
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)
حضور اعیان خارجی در علم ربوبی و نسبت آن با بداء محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین تفاوت عالم خلق و عالم امر، به این مسئله میپردازد که همه موجودات و اعیان خارجی بهنحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور دارند و از همینجا امکان بررسی معنای بداء و نسبت آن با مشیت الهی را مطرح میکند. سپس بحث به این نکته منتقل میشود که تقدیر الهی بر اساس مجموعهای از قوانین ثابت مادی و معنوی جریان مییابد؛ قوانینی که هم در بقا و هم در زوال انسان نقش دارند. در ادامه، رابطه میان مشیت الهی، علل و اسباب خارجی، و حوادث عالم تبیین میشود و این پرسش بررسی میگردد که چگونه وقایع طبیعی و اختیاری در چارچوب نظام علت و معلول تحقق پیدا میکنند. حاصل بحث روشن شدن نسبت میان تقدیر، اسباب، بداء و اختیار انسان در نظام حکیمانه الهی است.
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)
3استاد: بله. جزء مجردات است، عرض کردم که این اصطلاح است. ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾ در خود اصطلاح قرآنی به همین است.
حضور عینی همۀ اعیان خارجی بهنحو کشف تفصیلی در علم ربوبی
بحث در اجتماع واحد همۀ اعیان خارجی در علم ربوبی بهنحو کشف تفصیلی بود و اینکه همۀ اعیان خارجی چه مبدعات و مجردات و چه عالم طبع بهنحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور عینی دارند. بناءًعلیٰهذا در این مسئلۀ بداء که گفته میشود: «تقدیر در یک نَهَج قرار گرفته است و بعد اراده و مشیّت حق بر تبدّل آن تعلّق میگیرد» دور از تأمّل میباشد.
اگر ما عالم امر و عالم مشیّت را مشیّت واحده و امر واحد بدانیم که ادلّۀ نقلیّه و براهین عقلیّه بر این مسئله مؤیّد و شاهد است، تبدّل مشیّت در اینجا بهطورکلی دیگر معنا ندارد؛ یعنی وقتی که نظر به جنبۀ ربوبی داشته باشیم و از آن نقطهنظر به عالم کثرت توجه کنیم، یک امر واحد و یک حقیقت واحد را بیشتر نمیبینیم. به عبارت دیگر اگر ما خود را جای خدا بگذاریم و بر آنچه که خداوند خلق کرده و اراده فرموده است در اینجا قرار بگیریم، یک امر و یک اجتماع بیشتر نمیبینیم که هر چیزی بهجای خویش نیکو است، این از آن نقطهنظر.
مقدرات مادی و معنوی انسان، تابع سلسلهای از قوانین
و اما مسئلهای که در اینجا مطرح میشود و از اینجا ما میخواهیم به ربط بین تکلیف و تکوین بپردازیم و به تبع مسئلۀ جبر و اختیار و تفویض در اینجا پیش میآید، باید عرض کنیم که تقدیر الهی براساس یکسری از قوانینی است که خود این قوانین هم جزء مقدّرات الهی است؛ یعنی همانطوریکه منبابمثال برای بقاء انسان روی زمین نیاز به هوا و آب و غذا هست و شرطیّت این اشیاء ثلاثه برای بقاء، جزء قوانین تقدیری الهّیه است، همینطور قوانین و مقدّرات دیگری هم وجود دارد که آنها هم برای بقاء انسان شرطیّت دارند مانند صلۀ رحم، ادای تکلیف، ایثار، انفاق، صدقات و امثالذلک. اینها هم قوانینی هستند که این قوانین، قوانین ثابته و اصول مفروضۀ مفروقه و موضوعه برای بقای انسان در این دنیا و همینطور برای اکتساب کمالات در این دنیا است و همانطوریکه موانع بقاء، جزء مقدّرات تکوینیۀ این نظام احسن است؛ مانند عدم الهوا برای کسی که محتاج به هوا است، عدم الماء و الغذاء لمن یَحتاج الیهما و همینطور مسائل مادیّۀ دیگر مثل حرکت قارعهای که موجب قتل شخصی شود یا منبابمثال میکروبها و ویروسهایی که موجب ازبین رفتن انسان شود، یا ازدیاد سلولها که از آن تعبیر به سرطان میکنیم که موجب ازبین رفتن بدن است و همینطور بهطورکلی تمام آفات و ابتلائاتی که اینها مانع از بقاء هستند، اینها هم جزء مقدّرات تکوینی نظام برای اهلاک و برای استهلاک فرد هستند، یکسری قوانین و مقرّراتی را خداوند برای ازبین بردن شخص جعل و تقدیر کرده است؛ مثلاً قطع رحم یکی از قوانین است، ظلم یکی از قوانین است، عدم رعایت مسائل عبادی و اطاعات این یکی از قوانین است، بخل یکی از قوانین است، حسد یکی از قوانین است و هَلُمَّ جَرّا.
