
كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات
رابطه عالم ثابتات با حوادث متدرج و مسئله بداء محور اصلی این جلسه از سخنان آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا تفاوت عالم ماده و عالم علّیت را توضیح میدهد و نشان میدهد که زمان و تدریج از ویژگیهای عالم ماده است، درحالیکه در مرتبه علّیت و عوالم مافوق، اشیاء بهنحو ثابت حضور دارند. سپس با بررسی مفهوم قسر در فلسفه، این دیدگاه را نقد میکند که موجودات از رسیدن به غایت واقعی خود بازداشته میشوند و توضیح میدهد که همه حوادث در چارچوب نظام علّی و حکمت الهی تحقق مییابند. در ادامه، حقیقت علم عنایی حق و احاطه علمی خداوند به همه حوادث تبیین میشود و از این مبنا نتیجه گرفته میشود که بداء به معنای تغییر در علم یا اراده الهی نیست، بلکه تنها در عالم کون و فساد و از منظر موجودات محدود به زمان معنا پیدا میکند.
كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات
توضیحات:
رابطه عالم ثابتات با حوادث متدرج و مسئله بداء محور اصلی این جلسه از سخنان آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا تفاوت عالم ماده و عالم علّیت را توضیح میدهد و نشان میدهد که زمان و تدریج از ویژگیهای عالم ماده است، درحالیکه در مرتبه علّیت و عوالم مافوق، اشیاء بهنحو ثابت حضور دارند. سپس با بررسی مفهوم قسر در فلسفه، این دیدگاه را نقد میکند که موجودات از رسیدن به غایت واقعی خود بازداشته میشوند و توضیح میدهد که همه حوادث در چارچوب نظام علّی و حکمت الهی تحقق مییابند. در ادامه، حقیقت علم عنایی حق و احاطه علمی خداوند به همه حوادث تبیین میشود و از این مبنا نتیجه گرفته میشود که بداء به معنای تغییر در علم یا اراده الهی نیست، بلکه تنها در عالم کون و فساد و از منظر موجودات محدود به زمان معنا پیدا میکند.
كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات
14تلمیذ: امام که میدانست امام نمیخواهد تخلف کند اگر امام میداند چرا اظهار نمیکند؟
استاد: حضرت در اینجا میخواهد او را به حقیقتی راهنمایی کنند، میخواهند راه را به او نشان دهند و راه را باز کنند، میخواهند بفرمایند که تمام این حوادث و وقایع همه در عالم ثابت است و اگر تو این کار را کردی معلوم میشود آن است و اگر نکردی معلوم میشود این است و اختیار تو هم که اختیار میکنی دوباره از او نشئت میگیرد و هر کاری که میکنی در عالم ثابت است. حضرت میخواهند این را به او بگویند. اما اگر حضرت هم این را به او میفرمودند که تو این کار را خواهی کرد، بدانید قطعاً غیر از او را نمیتواند انجام دهد، میتواند؟! کلام حضرت باید دروغ دربیاید، کلام حضرت نمیشود که دروغ دربیاید؛ پس حضرت خواستند راه را به او نشان دهند؛ یعنی طریق فکر او را باز کنند بر اینکه به او بفهماند که تو از آن اراده و اختیارات دست برندار و خیال نکن که ... یعنی او را در یک مسئلۀ جبری نیندازند که آنطرف قضیه را خراب کنند، حضرت میگویند که تو با اختیار خودت هر کاری که کردی در آنجا کشف میشود که در پرونده این نوشته شده بود که جنابعالی با اختیار خودتان این کار را خواهید کرد؛ اما اگر شخص اراده و معرفت بیشتری داشت [آنوقت] حضرت بهنحو دیگری با او صحت میکرد.
تا اینجا مباحث عقلی ما در این قضیه تمام شد و برای ما روشن شد که اصلاً بداء معنا ندارد و بداء فقط برای عالم کون و فساد است.
اللهم صَلّ عَلیٰ محمدٍ و آل محمد
