
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال
و بررسی مسئلۀ اتجاه به کعبه
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پاسخ به این پرسش که چگونه حوادث آینده میتوانند پیش از تحقق خارجی خود وجود داشته باشند، تفاوت میان کشف و خلق را توضیح میدهد و نسبت عالم ماده، عالم مثال و مراتب بالاتر وجود را بررسی میکند. ایشان با استفاده از نمونههایی مانند خواب، مکاشفه و ادراکات مثالی نشان میدهد که آنچه در عالم مثال مشاهده میشود، کشف یک واقعیت موجود است نه ایجاد یک حقیقت جدید. سپس مسئلۀ زمان در عالم مثال، نسبت اجمال و تفصیل میان عوالم وجود، و چگونگی بسط حقایق از مراتب بالاتر به عالم ماده را تبیین میکند. در ادامه با طرح مسئلۀ فقهی اتجاه به کعبه، نقش کوتاهترین فاصله در تعیین جهت قبله را توضیح میدهد. حاصل بحث روشنشدن معنای حضور حقایق در علم عنایی الهی و نسبت آن با ظهور تدریجی آنها در عالم ماده است.
مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال
6شما فرض کنید در خواب میبینید که یک صبح تا ظهر تمام شهرها را گشتید و همهجا را زیارت کردید و برگشتید، میشود یا نمیشود؟! میشود چون خواب است، خواب هم که اشکالی ندارد. حالا اینکه در آنجا یک صبح تا ظهر از شما وقت گرفت، واقعاً از شما یک صبح تا ظهر وقت گرفت، شما خلافش را که دیگر نمیتوانید وجدان کنید؛ میبینید و واقعاً احساس میکنید که این رفتن از منزلتان و زیارت اماکن مقدسه و بعد مراجعه به وطنتان، یک صبح تا ظهر از شما وقت گرفت. مثلاً یک دور، دور کرۀ زمین میخواستید بگردید؛ فرض کنید که در آنطرف زمین در قسمت شمالی و یا مرکزی آمریکا بودید که مقابل مکه است و باید یک دور بگردید.
بررسی مسئلۀ فقهی اتجاه به کعبه
یک مسئلۀ فقهی هم در اینجا هست، میگویند که قبله چطوری است؟! قبله اتّجاه به سمت کعبه است، فرض کنید که اگر کعبه در اینجا باشد اتّجاهش به این است که ما به این سمت قرار بگیریم، حالا چه اشکال دارد که ما مقابل کعبه اینطوری قرار بگیریم؟! چون اینکه میگویید که مقابل است، مقابل ما که نیست مقابل ما فرض کنید که کوه است و از اینجا تا اینجا فرض کنید که هزار فرسخ فاصله است، بهجای اینکه شما اینطور بایستید بگویید مقابل است، اینطور بایستید و بگویید که این مقابل است، این دور کرۀ زمین میگردد صاف میآید میخورد به کعبه دیگر، چرا شما اینطرفی ملاحظه میکنید؟! روی چه حسابی است؟! ما این مرکز را قرار بدهیم آنوقت فرض کنید که این مرکز در اینجا است، ما اصلاً این را که نمیبینیم، ما هزار فرسخ فاصله داریم یعنی این از اینجا زمین برگشته، ما اینجا هستیم، ما باید دور زمین بگردیم تا به کعبه برسیم. اتّجاه به این میگویند که انسان درقبال کعبه بایستد و اینجا را جلوی خودش قرار دهد. حالا بنده میگویم که اینطرف خلافش بایستید، خلافش میایستیم دقیقاً مقابل کعبه واقع میشویم یا سمت، بنا بر افرادی که نائی از بلد هستند، سمت واقع میشود پس چرا اینطوری؟!
