اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار

و تفسیر آیۀ ﴿إنّا لله و إنّا اليه راجِعون﴾

14٬102
اصول

مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح می‌دهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا می‌کند و هیچ حادثه‌ای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاه‌های مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد می‌شود و نشان داده می‌شود که این برداشت‌ها به‌تنهایی پاسخ‌گوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آن‌ها بررسی می‌شود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل می‌شود.

بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار

توضیحات:

مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح می‌دهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا می‌کند و هیچ حادثه‌ای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاه‌های مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد می‌شود و نشان داده می‌شود که این برداشت‌ها به‌تنهایی پاسخ‌گوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آن‌ها بررسی می‌شود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار

8
  • فی خبرِ الفتحِ بنِ یَزید عن أبی‌الحسنِ علیهِ السّلامُ:

  • إنَّ لِلّهِ إرادَتینِ و مَشیّتَینِ إرادةَ حَتمٍ و إرادةَ عَزمٍ یَنهى و هو یَشاءُ و یَأمُرُ و هو لا یَشاءُ أ و ما رأیتَ أنَّ اللهَ نَهَى آدمَ و زوجَتَهُ أن یَأكُلا مِن الشَّجرةِ و هو شاء ذلِك و لو لَم یَشأ لَم یَأكُلا و لو أكَلا لَغَلِبَت مَشیّتُهُما مَشیّةَ اللهِ و أمَرَ إبراهیمَ بِذبحِ إبنِهِ و شاءَ أن لا یَذبحهُ و لو لم یَشأ أن لا یَذبحهُ لَغَلَبت مَشیّةُ إبراهیمَ مَشیّة اللهِ عزّوجلّ.‌1

  • در اينجا حضرت مي‌فرمايند كه خداوند متعال دو اراده دارد؛ يك ارادۀ حتميه دارد، كه از او تعبير به ارادۀ تكوينيه مي‌كند و يكي هم ارادۀ عزميه دارد، كه از او تعبير به ارادۀ تشريعيه مي‌كند و اين دو ارادۀ حتميه و تشريعيه گاه باهم موافق هستند و گاه مخالف هستند؛ اراده مي‌كند كه اين آدم و حوا از اين گندم بخورند درحالي‌كه نهي مي‌كند نخورند. ارادۀ خدا به خوردن در اينجا با نهي او از خوردن جمع شده است، حالا اگر آن دوتا نمي‌خوردند مشیّت آنها بر مشیّت خدا غلبه مي‌كرد و خدا هم اين‌قدر گردنش كلفت است كه كسي نمي‌تواند [بر او غلبه كند]. يكي هم دربارۀ حضرت ابراهيم که به او امر به ذبح مي‌كند درحالتي‌كه ارادۀ او به عدم ذبح تعلّق مي‌گيرد، در اينجا هم اگر او ذبح مي‌شد مشیّت او بر مشیّت خدا غلبه مي‌كرد.

  • اين روايتي است كه خيلي‌ها مي‌آورند و مورد سؤال قرار مي‌دهند بعضي‌ها در سندش [اشکال] مي‌كنند و امثال‌ذلک و هر جا كه نمي‌رسند مي‌گويند که آقا فلان است و ما نمي‌فهميم و سندش و اين حرف‌ها اشكال دارد.

  • نظر مرحوم صدوق دربارۀ مشیت در این روایت و نقد آن

  • تعابير مختلفي در اين روايت شده است؛ مرحوم صدوق اين مشیّت را به ارادۀ به جبر و قدرت گرفته است؛2 يعني وقتي كه مشیّت الهي به أكل از شجره تعلّق مي‌گيرد، معنايش اين است كه خداوند متعال بين ايشان و أكل شجره مانع نمي‌شود که به قدرت و به جبر جلوگيري كند، اين معنای مشية الله است؛ يعني اگر اينها مي‌خوردند بنابراين خوردن اينها از آن مانعيت و از آن صارفيت و حيلوليت بين اينها و شجره كه با قهر و غلبه باشد غلبه مي‌كرد؛ چون ارادۀ خدا بر اين است كه از اين نخورند و اراده كند بر اينكه اينها نبايد اين را انجام دهند و مانع شود، درعين‌حال كه مانع شود و ارادۀ حتميه داشته باشد اينها از اين گندم بخورند، اين نتيجه‌اش چيست؟ نتيجه‌اش اين است كه ارادۀ ‌اينها بر ارادۀ خدا غلبه كرده است و اين‌طور نيست.

    1. بحار الأنوار، ج 5، أبواب العدل، باب القضاء و القدر و المشیة و الإرادة و سائر أسباب الفعل، ص ۱۰۱، ح 26.
    2. .التّوحيد، شیخ صدوق، ج 1، ص 64.
/ 0