اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند

بیان مقدمات

14٬060
اصول

کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین می‌کند و نشان می‌دهد که هیچ حادثه‌ای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمی‌یابد. سپس با بررسی نمونه‌هایی مانند معجزات حضرت عیسی علیه‌السلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح می‌دهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار می‌گیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.

كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند

توضیحات:

کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین می‌کند و نشان می‌دهد که هیچ حادثه‌ای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمی‌یابد. سپس با بررسی نمونه‌هایی مانند معجزات حضرت عیسی علیه‌السلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح می‌دهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار می‌گیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند

6
  • حالا کاری که نبی می‌کند چیست؟ کاری است که از همین‌جا میان‌بُر می‌زند یعنی بدون اینکه عوالم جبروت و لاهوت و ملکوت را بخواهد طی کند، از همین‌جا در مثال یک تصرف می‌کند و یک مثال درست می‌کند، همان‌طور که ما یک صورت نقاشی می‌کشیم و به دیوار می‌چسبانیم، او هم یک نفس زید درست می‌کند و او را در عالم مثال می‌اندازد، وقتی که نفس زید را درست کرد و در مثال انداخت یک جسم ماده هم درست می‌کند این را هم در عالم ماده می‌اندازد، آن مثال را از آن طرف می‌کشد و به این ماده می‌چسباند ﴿فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾ آیا این‌طور است؟! اینکه طفره می‌شود؛ ما گفتیم که بنا‌ بر قاعدۀ علّیت و معلولیت امکان ندارد یک نفس مجرد بدون اراده و مشیت حق از عالم اراده یک‌دفعه چند پلۀ نردبان را رد کند و یک‌دفعه در این پلۀ آخر ظاهر شود.

  • اگر یک روح و نفس بخواهد تحقق پیدا کند باید مقام اراده و مشیت حق انجام گیرد، آیا مقام اراده و مشیت حق این است که طفره باشد؟! طفره محال است؛ فرض کنید امری که بخواهد در عالم خارج تحقق پیدا کند یک‌مرتبه بخواهد بدون آن سلسلۀ مراتب باشد [این محال است.] چون فرض ما بر این است که علت متقدّم بالطبع به معلول است و عالم مادون متأخّر بالطبع نسبت به عالم مافوق خودش است؛ بنابراین کاری که ولیّ می‌کند ـ چه امام و چه پیغمبر یا غیر این دو ـ این است که از آن بالا کار را درست می‌کند و پایین می‌آید یعنی تمام این جریانی که باید مثلاً در طیّ مدت ده ‌سال، در طیّ مدت بیست ‌سال، در طیّ مدت صدسال انجام بگیرد همۀ اینها را به‌ طرفةالعینی از آن عالم انجام می‌دهد تا به اینجا برسد.

  • حالا در بعضی از اوقات خود او بر این سلسلۀ مراتب اشراف دارد و عنایت دارد، در بعضی از موارد هم این اشراف و عنایت را ندارد. یعنی در بعضی از موارد که در اکثر موارد است، فاقد علم است و در بعضی از موارد عالم به علم است و شاعر به علم است. در بعضی موارد علم به علم دارد؛ ولی در اکثر موارد علم به علم ندارد. کار را انجام می‌دهد ولی نمی‌داند که این کاری را که الآن انجام می‌دهد، مقهور یک عقل کُلّی مافوق او است و اراده و مشیت آن عقل کلّی مافوق تعلّق گرفته است که الآن این را انجام می‌دهد والاّ اگر او نبود انجام نمی‌داد، او خیال می‌کند که الآن توانسته است تصرف کند، این خیالی که الآن توانسته است تصرف کند، غافل از این است که فعل او چه مسائلی را گذرانده است تا الآن از دریچۀ نفس او در خارج تحقق پیدا می‌کند. نسبت به این قضیه غافل است؛ مگر آن کسی که جمیع این مراتب را طیّ کرده باشد و او علم به علم دارد، یعنی علم دارد به این عملی که الآن انجام می‌دهد که این عمل او از کجا نشئت می‌گیرد و به کجا منتهی می‌شود که این اختصاص به انبیاء دارد و اختصاص به ائمه دارد و اختصاص به کُمّلین از اولیاء دارد و الاّ من‌باب‌مثال کارهایی را که افراد ناقص می‌کنند، کارهایی را که بعضی از مرتاض‌ها می‌کنند، کارهایی را که بعضی از صُلَحا می‌کنند مثلاً حمد می‌خواند مریض شفا پیدا می‌کند، حمد می‌خواند حتی ممکن است مُرده زنده شود، حتی ممکن است احیاء اموات و اینها شود، در این موارد خود او هم نمی‌داند که چه می‌کند، می‌گوید که حمد خواندیم و خوب شد! اگر از او بپرسیم که چه‌کار کردی؟! می‌گوید که والله من هم نمی‌دانم من فقط حمد خواندم و او هم خوب شد!

/