
مبحث اراده و اختيار
اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی میکنند و توضیح میدهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطهای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان میدهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ میدهد، درحالیکه در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام میدهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار میدانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگیهای نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینههای پیشین در انتخابهای انسان ادامه مییابد و زمینه فهم دقیقتر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم میکند.
مبحث اراده و اختيار
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تلمیذ: آیا ذات میتواند بدون اراده باشد؟! چون میفرمایید که اراده عین ذات است یعنی جزء ذات یا عین ذات، آیا میشود انسان ذاتی را فکر کند که هیچ ارادهای نکند؟! اگر عین است باید اراده با او باشد. بعضی وقتها میشود انسان خودش هم فکر بکند و ارادۀ هیچچیزی را نکند پس یک ذات باید جدای از اراده باشد.
عدم وجود حدفاصل بین ذات و اختیار
استاد: ببینید صحبت ما این است که بین ذات و اراده حد فاصلی نیست.
تلمیذ: اگر نیست پس چرا بعضی وقتها ذات بدون اراده هست؟!
استاد: بعضی از اوصاف هستند که اینها اوصاف فعلی ذات هستند یعنی در مقام فعل. اینها حد فاصلی تا ذات دارند؛ ولی بعضی از اوصاف هستند که اینها ملصق به ذات هستند؛ یعنی به عبارت دیگر واسطۀ در ثبوت در اینجا نیست مثل علم و قدرت و حیات، که این سهتا را وصف لاینفک از ذات میدانند و بعد بهواسطۀ این علم و حیات و قدرت سایر اوصاف منبعث از ذات هستند. حالا صحبت در این است که اراده از اوصاف منبعث از ذات هست و حد فاصلی در اینجا نداریم. حالا ذات در یک وقتی اراده ندارد و در یک وقتی اراده دارد این دیگر اشکالی ندارد. اراده یعنی اختیار، و اختیار به خود ذات برمیگردد که البته در این زمینه ـ حالا وارد بحثش میشویم ـ عوامل متعددی دخالت دارند؛ ولی صحبت در این است که آیا بین اختیار و ذات حد فاصلی هست؟ یعنی این اراده و اختیار معلول علم است، معلول قدرت است، معلول حیات است؟ یعنی فاصلی و واسطی بین ذات و اراده وجود دارد یااینکه نه خود ذات فیحدّنفسه و بدون واسطه و بدون فاصلی اعمال اراده میکند؟ این بحث ما است. واسطهای در اینجا ندارد. حالا ذات در یک وقت اعمال اراده میکند، در یک وقت هم اعمال اراده نمیکند؛ مثلاً الآن نشسته است ولی چیزی را اراده نمیکند و بلااراده است. یا ارادۀ بر عدم تفکر دارد، ارادۀ بر عدم تصویر صورت ذهنیه دارد، یک وقتی ارادۀ بر تصویر دارد. درست شد؟! در هر حال هر اراده و اختیاری که بخواهد از ذات نشأت بگیرد ـ صحبت در این است ـ حد فاصل و واسطهای بین این دو وجود ندارد. آیا در این اشکال دارید؟
