
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)
حضور اعیان خارجی در علم ربوبی و نسبت آن با بداء محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین تفاوت عالم خلق و عالم امر، به این مسئله میپردازد که همه موجودات و اعیان خارجی بهنحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور دارند و از همینجا امکان بررسی معنای بداء و نسبت آن با مشیت الهی را مطرح میکند. سپس بحث به این نکته منتقل میشود که تقدیر الهی بر اساس مجموعهای از قوانین ثابت مادی و معنوی جریان مییابد؛ قوانینی که هم در بقا و هم در زوال انسان نقش دارند. در ادامه، رابطه میان مشیت الهی، علل و اسباب خارجی، و حوادث عالم تبیین میشود و این پرسش بررسی میگردد که چگونه وقایع طبیعی و اختیاری در چارچوب نظام علت و معلول تحقق پیدا میکنند. حاصل بحث روشن شدن نسبت میان تقدیر، اسباب، بداء و اختیار انسان در نظام حکیمانه الهی است.
كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)
6همینطور که در بقاء و عدم بقاء گفتیم که نمیشود، در علل و اسباب بقاء و عدم بقاء هم نمیتواند اختلاف باشد؛ یعنی فرض کنید که اراده به موت زید در روز یکشنبه تعلّق بگیرد، بعد اراده تعلّق بگیرد به تحقّق سببی که آن سبب موجب بقاء زید در روز یکشنبه است، آنهم نمیشود؛ یعنی اگر ما فرض را بر این بگذاریم که یک صلۀ رحم عمر زید را دو سال اضافه میکند، نمیشود که از آن طرف مشیّت تعلّق بگیرد بر اینکه یک آجری از آن بالا بیاید و بر مغز زید پایین بیاید، این قضیه نمیشود [اینطور باشد].
حکایتی لطیف از واقعۀ منیٰ در سفر حج
آن زمانی که ما سفر حج بودیم شخص سیّدی بود که روحانی کاروان ما بود، همان حجی که با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بودیم در آن کتاب هم آوردهام، آن موقع هنوز هفده سالم نشده بود، زمان شاه بود که رفته بودیم. چهارصد نفر در کاروان ما بودند یعنی آن سال فقط دوتا کاروان چهارصد نفری بودند، بقیۀ کاروانها دویست نفر به پایین بودند؛ ولی خصوص دوتا کاروان را دولت اجازه داده بود بهخاطر حسن سابقهای که داشتند تا چهارصد نفر ببرند. خدا رحمت کند یکی از آن روحانیون کاروان مرحوم آقا شیخ صدرا اراکی بود که در تهران میدان ثریا ـ حالا اسم آنجا میدان سپاه شده است؟! مثل اینکه میدان سپاه شده است ما اسم سابقش را به یاد داریم ـ مسجد داشت و منبر میرفت و مرد خوبی بود. یک روحانی سیّدی هم بود که او هم مرد خوبی بود و الآن در قید حیات است خدا إنشاءالله حفظش کند، مرحوم آقا را هم میشناخت و گاهی اوقات سابقاً خدمت آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ میرسید، مرحوم آقا میفرمودند که این تازگی که شما در صحبتهایش میبینید بهخاطر آن جلساتی است که با ایشان داشته است آن روحش را تازه نگه داشته است، صحبتش حال داشت باحال بود آدم باحالی بود ولی چون الآن این قضیه را نقل میکنم اسمش را نمیآورم.
