اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)

0
اصول
اصول

حضور اعیان خارجی در علم ربوبی و نسبت آن با بداء محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین تفاوت عالم خلق و عالم امر، به این مسئله می‌پردازد که همه موجودات و اعیان خارجی به‌نحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور دارند و از همین‌جا امکان بررسی معنای بداء و نسبت آن با مشیت الهی را مطرح می‌کند. سپس بحث به این نکته منتقل می‌شود که تقدیر الهی بر اساس مجموعه‌ای از قوانین ثابت مادی و معنوی جریان می‌یابد؛ قوانینی که هم در بقا و هم در زوال انسان نقش دارند. در ادامه، رابطه میان مشیت الهی، علل و اسباب خارجی، و حوادث عالم تبیین می‌شود و این پرسش بررسی می‌گردد که چگونه وقایع طبیعی و اختیاری در چارچوب نظام علت و معلول تحقق پیدا می‌کنند. حاصل بحث روشن شدن نسبت میان تقدیر، اسباب، بداء و اختیار انسان در نظام حکیمانه الهی است.

كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)

5
  • تلمیذ: نمی‌شود تصور کرد مثلاً چون ریه ایستاد، تقدیر الهی است؟

  • استاد: بله یعنی تقدیر الهی معلول ایستادن ریه است.

  • تلمیذ: معلول بودن ... مثلاً به نحوی که علت و معلولی نشود؟

  • استاد: مثلاً چطور؟

  • تلمیذ: یعنی همان است ولی مرتبۀ نازله‌اش است. معلول مرحلۀ فاعل است.

  • استاد: این وجود ضعیف که نمی‌تواند مؤثّر در وجود بالا شود، وقتی که ما عالم طبع را أدنی‌المنازل می‌دانیم، طبعاً عالم طبع فعلیّت بعد الاِستعداد است و از استعداد به فعلیت رسیدن آن نیاز به فاعل دارد و محرّک دارد، او که نمی‌تواند خودش محرّک خودش باشد، محرّک باید از مافوق باشد، پس طبعاً مسئله بر می‌گردد به اینکه از عالم امر باید محرّک برای این وجود داشته باشد و این استعداد را به فعلیّت برساند.

  • حالا صحبت در اینجا این است که خود این امر وقتی می‌خواهد انجام بگیرد همان‌طور که خودش جزء مقدّر است، علل و اسباب او هم که موجب این هستند این هم جزء مقدّرات است، به چه کیفیتی او ازبین می‌رود، به چه کیفیتی او بقاء و حیات پیدا می‌کند. ولهذا ما برهاناً به یک مطلب می‌رسیم و آن اینکه هرچه که در عالم مشیّت به ماده تعلّق می‌گیرد، تهیّؤ اسباب را جهت تحقّق این مشیّت لازم می‌گیرد؛ یعنی اسباب باید برای تحقّق مشیّت آماده باشد، من‌باب‌مثال از یک طرف مشیّت به موت زید در روز یک‌شنبه تعلّق گرفته است و از طرف دیگر مشیّت به حیات زید در روز یک‌شنبه تعلّق می‌گیرد، این جمع بین متناقضین است و محال است.

  • از یک طرف مشیّت به موت زید تعلّق می‌گیرد به‌واسطۀ این علت که آجر به سر او بخورد، از یک طرف من‌باب‌مثال مشیّت به موت زید تعلّق بگیرد به‌واسطۀ این علت که گلوله به سر او بخورد، این نمی‌شود! یااینکه این معلول برای او است یا معلول برای دیگری است. بله، ممکن است که مشیّت تعلّق بگیرد [به اینکه] در آنِ واحد دفعتاً دو چیز به او اصابت کند، این اشکال ندارد؛ مثل اینکه بدبختی را سینۀ دیوار بگذارند و دو نفر هم‌زمان در یک ثانیه به طرف این بیچاره شلیک کنند، این اشکالی ندارد. اما اینکه دو علت مختلف که هر کدام من‌باب‌مثال طارد دیگری است در معلول واحد اثر بگذارند، نمی‌شود.