
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (3)
روایت «الشَّقِيُّ مَن شَقِي فِي بَطنِ أُمِّهِ و السّعِيدُ مَن سعِد فِي بَطنِ أُمِّهِ»
طینت انسان و سعادت و شقاوت در روایات، محور اصلی این جلسه درباره تبیین روایات مربوط به خلقت انسان و نقش طینت در گرایشهای متفاوت انسانها است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات علّیین و سجّین توضیح میدهد که در متون دینی برای نفوس انسانی مراتب متفاوتی در عالم ثبوت بیان شده است و این تفاوتها در گرایشها و استعدادهای اخلاقی و روحی انسان در دنیا نیز قابل مشاهده است. در ادامه، نسبت این مباحث با اختیار انسان و مسئله جبر و اختیار مطرح میشود و این نکته بررسی میگردد که آیا این اختلافات ذاتی به معنای نفی اختیار است یا نه. همچنین با اشاره به تفاوتهای جسمی و روحی انسانها، تلاش میشود پیوندی میان تجربه انسانی و روایات برقرار شود تا فهم دقیقتری از مفهوم سعادت و شقاوت اولیه ارائه گردد.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (3)
توضیحات:
طینت انسان و سعادت و شقاوت در روایات، محور اصلی این جلسه درباره تبیین روایات مربوط به خلقت انسان و نقش طینت در گرایشهای متفاوت انسانها است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات علّیین و سجّین توضیح میدهد که در متون دینی برای نفوس انسانی مراتب متفاوتی در عالم ثبوت بیان شده است و این تفاوتها در گرایشها و استعدادهای اخلاقی و روحی انسان در دنیا نیز قابل مشاهده است. در ادامه، نسبت این مباحث با اختیار انسان و مسئله جبر و اختیار مطرح میشود و این نکته بررسی میگردد که آیا این اختلافات ذاتی به معنای نفی اختیار است یا نه. همچنین با اشاره به تفاوتهای جسمی و روحی انسانها، تلاش میشود پیوندی میان تجربه انسانی و روایات برقرار شود تا فهم دقیقتری از مفهوم سعادت و شقاوت اولیه ارائه گردد.
بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (3)
8عن أبیالحجّاجِ قال: قال لی أبوجعفرٍ علیهِ السّلامُ:
یا أباالحَجّاجِ إنّ الله خَلَقَ مُحمّداً و آل مُحمّدٍ صلّى اللهُ عَلیهِم مِن طینِ عِلّیّین و خَلَقَ قُلوبَهُم مِن طینِ عِلّیّین فَقُلوبُ شیعَتِنا مِن أبدانِ آلِ مُحمّدٍ صلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم و إنّ الله تَعالى خَلَقَ عَدوَّ آلِ مُحمّدٍ مِن طینِ سِجّینٍ و خَلَقَ قُلوبَهُم أخبَثَ مِن ذلِك و خَلَقَ شیعَتهُم مِن طینٍ دونَ طینِ سِجّینٍ فَقُلوبَهم مِن أبدانِ أولئِك و كُلُّ قَلبٍ یَحِنُّ إلى بَدَنِهِ.1
اينهم مثل آن روايت است.
روایت رِبعی از امام سجاد علیه السلام
يك مطلبي كه در اينجا هست و آن مسئلۀ تنزّل مراتب است، آن [مسئله] در اين روايت بسيار عجيب است و آنهم در همين جلد هست:
عن رِبعیِّ بنِ عبدِاللهِ بنِ الجارودِ عمّن ذكرهُ عن علیِّ بنِ الحُسینِ صلواتُ اللهِ علیهِ قال:
إنّ الله عزّوجلّ خَلَقَ النّبیّینَ مِن طینةِ عِلّیّین قُلوبَهُم و أبدانَهُم و خَلَقَ قُلوبَ المُؤمِنینَ مِن تِلك الطّینةِ و خَلَقَ أبدانَهُم مِن دونِ ذلِك.
تا اينجا مسئلهاي نيست بعد ميفرمايد:
و خَلَقَ الكافِرین مِن طینةِ سِجّیلٍ قُلوبَهُم و أبدانَهُم فَخَلَطَ بین الطّینَتینِ فَمِن هذا یَلِدُ المُؤمِنُ الكافِرَ و یَلِدُ الكافِرُ المُؤمِنَ و مِن هاهُنا یُصیبُ المُؤمِنُ السّیِّئةَ و یُصیبُ الكافِرُ الحَسنةَ فَقُلوبُ المُؤمِنینَ تَحِنُّ إلى ما خُلِقوا مِنهُ و قُلوبُ الكافِرینَ تَحِنُّ إلى ما خُلِقوا مِنهُ.2
يعني در اينجا خود مؤمنين داراي مراتبي هستند، بعضي از مؤمنين، مؤمني هستند كه ميل به گناه در آنها كم است و كمتر است، در بعضي از اين مؤمنين ما ميبينيم که ميل به گناه در آنها هست. اين ميل به گناه و عدم ميل به گناه بسته به مراتبي دارد كه آن مراتب در آنها قرار داده شده است.
حالا راجع به اين روايت كه خصوصيت اين روايت چیست و بحث راجع به اينكه طينت چطور هست را إنشاءالله بعداً ـ راجع به خصوص سجّين ـ عرض ميكنيم كه اگر بتوانيم در جلسۀ بعد اين مسئلۀ عالم ثبوت و اختلاف در مراتب را از نقطهنظر كثرت تمام كنيم، بالأخره ببينيم در اين كثرت، آيا اين اختلاف، اختلاف اختياري است يا غير اختياري است؟ از نقطهنظر عقلي ديديم که اين اختلاف، اختلاف غير اختياري است. همانطوريكه ابدان تفاوت دارد مِن غیر اختیارٍ، خصوصيات بدني اختلاف دارند مِن غیر اختیارٍ، خصوصيات روحي كه نزديك به بدن است، مثل قواي حافظه، درّاكه، هوش و استعداد و امثالذلك، اينها اختلاف دارد مِن غیر اختیارٍ، همينطور قواي روحي و تجردي محض مانند جود، سخا، بخشش، روحانيت، غير روحانيت، قبول، عدم قبول، عقل، اينها در افراد وجود دارد مِن غیر اختیارٍ.
- بحارالأنوار، ج 64، أبواب الإیمان و الإسلام و التشیع و معانیها و فضلها و صفاتها، باب طینة المؤمن و خروجه من الكافر و بالعكس...، ص 126، ح 28. ترجمه:
«امام باقر عليهالسّلام به ابیحجاج فرمود: اى ابیحجاج بهراستى خدا محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم و خاندانش را از سرشت علّيّين آفريد، و دلهاى (آنها را) هم از سرشت علّيّين آفريد و دلهاى شيعه از جنس تن خاندان محمدند و راستى خدا دشمن خاندان محمد را از سرشت سجّين آفريد و دلهاشان را از پليدتر و شيعهشان را از سرشتى فروتر و دلهاشان از جنس تن آنها است و هر دلى شيفتۀ تن خود است.» - بحارالأنوار، ج 5، أبواب العدل، باب الطینة و المیثاق، ص 239، ح 18. ترجمه:
«على بن الحسين عليهماالسّلام فرمود: خداى عزوجل دلها و پيكرهاى پيغمبران را از طينت (گل و سرشت) علّيّين آفريد، [اندازهگيرى كرد] و دلهاى مؤمنين را هم از آن طينت آفريد و پيكرهاى مؤمنين را از پائينتر از آن قرار داد [آفريد] و كافران را از طينت سجّين آفريد، هم دلها و هم پيكرهايشان را، آنگاه اين دو طينت را (هنگام خلقت آدم) ممزوج ساخت، به همين جهت از مؤمن كافر متولد شود و كافر مؤمن زايد (زيرا فرزندان آدم استعداد اين دو مرتبه را پيدا كردند) و نيز به همين سبب به مؤمن گناه و بدى رسد و به كافر ثواب و نيكى (زيرا طينت هر يك از آنها به طينت ديگرى ممزوج است)، پس دلهاى مؤمنان بدانچه از آن آفريده شده گرايند و دلهاى كافران بدانچه از آن آفريده شده تمايل كنند.»
- بحارالأنوار، ج 64، أبواب الإیمان و الإسلام و التشیع و معانیها و فضلها و صفاتها، باب طینة المؤمن و خروجه من الكافر و بالعكس...، ص 126، ح 28. ترجمه:
