رائی از بیرون وارد اتاق شود به آن بداء میگویند؛ چون حوادثی که در این اتاق است قبلاً [برای آن شخص ظاهر] نبودهاند و بعد ظاهر میشوند.
این ظهور بعد الخفاء یک نکتۀ بسیار دقیقی است که ما تا آخر مباحثمان نمیتوانیم این را رها کنیم. بداء عبارت است از ظهور یک امری بعد از خفاء آن.
تبیین اول از کیفیت بداء نسبت به خداوند
این مسئلهای که خدمتتان عرض میکنم براساس تقریرات است. حالا در مورد خداوند متعال که همۀ اشیاء پیش او حاضرند و او ناظر بر همۀ اشیاء است؛ این معنا ندارد بداء در اینجا صادق باشد چون او عالم به همۀ اشیاء است و ناظر بر همۀ اشیاء است و لهذا ما باید برای بداء معنای مجازی که همان إبداء است را درنظر بگیریم. بداء به معنی أبدا و آن إبداء بالنسبه به مخلوقین است نه بالنسبه به باریتعالیٰ؛ یعنی بالنسبه به مخلوقین أبدا و أظهر هذا الحادث و هذه الواقعه، اما بالنسبه به خود خداوند متعال این معنا ندارد. معنای اظهار این حادثه بعد از خفاء این است که منبابمثال مشیّت الهی بر تعقّب یک امری خَلفْ امر دیگر تعلّق گرفته است؛ بعد آن امر متعقَب انجام نمیشود و امر دیگری جایگزین میشود. در اینجا میگوییم که أبدا، یعنی أظهَر الله تعالیٰ أظهر خلاف هذه المسئلة فی هذا الموضوع الکذایی و فی هذا الموضوع. مثلاً در روایات عدیده داریم که صدقه رفع بلا میکند،1 مترتّب بر صدقه رفع بلاست و اگر کسی تصدّق کند ممکن است که بلاهایی را از خودش دفع کند. حالا این قضیه که عبارت است از قضاء کلی ممکن است در مواردی استثناء بخورد، در مواردی خلافش باشد؛ فرض کنید که اگر زیدی صدقه داد ولی با این صدقه امر خلافی را هم انجام داد [مثلاً] به والدینش اهانت کرد یااینکه ظلمی را مرتکب شد، در اینجا آن قضاء کلی الهی تعارض پیدا میکند با یک قضای کلی دیگر الهی که آن عبارت است از اینکه مثلاً اهانت به والدین موجب قصر عمر میشود؛ موجب کوتاهی عمر میشود. یا اینکه فرض کنید ظلم به یک فقیر موجب فلان بلا و مرض میشود. خُب اینکه در اینجا [است] نه این است که مشیّت الهی بر قضاء الهی حاکم شده است.
- مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۳۸۸:
«عَنِ العالِمِ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: الصَّدَقَةُ تَدفَعُ القَضاءَ المُبرَمَ مِنَ السَّماءِ.»
- مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۳۸۸:
