
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال
و بررسی مسئلۀ اتجاه به کعبه
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پاسخ به این پرسش که چگونه حوادث آینده میتوانند پیش از تحقق خارجی خود وجود داشته باشند، تفاوت میان کشف و خلق را توضیح میدهد و نسبت عالم ماده، عالم مثال و مراتب بالاتر وجود را بررسی میکند. ایشان با استفاده از نمونههایی مانند خواب، مکاشفه و ادراکات مثالی نشان میدهد که آنچه در عالم مثال مشاهده میشود، کشف یک واقعیت موجود است نه ایجاد یک حقیقت جدید. سپس مسئلۀ زمان در عالم مثال، نسبت اجمال و تفصیل میان عوالم وجود، و چگونگی بسط حقایق از مراتب بالاتر به عالم ماده را تبیین میکند. در ادامه با طرح مسئلۀ فقهی اتجاه به کعبه، نقش کوتاهترین فاصله در تعیین جهت قبله را توضیح میدهد. حاصل بحث روشنشدن معنای حضور حقایق در علم عنایی الهی و نسبت آن با ظهور تدریجی آنها در عالم ماده است.
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال
توضیحات:
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پاسخ به این پرسش که چگونه حوادث آینده میتوانند پیش از تحقق خارجی خود وجود داشته باشند، تفاوت میان کشف و خلق را توضیح میدهد و نسبت عالم ماده، عالم مثال و مراتب بالاتر وجود را بررسی میکند. ایشان با استفاده از نمونههایی مانند خواب، مکاشفه و ادراکات مثالی نشان میدهد که آنچه در عالم مثال مشاهده میشود، کشف یک واقعیت موجود است نه ایجاد یک حقیقت جدید. سپس مسئلۀ زمان در عالم مثال، نسبت اجمال و تفصیل میان عوالم وجود، و چگونگی بسط حقایق از مراتب بالاتر به عالم ماده را تبیین میکند. در ادامه با طرح مسئلۀ فقهی اتجاه به کعبه، نقش کوتاهترین فاصله در تعیین جهت قبله را توضیح میدهد. حاصل بحث روشنشدن معنای حضور حقایق در علم عنایی الهی و نسبت آن با ظهور تدریجی آنها در عالم ماده است.
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال
10تلمیذ: بقیۀ شهرها هم همینطور میشود.
استاد: بله؟
تلمیذ: در شهر ما مثلاً مردم این طرفی نماز میخوانند من حساب کردم دیدم که به این طرف بخوانند نزدیکتر است و حال اینکه عرف مثلاً اینطور اقتضاء میکرد اینها هم به این طرف میایستند و نماز میخوانند. فکر کنم که بحث خورشید و فلک و امثالذلک هم بالأخره پیش میآید.
استاد: نه، ببینید حساب عرف با حساب جهت علمی که دوتا نیست. الآن از نقطهنظر علمی فاصلۀ بین هر شهری را از نقطهنظر طول و بُعد جغرافیایی با خود مکه حساب کردند دقیقاً همۀ اینها در کتابها نوشته شده است، فاصلۀ بین هر شهر از نقطهنظر طول و عرض جغرافیایی [حساب شده است] و بعد طبق آن درجه، از سمت جنوب و انحرافش به سمت شرق یا به سمت غرب، آن را لحاظ میکنند و قبله در آنجا میگذارند و میخوانند. این دیگر یک چیز مندرآوردی نیست که من اینطور خیال کنم شما طور دیگری خیال کنید. الآن فاصلۀ بین قم تا تهران چقدر است؟ یک فاصله، فاصلۀ جادهای است که مشخص است؛ فرض کنید صد و چهل و پنج کیلومتر است، حالا شما بگویید که آقا صد و چهل و پنج کیلومتر، بنده میگویم که نه آقا! صد و شصت و پنج کیلومتر، میگویید که آقا متر کن، اینکه دیگر بحث ندارد!
یکوقت شما فاصلۀ جادهای را درنظر نمیگیرید، بلکه فاصلۀ هوایی را درنظر میگیرید؛ یعنی اگر هواپیما بخواهد از اینجا بلند شود به تهران برود، دیگر از جاده که نمیرود که دور بزند، کاری به جاده ندارد بلکه قطبنما میگذارد و بر طبق قطبنما حرکت میکند و اقصر فاصله تا آن شهر را طی میکند.
در کعبه فاصلۀ هوایی مورد نظر است؛ یعنی اگر فرض کنید که شما یک تیر پرتاب کنید و این کرۀ زمین را دور بزند و از دریا، کوه و صحرا عبور کند و از همۀ شهرها بگذرد آن کمترین فاصله را طی میکند و به کعبه میرسد؛ دوتا و دهتا که نداریم یکی بیشتر نیست؛ فرض کنید که اگر دقیق باشد، این مسیری که این تیر طی کرد شما بهدست میآورید دو هزار کیلومتر است، اگر منحرف شده است و به آنجا رسید میگوییم که سه هزار کیلومتر بوده است. قضای تکوینی خارجی، قضای اعتباری که نیست. همۀ اینها حساب شده است و در تقویمهای نجومی ذکر شده است.
