
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
بیان مقدمات
کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین میکند و نشان میدهد که هیچ حادثهای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمییابد. سپس با بررسی نمونههایی مانند معجزات حضرت عیسی علیهالسلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح میدهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
توضیحات:
کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین میکند و نشان میدهد که هیچ حادثهای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمییابد. سپس با بررسی نمونههایی مانند معجزات حضرت عیسی علیهالسلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح میدهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
8مقدمۀ سوم: زمان، شرط اساسی خلقِ ماده
مقدّمه سوم اینکه تمام آنچه که در عالم ـ چه به خلق اوّل و چه به خلق ثانی و ثالث و رابع و امثالذلک ـ از تغییر و تبدّلات به حرکت جوهری و به جمیع حرکات در کم و کیف و حوادث مادی تحقق پیدا میکنند، در ظرف زمان و در ظرف مکان متحقق میشوند. به عبارت دیگر در خلق و آثار و حوادث ماده، زمان، شرط ذاتی و شرط اساسی بهحساب میآید.
درهرصورت زمان بهعنوان مرور و گذشت، یک شرط اساسی برای خلق ماده است بهنحویکه اگر ما زمان و مکان را برداریم ـ البته خود مکان و زمان یک بحث فلسفی است که آیا اینها اعتباری هستند یا حقیقی هستند ـ ماده نمیتواند خلق پیدا کند و تغییر و تبدّل در آن بهوجود بیاید. قاعده و اساس برای خلقِ حوادث مادی عبارت از زمان است.
تلمیذ: خودش متأخّر از ماده است چگونه شرط برای خلق ماده است؟
استاد: این در اصل کینونیّت خلق، متأخّر است؛ اما ما زمان را عبارت از مرور و یک گذشت بهعنوان انتزاع عقلی از ماده میدانیم. یعنی در اصل خود ماده، در اصل تکوّن ماده، زمان نیست؛ بهخاطر اینکه معلول برای مثال است. بنا بر این معنا ندارد [وقتی که] در آنجا زمان راه ندارد در ماده که در خلق است زمان راه داشته باشد؛ ولی صحبت در این است که عقل پس از خلق نسبتی بین این خلق با وجود خودش انتزاع و برقرار میکند؛ یعنی وجود این خلق را در دو مرحله لحاظ میکند و از آن زمان را انتزاع میکند.
درک انسان از زمان و مکان
فرض کنید اصلاً شما زمان را هم نمیدانید و اصلاً خورشیدی هم نیست، عالم ظلمات است و شما هم در هوا معلق هستید و هیچگونه ارتباطی با زمین ندارید، هیچگونه ارتباطی با جوانب خود ندارید؛ همینطور در هوا معلق هستید و نور، جسم در اطراف، حرارت و برودت احساس نمیکنید، فقط خودتان هستید و خودتان، آیا زمان را احساس میکنید یا نمیکنید؟! بالأخره مرور را بر وجود خود که احساس میکنید؛ گرچه اصلاً زمانی وجود ندارد. یعنی اصلاً فرض کنید که خورشیدی در عالم نیست که ما بیست و چهار ساعت را بفهمیم، قمری در عالم نیست که ما لیل و نهار را بفهمیم، هیچ چیز را نمیفهمیم.
