اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت می‌دهند و نه به یک جبر از پیش‌تعیین‌شده. سپس روایاتی مطرح می‌شود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگی‌های نفسانی و تفاوت‌های افراد در فهم، عقل و گرایش‌های رفتاری سخن می‌گویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل می‌شود و این پرسش مورد توجه قرار می‌گیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)

توضیحات:

روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت می‌دهند و نه به یک جبر از پیش‌تعیین‌شده. سپس روایاتی مطرح می‌شود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگی‌های نفسانی و تفاوت‌های افراد در فهم، عقل و گرایش‌های رفتاری سخن می‌گویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل می‌شود و این پرسش مورد توجه قرار می‌گیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)

5
  • این عبارت پایین، عبارت بسیار عجیبی است.

  • تلمیذ: سندش همان است؟!

  • استاد: این روایت جلد چهارم، صفحه صد و بیست و یکم، باب سوم است. در این روایت این‌طور نشان داده می‌شود ـ بر خلاف روایت قبل ـ که در خود بطن اُمّ هم یک کاری انجام می‌شود. بالأخره اگر از شیعیان باشد خلاصه وقتی کسی به دنیا می‌آید اگر دید جایی از بدنش درد نمی‌کند معلوم می‌شود که از شیعیان است! 

  • تلمیذ:...

  • استاد: شیعه در اینجا به معنای ربط است؛ یعنی به‌اصطلاح از تابعین. این جنبۀ ربط دارد.

  • آنچه که در روایت هست این است که در بطن اُمّ کاری صورت می‌گیرد، حالا این کاری که صورت می‌گیرد یعنی شیطان... این را می‌رساند که افرادی که از شیعیان ما نیستند از هنگام ولادت دارای یک اختلافی با افراد دیگر هستند، این یک مسئله‌ای است که در این روایت جای تأمّل دارد.

  • مسئلۀ دوم این است که در اینجا حضرت می‌خواهند مقام بداء را بیان کنند؛ حضرت می‌فرمایند: «و اللهُ بعد ذلِك ﴿يَمۡحُواْ ٱللَهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ﴾» حضرت می‌خواهند این را بیان کنند که این قضیه تمام العلّه نیست و تمام العلّه به مشیّت پروردگار برمی‌گردد. یعنی هرچه هست به مشیّت خداوند ارجاع داده می‌شود.

  • روایت «خلقهُم حین خلقهُم مُؤمِناً و كافِراً و شَقیّاً و سَعیداً...»

  • روایت دیگر روایت جلد پنجم بحار، صفحۀ نُه، باب یک است. روایت أبی‌جارود که یک روایت معروفی است دارد:

  • فی رِوایةِ أبی‌الجارودِ قولُهُ: ﴿كَمَا بَدَأَكُمۡ تَعُودُونَ﴾1 ﴿فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلضَّلَٰلَةُ﴾2 قال: خلقهُم حین خلقهُم مُؤمِناً و كافِراً و شَقیّاً و سَعیداً و كذلِك یَعودون یَومَ القیامةِ مُهتدٍ و ضالٌّ یَقولُ إنّهُمُ اِتّخذوا الشّیٰاطینَ أولیٰاءَ مِن دونِ اللٰهِ و یَحسبون أنّهُم مُهتدونَ و هُمُ القدریّةُ الّذین یَقولونَ لا قَدر و یَزعُمون أنَّهُم قادِرون عَلى الهُدى و الضَّلالةِ و ذلِك إلیهِم إن شاءوا اِهتدَوا و إن شاءوا ضَلّوا و هُم مجوسُ هذِهِ الأُمّةِ و كَذَبَ أعداءُ اللهِ المشیّةُ و القُدرةُ لِلّهِ كمٰا بدأكُم تعودون من خلقهُ اللهُ شقیّاً یوم خلقهُ كذلِك یعودُ إلیهِ ـ و مَن خَلقهُ سَعیداً یوم خَلقهُ كَذلِك یَعودُ إلیهِ سَعیداً قالَ: رسولُ اللهِ صلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم الشّقیُّ من شَقی فی بَطنِ أُمِّهِ و السَّعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ أُمِّهِ.3

    1. سوره اعراف (7) آیه 29. معاد شناسى، ج ‌5، ص 254:
      «همان‌طور كه خداوند عزّوجلّ شما را از جایى ابتدا كرد و بَدء و نَشْأ شما را از آنجا سرشت و آفريد و مقدّر فرمود، به همان‌جا بازگشت خواهيد كرد.»
    2. سوره اعراف (7) آیه 30. امام شناسى، ج ‌5، ص 37:
      «گروهى را خداوند هدايت نمود، و گروهى بر ايشان گمراهى و ضلالت متحقّق گشت، ايشان كسانى بودند كه شياطين را اولياى خود قرار دادند، و از ولايت خداوند، دورى جستند، و چنين مى‌پنداشتند كه آنها راه يافتگان‌اند.»
    3. بحار الأنوار، ج 5، أبواب العدل، باب نفی الظلم و الجور عنه تعالى و إبطال الجبر و التفویض و إثبات الأمر بین الأمرین و إثبات الاختیار و الاستطاعة، ص ۹، ح 13.
/