
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)
روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی میکند و نشان میدهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت میدهند و نه به یک جبر از پیشتعیینشده. سپس روایاتی مطرح میشود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگیهای نفسانی و تفاوتهای افراد در فهم، عقل و گرایشهای رفتاری سخن میگویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل میشود و این پرسش مورد توجه قرار میگیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)
توضیحات:
روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی میکند و نشان میدهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت میدهند و نه به یک جبر از پیشتعیینشده. سپس روایاتی مطرح میشود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگیهای نفسانی و تفاوتهای افراد در فهم، عقل و گرایشهای رفتاری سخن میگویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل میشود و این پرسش مورد توجه قرار میگیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)
6این روایت را در باب قضا و قدر خیلی میآورند و محل استشهاد قرار میدهند، «كمٰا بدأكُم تعودون ﴿فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلضَّلَٰلَةُ﴾» این «بدأ» کاشف از عود است و عود کاشف از بدأ خواهد بود. به عبارت دیگر بدأ و عود در اینجا یکی خواهد بود. به هر کیفیتی که انسان خلق شود به همان کیفیت برمیگردد؛ اگر خلقت او خلقت سُعداء باشد عود او هم به سعداء است، اگر ابتدای خلقتش اشقیاء باشد عود و برگشت او هم به همان خلقت اشقیاء است، راه را عوض نمیکند. ﴿فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلضَّلَٰلَةُ﴾ حضرت میفرماید: «خلقهُم حین خلقهُم مُؤمِناً و كافِراً و شَقیّاً و سَعیداً» وقتی که اینها را خلق کرد در همان حین یا مؤمن یا کافر یا شقیاً یا سعیداً خلق کرد «و كذلِك یَعودون یَومَ القیامةِ مُهتدٍ و ضالٌّ» و به همان کیفیت ابتدا، رجعت خواهد بود؛ «یَقولُ إنّهُمُ اِتّخذوا الشّیٰاطینَ أولیٰاءَ مِن دونِ اللٰهِ» این مسائلی که قبلاً در بحث عالم ثابتات عرض شد اینجا بهدرد میخورد، یعنی این روایتها و امثال این را بیان میکنیم بعد برمیگردیم به آن مطالب و مقدماتی که قبلاً عرض شد که منظور از بطن اُمّ چه هست؟ حالا بطن اُمّ و اینها را هم معنا میکنیم. آیا واقعاً بطن اُمّ جهت علت مُعدّه دارد و جزءالعله است یااینکه فقط جنبۀ وساطت دارد؟
«و یَحسبون أنّهُم مُهتدونَ و هُمُ القدریّةُ» اینها خیال میکنند که هدایت [شده] و [اینها] قدریه [هستند]»، قدریه کسانی هستند که «الّذین یَقولونَ لا قَدر و یَزعُمون أنَّهُم قادِرون عَلى الهُدى و الضَّلالةِ و ذلِك إلیهِم إن شاءوا اِهتدَوا و إن شاءوا ضَلّوا و هُم مجوسُ هذِهِ الأُمّةِ» اینها افرادی هستند که خیال میکنند هدایت و ضلالت بر قدرت اینها است، اگر بخواهند خود را مهتدی و اگر بخواهند خود را ضالّ قرار میدهند و بهخاطر همین دوئیت که نسبت قدرت به اینها درقبال پروردگار داده شده است، حضرت اینها را تشبیه به مجوس میکند؛ چون مجوس قائل به دو مبدأ حیات و دو مبدأ قادر هستند؛ قادر خیرات و قادر بر شرور، یزدان و اهرمن، از این نقطهنظر حضرت اینطور افراد را هم تشبیه به همین مجوس و اینها میکنند.
