
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (1)
علم عنایی حق و وحدت اراده الهی محور اصلی این جلسه از مباحث قضا و قدر است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از حقیقت اشیاء و قاعده ترتب در عالم ماده سخن میگوید و توضیح میدهد که زمان و تدریج از ویژگیهای عالم مادی است، نه از ویژگیهای مشیت و اراده الهی. سپس این پرسش را بررسی میکند که آیا اراده خداوند مانند اراده انسانها تدریجی و زمانمند است یا آنکه تنها یک اراده واحد بر سراسر عالم حاکم است. در ادامه، تفاوت میان اراده و مراد، معنای آیات مربوط به امر و مشیت الهی، کیفیت تحقق موجودات در مراتب مختلف هستی و محال بودن طفره تبیین میشود. استاد با استفاده از این مبانی، مسئله بداء، علم ازلی الهی، جایگاه عالم ماده در نظام آفرینش و برخی شبهات درباره طول عمر و ظهور حضرت ولیعصر علیهالسلام را بررسی میکند و نشان میدهد که کثرت حوادث عالم با وحدت اراده الهی منافاتی ندارد.
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (1)
توضیحات:
علم عنایی حق و وحدت اراده الهی محور اصلی این جلسه از مباحث قضا و قدر است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از حقیقت اشیاء و قاعده ترتب در عالم ماده سخن میگوید و توضیح میدهد که زمان و تدریج از ویژگیهای عالم مادی است، نه از ویژگیهای مشیت و اراده الهی. سپس این پرسش را بررسی میکند که آیا اراده خداوند مانند اراده انسانها تدریجی و زمانمند است یا آنکه تنها یک اراده واحد بر سراسر عالم حاکم است. در ادامه، تفاوت میان اراده و مراد، معنای آیات مربوط به امر و مشیت الهی، کیفیت تحقق موجودات در مراتب مختلف هستی و محال بودن طفره تبیین میشود. استاد با استفاده از این مبانی، مسئله بداء، علم ازلی الهی، جایگاه عالم ماده در نظام آفرینش و برخی شبهات درباره طول عمر و ظهور حضرت ولیعصر علیهالسلام را بررسی میکند و نشان میدهد که کثرت حوادث عالم با وحدت اراده الهی منافاتی ندارد.
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (1)
16تلمیذ: پس آن موقع دو معنا میشود، معنای شفاعت هم هست.
استاد: احسنت همین است. این اصلاً فرق میکند.
تلمیذ: فرق میکند یک کسی گناه میکند ملحق میشود ولو به عدد مثلاً ریگ نمیآورند در اینجا فقط مثل اینکه میپردازند فقط به آن ادلّۀ دیگری که مثلاً قضیۀ فضه که در قضیه سورۀ دهر ﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ يَشۡرَبُونَ مِن كَأۡسٖ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا﴾1 میآورند، میگویند: چون در اینجا فضه به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا تأسّی کرده است و روزه گرفته است و اطعام کرده است جزء ابرار شده است و آن بشارتهایی که خداوند در آن سوره داده است، او هم از باب لحوق شامل است.
استاد: بله، این لحوق در اینجا به معنای این است که نفس این عمل، او را ملحق میکند اینطور نیست که نیاز به ملحق کردن باشد، وقتی که فضّه تمام وجود و هستی خود را فدا میکند دیگر او ملحق شد، دیگر چه چیزی را میخواهد ملحق کند؟! این ملحق شده است دیگر.
تلمیذ: جوْن هم مثل او است؟!
استاد: او هم همینطور است، همه همینطور هستند.
تلمیذ: پس عمربن یزید چطور؟! «قال الصادق علیهالسّلام: یا اِبنَ یَزیدَ، أنتَ وَ اللهِ مِنّا أهلَ البَیتِ».
استاد: او هم ملحق است.
تلمیذ: او مگر سالک است؟! اینطور که از روایت پیدا است سالک است؟
استاد: همه سالکاند دیگر؛ فضّه هم سالک بود، سلوک به چه معنایی است؟! فضه هم سالک بود. سلوک یعنی انسان از نفسش و از انانیتش و از هویٰ و هوس و اینها بگذرد.
تلمیذ: منظورم این است که داشتهاند ولی کشف نشده است.
استاد: به آن دیگر لحوق نمیگویند؛ یعنی لحوق راجع به گناهکاران و اینها، در اینجا صادق نیست. لحوق در اینجا به معنایی است که او آمده است و رسیده است اما خودش احساس نمیکند، لذا در آنجا این احساس برایش بهوجود میآید، این معنای لحوق است؛ ولی لحوق به معنای اینکه شفاعت بیاید ضمیمه شود آن معنای دیگر است یعنی این دو باب از هم باید جدا باشند. حالا من [معاد شناسی] را هم میبینم.
- . سوره دهر (76) آیه 5. مطلع انوار، ج 13، ص 228:
«بهدرستىكه ابرار از كاسههايى مىآشامند كه در آن كافور ريخته و ممزوج شده است.»
- . سوره دهر (76) آیه 5. مطلع انوار، ج 13، ص 228:
