اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مباحثاتی پیرامون زمان در عوالم وجودی

و شرح آیۀ ﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّام﴾

0
اصول
اصول

زمان در عالم مثال و معنای شش روز آفرینش محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین حقیقت وجود به‌عنوان یک حقیقت واحد و مجرد، نسبت میان ماده، مثال، ملکوت و سایر مراتب وجود را بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که اختلاف این عوالم به تفاوت در تعینات و مراتب ظهور بازمی‌گردد، نه به تفاوت در اصل وجود. سپس بحث به مسئله زمان کشیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌شود که اگر زمان معلول ماده است، چگونه در عالم برزخ و مثال نیز از زمان سخن گفته می‌شود. استاد با استفاده از نمونه‌هایی مانند رؤیا، ادراکات مثالی و تجربه‌های شهودی، تفاوت زمان مادی و زمان متناسب با عالم مثال را توضیح می‌دهد. در ادامه نیز معنای آیه «خلق السماوات و الارض فی ستة ایام» را بررسی کرده و نشان می‌دهد که مراد از این ایام، دوره‌ها و مراتب تنزل وجود است، نه روزهای متعارف مادی. حاصل بحث روشن شدن نسبت زمان، مراتب هستی و نحوه ادراک انسان در عوالم مختلف است.

مباحثاتی پیرامون زمان در عوالم وجودی

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • بهتر است به‌جای این بحث، بحث عقلی را تمام کنیم، إن‌شاءالله از جلسات آینده درس مباحث نقلی را بحث کنیم.

  • در نظرم بود که این مسائل را به مسائل مشیت، اختیار، اراده، جبر و قدر و امثال‌ذلک ربط دهیم؛ ولی احساس می‌کنم که خیلی به درازا می‌کشد. لذا فعلاً در همین مسئلۀ بداء توقف می‌کنیم و وارد مباحث نقلی این قضیه می‌شویم و تمام می‌کنیم؛ چون خیلی طول می‌کشد. احساس می‌کنم که [ممکن است] دیگر از مسائل اصول خارج شویم!

  • تلمیذ: معلق مشیت می‌شود!!

  • استاد: یعنی می‌خواهید بگویید که ادامه دهیم؟! اگر این‌طور باشد پس مباحث نقلی هم فعلاً برای ما می‌ماند تا قضیه را در ... بکشانیم.

  • تلمیذ: زمان و مکان معلول ماده هستند، پس چطور در عالم برزخ و ملکوت هم هست و نمی‌شود بگوییم که اصلاً ماده خودش یک قوۀ تجردی هم دارد؟! ماده ثقل و سنگینی دارد ولی بالأخره یک نحوۀ تجردی هم خودش دارد.

  • تجرد وجود و تشکل آن به اشکال مختلفه

  • استاد: اشکالی که شما فرمودید در بحث تجرد وجود هست که وجود خودش مجرد است و این تجرد به معنای یک حقیقت محضه‌ای است که می‌تواند دارای اَشکال مختلفی باشد و تمام اینها در لحاظِ به‌هم سنجیده می‌شود؛ یعنی وقتی که ما وجود را یک حقیقت واحده بدانیم این حقیقت واحده بسیط و مطلق، قدرت و توان تشکّل را دارد. یک‌وقت چیزی است که می‌گوییم: این قدرت و توان را ندارد، در اینجا به‌نحو دیگری مسئله بر آن بار می‌شود؛ فرض کنید که آب یا هوا در شرایط عادی، توان قساوت و سفتی را ندارند، آب نرم و ملایم است، هوا ماده‌ای است که در عین ماده بودن نرم و ملایم است، در شرایط عادی صحبت می‌کنیم که اینها در شرایط عادی توان ثقل و سفتی را ندارند، مثل اینکه سنگ باشند یا تبدیل به آجر شوند؛ ولی یک‌وقت می‌گوییم که این مایع، مایعی است که در عین اینکه نرم است ولی با توجه به شرایط خاصی می‌تواند به صور مختلفی در بیاید؛ حتی بر خلاف این عَرَض ذاتیِ او که به‌اصطلاح جنبۀ میعان است سفت شود؛ مثل آب که در شرایط مختلف، تقیّدات و تعیّنات مختلفی به خود می‌گیرد، ممکن است بخار شود و لطیف شود و به سمت آسمان صعود کند، ممکن است تبدیل به ثلج شود و سفت شود و اگر کسی یخی بر سر انسان بزند سر انسان می‌شکند، اما هرچه آب به سرتان بزنید نمی‌شکند؛ پس ما می‌بینیم که آب توان [عوض شدن] در شرایط مختلف را دارد.