اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حضور اعیان خارجی در علم ربوبی و نسبت آن با بداء محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین تفاوت عالم خلق و عالم امر، به این مسئله می‌پردازد که همه موجودات و اعیان خارجی به‌نحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور دارند و از همین‌جا امکان بررسی معنای بداء و نسبت آن با مشیت الهی را مطرح می‌کند. سپس بحث به این نکته منتقل می‌شود که تقدیر الهی بر اساس مجموعه‌ای از قوانین ثابت مادی و معنوی جریان می‌یابد؛ قوانینی که هم در بقا و هم در زوال انسان نقش دارند. در ادامه، رابطه میان مشیت الهی، علل و اسباب خارجی، و حوادث عالم تبیین می‌شود و این پرسش بررسی می‌گردد که چگونه وقایع طبیعی و اختیاری در چارچوب نظام علت و معلول تحقق پیدا می‌کنند. حاصل بحث روشن شدن نسبت میان تقدیر، اسباب، بداء و اختیار انسان در نظام حکیمانه الهی است.

كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)

توضیحات:

حضور اعیان خارجی در علم ربوبی و نسبت آن با بداء محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین تفاوت عالم خلق و عالم امر، به این مسئله می‌پردازد که همه موجودات و اعیان خارجی به‌نحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور دارند و از همین‌جا امکان بررسی معنای بداء و نسبت آن با مشیت الهی را مطرح می‌کند. سپس بحث به این نکته منتقل می‌شود که تقدیر الهی بر اساس مجموعه‌ای از قوانین ثابت مادی و معنوی جریان می‌یابد؛ قوانینی که هم در بقا و هم در زوال انسان نقش دارند. در ادامه، رابطه میان مشیت الهی، علل و اسباب خارجی، و حوادث عالم تبیین می‌شود و این پرسش بررسی می‌گردد که چگونه وقایع طبیعی و اختیاری در چارچوب نظام علت و معلول تحقق پیدا می‌کنند. حاصل بحث روشن شدن نسبت میان تقدیر، اسباب، بداء و اختیار انسان در نظام حکیمانه الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)

8
  • حالا صحبت در این است: فرض کنید که اگر مشیّت الهی بر فوت شخصی با یک وسیله تعلّق بگیرد، آیا می‌شود مشیّت الهی در عین تعلّق به فوت، به سبب بقاء تعلّق بگیرد؟! این هم جمع بین متناقضین است که از یک طرف مشیّت تعلّق بگیرد و سبب فوت را بیاورد و خود فوت هم مراد باشد، از طرف دیگر مشیّت تعلّق بگیرد با توجه به فوت، سبب بقاء را بیاورد، مسبب هم با سبب متحقّق است دیگر، در اینجا معنا ندارد که مشیّت به فوت تعلّق گرفته باشد.

  • نحوۀ ترتیب اسباب و مسببات در عوالم بالا برای تحقق حوادث طبیعی در عالم طبع

  • بناءًعلیٰ‌هذا مسئله‌ای که در اینجا مطرح می‌شود این است که در عوالم بالا باید چه‌نحوه اسباب و مسببات ترتیب پیدا کند تا اینکه یک حادثۀ طبیعی در عالم طبع تحقّق پیدا کند؟ این مورد نظر و بحث ما است. از آنجایی که خداوند متعال در نظام احسن خلقت تمام اشیاء را سبب و مسبب برای همدیگر قرار داده است یا علل مُعدّه برای همدیگر قرار داده است، از آنجا باید ببینیم که این نتیجۀ تقدیر که بقاء و عدم بقاء زید است معلول چه علل و چه اسبابی است؟ الآن که ما در اینجا هستیم و مشغول صحبت هستیم، لاشک بر اینکه فعلیّت ما برای بقاء در آن ِ بعد معلول علت یا عللی می‌تواند باشد و باید باشد؛ چون بقاء هر وجودی در لحظۀ بعد، استعداد بقاء را در لحظۀ قبل می‌طلبد و استعداد بقاء در لحظۀ قبل، فعلیّت بقاء را برای لحظۀ بعد طلب می‌کند. حرکت از استعداد به سمت فعلیّت نیاز به علت دارد؛ بنابراین لازمۀ هر وجودی در هر مرحله‌ای از حیات این است که یک‌سری علل مُبقیۀ برای این بقاء وجود داشته باشند که او را به سمت بعد و به حرکت بعدی برسانند، همین‌طور هر موجودی در عدم بقاء خودش نیازمند به قطع علل مُبقیه است که این علل مُبقیه قطع پیدا کند، یا اینکه صارفی از تأثیر علل مُبقیه وجود داشته باشد که ما اسم آن را علل مانعه می‌گذاریم، عللی که تأثیر سببیّتش را قطع کنند. من‌باب‌مثال شخصی کمکی به یک فقیر می‌کند، این کمک به آن فقیر موجب می‌شود در عالم تقدیر و در عالم مشیّت به عمرش اضافه شود، از آن‌طرف ظلمی می‌کند و آن ظلم تأثیر آن را ازبین می‌برد. من‌باب‌مثال این کمک یک ساعت را اضافه کرده است و آن ظلم نیم ‌ساعت از این یک‌ ساعت را دفع کرده است، ما باید ببینیم که این ظلم چقدر است یا این بقاء این چقدر است، این کاری که انجام داده است چقدر است، به‌واسطۀ آن شدّت و ضعفی که این علل با همدیگر دارند، بقاء برای یک شخص در اینجا تضمین می‌شود یا عدم بقاء برای او تضمین می‌شود. تمام اینها علل و اسبابی هستند که موجب وقوع و عدم وقوع یک امری در خارج می‌شوند. البته نکته‌ای که در اینجا هست این است که ما باید این را درنظر بگیریم که صرف بقاء و عدم بقاء «کمال» نیست تا اینکه ما ببینیم آنچه را که تحقّق پیدا می‌کند در مسیر کمال است یا در مسیر عدم کمال. ممکن است که عدم بقاء کمال باشد، نه [بقاء] کل حوادثی که در این عالم اتفاق می‌افتد معلول عالم تضارب و تصادم بر عوالم ربوبی است.

/