
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)
روایت «الشَّقِيُّ مَن شَقِي فِي بَطنِ أُمِّهِ و السّعِيدُ مَن سعِد فِي بَطنِ أُمِّهِ»
سعادت و شقاوت انسان موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات «الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه» توضیح میدهند که مقصود این روایات چیست و آیا سعادت و شقاوت واقعاً در رحم مادر شکل میگیرد یا به حقیقتی فراتر از عالم ماده بازمیگردد. ایشان ابتدا معنای بطن مادر را در فرایند تکوین انسان بررسی میکنند و سپس با طرح دیدگاههای فلسفی درباره نفس، تجرد روح و نسبت جسم و جان، جایگاه این روایات را روشن میسازند. در ادامه رابطۀ عالم ثابتات و علم ازلی الهی با سعادت و شقاوت انسان تبیین میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه عوامل ظاهری مانند غذای حلال و حرام، حالات مادر و شرایط دوران بارداری با حقایق ثابت و ازلی انسان ارتباط پیدا میکنند. حاصل بحث، روشنشدن نسبت میان تقدیر الهی، تکوین انسان و نقش اسباب ظاهری در شکلگیری مسیر زندگی او است.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)
توضیحات:
سعادت و شقاوت انسان موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات «الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه» توضیح میدهند که مقصود این روایات چیست و آیا سعادت و شقاوت واقعاً در رحم مادر شکل میگیرد یا به حقیقتی فراتر از عالم ماده بازمیگردد. ایشان ابتدا معنای بطن مادر را در فرایند تکوین انسان بررسی میکنند و سپس با طرح دیدگاههای فلسفی درباره نفس، تجرد روح و نسبت جسم و جان، جایگاه این روایات را روشن میسازند. در ادامه رابطۀ عالم ثابتات و علم ازلی الهی با سعادت و شقاوت انسان تبیین میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه عوامل ظاهری مانند غذای حلال و حرام، حالات مادر و شرایط دوران بارداری با حقایق ثابت و ازلی انسان ارتباط پیدا میکنند. حاصل بحث، روشنشدن نسبت میان تقدیر الهی، تکوین انسان و نقش اسباب ظاهری در شکلگیری مسیر زندگی او است.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)
10تلمیذ: به حقيقتش.
استاد: حقيقت چه؟!
تلمیذ: كدورت و بعد از وحدت و اينها؟!
استاد: آخر هنوز چيزي نيست عدم مطلق كه لا يخبر عنه.
تلمیذ: عدم مطلق كه نيست اگر عدم مطلق باشد كه تعلّقي ندارد.
استاد: عدم مجمل هم بگویيم باز «لا یُخبرٌ عنه» است. بالأخره اينكه متعلّق براي تكليف است نفس انساني است. نفس حيواني كه متعلّق نيست. الآن نطفه كه نفسش متعلّق تكليف نيست. اين نطفه بايد برگردد تبديل به نفس انساني بشود. حالا كه نفس انساني شد الآن ميتواند متعلّق براي تكليف باشد. يعني الآن ميتواند قابليت براي امر و نهي پيدا بكند، منتها چيزي كه هست كوچك است و بايد بزرگ شود. يعني اگر همين چهار ماه و ده روز را شما بيرون بياوريد و يكدفعه بادش كنيد و بزرگ شود و تبديل به پانزده سال یا هفده سال شود، خطاب براي تكليف به او تعلّق ميگيرد و چيزي به آن اضافه نميشود. اما اگر نه، فرض كنيد آن نفس حيواني كه همان نطفه است را بيرون بياوريد و يكدفعه بادش كنيد يكدفعه ميبينيد يك چيز ديگر از كار درآمد که نميدانيم آيا نفس انساني و آدمي است يا در اينجا تفاوت پيدا ميكند.
پس بر هر دو مبنا مسئلۀ «الشَّقی شَقیٌ فی بَطنِ اُمِّه» اين مقام بروز و ظهور در بطن اُمّ تعلّق پيدا نميكند، براي ما چون ديد ما از نقطهنظر عوالم ربوبي، اطلاع بر كيفيت تنزّل نفس بر اين عالم را ندارد، لذا از ديد ما اين زيد زمانی زيد ميشود كه ميبينيم در شكم مادرش شروع به حركت كرد، اين موقع تازه ميبينيم زيد، زيد شد. تا قبل از اين نه زيد بود، وقتي كه هم در آنجا مرده باشد باز زيد نيست، زيديت زيد در مقام بروز و ظهور براي ما در اين موقع است.
پس اين قضيۀ شقاوت و سعادت اين است كه در لا زمان و لا مكان اين امر تحقّق پيدا ميكند، پس اختصاصي اصلاً به بطن اُمّ ندارد و بطن اُمّ در اينجا كاري را اصلاً صورت نميدهد. اين قضيه مربوط ميشود به اصل قضيۀ «الشقی شقیٌ فی بطن اُمّه».
