
مبحث اراده و اختيار
اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی میکنند و توضیح میدهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطهای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان میدهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ میدهد، درحالیکه در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام میدهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار میدانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگیهای نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینههای پیشین در انتخابهای انسان ادامه مییابد و زمینه فهم دقیقتر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم میکند.
مبحث اراده و اختيار
توضیحات:
اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی میکنند و توضیح میدهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطهای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان میدهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ میدهد، درحالیکه در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام میدهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار میدانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگیهای نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینههای پیشین در انتخابهای انسان ادامه مییابد و زمینه فهم دقیقتر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم میکند.
مبحث اراده و اختيار
9این مسئلۀ کمی نیست که حضرت بفرماید: اگر مادرت رفته بود تو هم رفته بودی، ما امثال این روایت إلیماشاءالله داریم. إنشاءالله وقتی که روایات را میآوریم باید این را مورد بررسی قرار دهیم که آیا این علت مادی دارد و ما باید از جنبۀ علّیت از پایین به بالا نگاه کنیم؟! «مادر تو اگر رفته بود تو هم رفته بودی»؛ حالا اگر از امام علیهالسّلام سؤال کنیم مادر چرا ایستاد؟! آیا او هم معلول برای یک علت دیگر است؛ اگر مادرش یک جای دیگر رفته بود، رفته بود؟! بعد همینطور هَلُمَّ جَرَّا ما همینطور بهطور تسلسل دنبال علت بگردیم و ببینیم مادرها چهکار کردهاند؟! هر کسی که کار خوبی کرد به سراغ مادرش برویم؟! آیا قضیه اینطور است؟! یااینکه مسئله بالاتر از این حرفها است و این مسئله به مقام مشیّت برمیگردد و آنجا باید آن مسئله را بررسی کنیم که خود مادر چرا ایستاد؟! این صحبت است. اینکه الآن توقف کرد چه جهتی داشته است و آیا قضیه مربوط به مادر است یا از نقطهنظر علّیت، خود اینهم در اینجا دخیل است؟! یعنی آیا علت تامّه فقط نرفتن مادر است یا قضیه چیز دیگر بوده است؟! این رجحان أحدالطرفین بهواسطۀ چه مسئلهای پیدا شده است؟!
محل کلام ما در اینجا است که اختیار عبارت است از وجود یک ارادهای در انسان، وجود یک صفتی در انسان، در ذات، که ذات میتواند جنبۀ اثبات یا جنبۀ نفی را اراده کند؛ یعنی در مسئلۀ اختیار، وقتی که اختیار کرد آن موقع اراده انجام میشود که البته اختیار و اراده در واقع یک چیز هستند؛ البته میتوانیم از نظر عقلی بین اینها تفکیک قائل شویم که نفس در وهلۀ اوّل اختیار میکند، وقتی که اختیار کرد بعد اراده میکند، یااینکه بگوییم: اختیار همان اراده است یعنی اینکه میگوییم: «نفس اختیار میکند» یعنی اراده میکند مثلاً ارادۀ آن شخص را میکند و بعد به طرفش حرکت میکند. حالا صورت دوم صورت دقیقتری است.
