اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات‏

0
اصول
اصول

رابطه عالم ثابتات با حوادث متدرج و مسئله بداء محور اصلی این جلسه از سخنان آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا تفاوت عالم ماده و عالم علّیت را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که زمان و تدریج از ویژگی‌های عالم ماده است، درحالی‌که در مرتبه علّیت و عوالم مافوق، اشیاء به‌نحو ثابت حضور دارند. سپس با بررسی مفهوم قسر در فلسفه، این دیدگاه را نقد می‌کند که موجودات از رسیدن به غایت واقعی خود بازداشته می‌شوند و توضیح می‌دهد که همه حوادث در چارچوب نظام علّی و حکمت الهی تحقق می‌یابند. در ادامه، حقیقت علم عنایی حق و احاطه علمی خداوند به همه حوادث تبیین می‌شود و از این مبنا نتیجه گرفته می‌شود که بداء به معنای تغییر در علم یا اراده الهی نیست، بلکه تنها در عالم کون و فساد و از منظر موجودات محدود به زمان معنا پیدا می‌کند.

كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات‏

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • مقدمۀ ثالثه: راه‌نداشتن زمان در عالم علّیت

  • مقدمۀ ثالثه در مرتبۀ ثبوت است در عالم علّیت؛ عرض شد آنچه که در این عالم تحقق پیدا می‌کند و حادث می‌شود، چه از نقطه‌نظر خود خلق اوّل که خلق هیولا باشد یا خلق ثانی که خلق ماده و صورت باشد یا حوادثی که مترتّب بر ماده است، تمام اینها تدریجی الحصول است و زمان در تحقق آن شرط و دخیل است؛ اما در مرتبۀ علّیت که مرتبۀ فوق زمان است و زمان در آن مرتبه راه ندارد طبعاً علت در آن مرتبه، تدریجی ‌الحصول نخواهد بود و چون زمان مخلوق و معلول ماده است ـ چه زمان را امر حقیقی بدانیم و یا اعتباری ـ بنابراین در عالمی که بالنسبه به ماده جنبۀ علّیت را دارد، طبعاً نمی‌تواند از ماده باشد و طبعاً در آن عالم زمان راه ندارد.

  • نحوۀ تشکّل حوادث در عالم ماده به‌نحو تدریجی‌الحصول

  • صحبت در این است که پس نحوۀ تشکّل حوادث در عالم ماده به‌نحو تدریجی الحصول به چه شکل خواهد بود؟ آیا ممکن است یک مسئلۀ تدریجی قائم بر یک مسئلۀ ثابته باشد و حادثۀ متدرّج‌ الحصول، قائم و متدلّی بر جنبۀ ثبوت و جنبۀ دوام باشد؟ آیا چنین مسئله‌ای ممکن است؟ 

  • در اینجا باید عرض شود که در عالم مثال و عوالم مافوق که بالنسبه به عالم ماده جنبۀ علت را دارند، در اینجا خود چرخش ماده و خود حرکت ماده که زمان را از آن انتزاع می‌کنیم هم معلول برای آن علت در عالم مافوق خواهد بود. من‌باب‌مثال اگر بخواهیم این قضیه را پیاده کنیم و از نقطه‌نظر علّیت و معلولیت تشبیه کنیم به امور تکوینی مترتبۀ بر یکدیگر، باید بگوییم که یک‌وقت ما یک چرخ داریم و این چرخ یک جنبۀ خارجی و نفس‌الأمری دارد که می‌بینیم، یک‌وقت ما حرکت این چرخ را داریم؛ یعنی این چرخ یک حرکت وضعی به خود می‌گیرد که اگر من‌باب‌مثال این نقطۀ چرخ را در أعلیٰ و این نقطه را در أدنیٰ بدانیم و این نقطه را یمین و این نقطه را در شمال بدانیم، این کیفیت چرخ به این نحو را کیفیت وضعی آن می‌نامیم. الآن وضع چرخ به این کیفیت است، اگر این وضع تغییر و تبدّل پیدا کرد و نقطه‌ای که در مرحلۀ أعلیٰ بود به جانب شمال رفت و نقطه‌ای که در أدنیٰ بود به جانب یمین رفت ما این را حرکت در کم و حرکت در مکان می‌نامیم که این چرخ از آن موقعیت اُولیٰ خود به موقعیت ثانیه متبدّل و متحرک شده است. حالا خود این چرخ یک امر ثابتی است یا نه؟! خودش یک امر ثابتی است و البته ما خیال می‌کنیم ثابت است؛ اما در خودش که حرکت جوهری وجود دارد. همین‌طور در شکل این چرخ که در رنگ او است، بازهم این حرکت وجود دارد. شما اگر چوبی را درنظر بگیرید، این چوب بعد از یک سال رنگش کَدر می‌شود؛ این حرکت در کیف است، همین‌طور در کم، جسم و حجم آن هم حرکت پیدا می‌شود؛ چون این حرکت و گذشت زمان کم‌کم موجب می‌شود که این جسم تحلیل برود و تجزیه شود و همین‌طور این حرکت‌هایی که ما در این مشاهده می‌کنیم، تمام این حرکت‌ها معلول برای علتی است که آن علت، علت مافوق است؛ یعنی آن علت مافوق، این چرخ و کیف این چرخ و حرکات جوهری در این چرخ را او دارد جنبۀ علّیت به خود می‌دهد؛ یعنی در خود جنبۀ علّیت دارد و به اینها جنبۀ معلولیت می‌دهد. درست شد؟! در عین اینکه ما می‌دانیم آن علت، علت ثابت است؛ یعنی در آن علت زمان در آنجا راه ندارد؛ چون زمان معلول برای ماده است. در عین اینکه علت به آن کیفیت است، اما بروز آن علت در ماده به مقتضای ماده بودن، زمانی می‌شود؛ یعنی خود آن علت، در وجود خودش زمان ندارد؛ اما در بروزش در عالم ماده، لازمه‌اش زمان است. وقتی که بر یک جسم افاضۀ حیات و بقاء می‌کند، لازمۀ افاضۀ حیات و بقاء و استدامۀ آن بقاء، انتزاع زمان است. لازمۀ افاضۀ حیات و بقاءِ بر این و آن حرکتی که در وضع می‌کند، لازمه‌اش زمان است و لازمه‌اش تدریجی ‌الحصول است.