اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات‏

0
اصول
اصول

رابطه عالم ثابتات با حوادث متدرج و مسئله بداء محور اصلی این جلسه از سخنان آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا تفاوت عالم ماده و عالم علّیت را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که زمان و تدریج از ویژگی‌های عالم ماده است، درحالی‌که در مرتبه علّیت و عوالم مافوق، اشیاء به‌نحو ثابت حضور دارند. سپس با بررسی مفهوم قسر در فلسفه، این دیدگاه را نقد می‌کند که موجودات از رسیدن به غایت واقعی خود بازداشته می‌شوند و توضیح می‌دهد که همه حوادث در چارچوب نظام علّی و حکمت الهی تحقق می‌یابند. در ادامه، حقیقت علم عنایی حق و احاطه علمی خداوند به همه حوادث تبیین می‌شود و از این مبنا نتیجه گرفته می‌شود که بداء به معنای تغییر در علم یا اراده الهی نیست، بلکه تنها در عالم کون و فساد و از منظر موجودات محدود به زمان معنا پیدا می‌کند.

كيفيّت ارتباط مسائل زائل و متدرّج الحصول با ثابتات‏

6
  • تلمیذ: حرکت طبیعی این است مگر اینکه مانعی پیدا شود.

  • استاد: یک مانع، صحبت در این است که این مانعی که پیدا می‌شود دیگر ما اسمش را قاسر نباید بگذاریم؛ یعنی اگر این قاسر در رساندن این شیء به غایت مؤثّر است پس دیگر قاسر نیست، اگر آن قاسر برای رسیدن این فاعل به غایتش مانع است بنابراین چرا ارادۀ مرید به این قاسر تعلّق گرفته است؟!

  • تلمیذ: ... اینکه این برسد به آن نقطه مگر اینکه این مانع پیدا شود.

  • تصور صحیح از هدف و غایت

  • استاد: بنابراین ما هدف را دیگر نتوانستیم معنا کنیم. ببینید هدف و غایت این است که ما غایت را چه تصور کنیم؟ آیا تصور از غایت این است که فرض کنید این گیاهی که از زمین الآن می‌روید تبدیل به یک درخت شود؟! آیا غایت این است؟ یا نه غایت برای این گیاه این است که بروید و بعد یک بز آن را بخورد، کدام‌یک از اینها است؟! ما خیال می‌کنیم که غایت این است که بروید و تبدیل به درخت شود. نیّت و ارادۀ مرید بر این نیست که تبدیل به درخت شود. اگر همۀ گیاهان درخت بشوند که همۀ عالم می‌شود درخت، پس بز چه بخورد؟! گوسفند چه بخورد؟! انسان چه بخورد؟! سایر حوادث و علل طبیعی اینجا چه کاره هستند؟! ما خیال می‌کنیم که هدفی که الآن این علف و این گیاه دارد او را استتباع می‌کند این است که به این مرحله برسد، نه این خیال اشتباه ما است ما باید ببینیم غایت برای چیست؟ چه غایتی آن مرید و فاعل برای این نبات درنظر گرفته است. اگر این‌طور باشد ما اصلاً قاسری در عالم نداریم؛ یعنی قاسری دیگر در عالم وجود ندارد و اصلاً قسر به‌طورکلی در اینجا از بین می‌رود و مسئلۀ قسر از فلسفه به‌طورکلی بیرون می‌رود. چرا؟! چون مرید است که ارادۀ او تعلّق می‌گیرد به اینکه این فاعل را به نقطۀ معیّن برساند و قطعاً هم به آن نقطۀ معیّن می‌رساند و هیچ چیزی نمی‌تواند جلوی این را بگیرد؛ چون ما همۀ سلسلۀ علل را من‌حیث‌المجموع باید باهم درنظر بگیریم، نه اینکه فقط به یک پدیده و به یک حادثه از یک نقطه نگاه کنیم و سایر پدیده‌ها را از همدیگر جدا تصور کنیم.