
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
پرسش و پاسخ
استخاره و احكام تشريح و پيوند اعضا در اين جلسه از مباحث آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني به بررسي دو محور اصلي، يعني جايگاه استخاره در كنار توكل و تفويض امر به خدا و همچنين حكم فقهي تشريح و پيوند اعضا ميپردازد. در اين بحث، انواع استخاره مانند ذات الرقاع و استخاره با تسبيح در كنار تأكيد بر اصل توكل مطرح ميشود و ديدگاهها درباره افراط در استخاره و تفاوت آن با علوم غريبه بيان ميگردد و نقش نيت، صفاي نفس و موارد شك در انجام استخاره توضيح داده ميشود. همچنين در بخش فقهي، حكم تشريح بدن، جواز يا عدم جواز پيوند اعضا از زنده و مرده، تفاوت مسلمان و غيرمسلمان و مسئله ضرورت و تزاحم در انقاذ جان انسانها مورد بررسي قرار ميگيرد و معيار كلي حرمت نقص عضو و حدود جواز در موارد اضطرار تبيين ميشود.
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
3تفاوت استخاره با علوم غریبه
نسبت به بعضيها از مسيرش خارج شده است؛ مثلاً مسئلۀ مهم در استخاره اين است كه توكل بر خدا بكنيم و آنچه براي ما خير است پيش بيايد، اين مهم است، چهبسا ممكن است ﴿عَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾1 استخاره اين است؛ ولي ديده شده است بعضيها با توجه به يك مسائلي و علوم غريبه، اين مطلب را ناديده ميگيرند و آنچه جنبۀ نفع مادي است را به معرض ميآورند و اتفاقاً درست هم هست؛ ولی به صلاح طرف نيست؛ اما درعينحال برايش ميآورند كه اگر این کار را انجام بدهی به منافع ميرسي و او ميرود و انجام ميدهد و ميرسد. به این دیگر استخاره نميگويند، اين را ديگر اختیار احد الطرفين ميگويند. خيلي عجيب است كه در مواردي بهاصطلاح درست هم هست. من كسي را ميشناسم که با همين تسبيح استخاره ميكند و خصوصيات عجيبي را بيان ميكند يعني مثلاً يك قبضه كه ميگيرد، دانههايش را ميشمارد، خصوص دانههايي كه آمده است، در آن مؤثّر است و بعد اينها را به يك كيفيتي سه و چهار يا دو جدا ميكند و بين اينها ارتباط و تناسب را لحاظ ميكند، که مثلاً يك كجا واقع شد، سه كجا و دو كجا و بر اين اساس يك مسائلي را ميفهمد.
تلمیذ: آیا از همان اوّل معيّن ميكند كه خدايا اگر از نظر مادي مصلحت هست ...
استاد: نه، چون بناي شخص از اوّل رسيدن به منافع است، لذا كساني كه بهدنبال اين علوم ميروند بهخاطر اين است كه همين مسائل و منافع مادي را تحصيل كنند. لذا پيريزي اين علوم از اوّل براي همين جهات است. از اوّل در طلب خير نميروند، تااينكه خدا برايش خير را در اين مقدّر كند؛ بلکه از اوّل در اين ميرود، مثل افرادي كه كارهايي را انجام ميدهند و مسائلي را مشخص ميكنند. مثلاً يك مالي از او دزديدهاند و صلاح او اين است كه اين مال پيدا نشود، مثل قضيۀ مردن آن يابو، داريم قضيۀ موسي، شخص زبان حيوانات را ميخواست بفهمد و...،2 به صلاح این شخص است که مالش دزديده بشود؛ لذا ميگويند: از طرق غيرعادي شما بهدنبال اين مسائل نرو، اگر از طريق عادي شد، شد، اگر خودش پيش آمد، آمد يا پيش نيامد، نیامد. حالا يا صلاح اخروي يا مثلاً دنيوي، هرچه در اينجا است آن ديگر تفاوتي ندارد، ولي اينها پيش اين افراد ميروند و شخص هم براي اينها مشخص ميكند كه الآن مال تو در كجا هست و اتفاقاً هم همينطور است، او هم ميرود و ميگيرد درحاليكه به صلاحش نيست؛ صلاح انسان نيست كه هميشه يكطور باشد، همینکه گاهي اوقات مرض براي انسان پيدا ميشود، صلاح است ديگر، همينطور هم ممكن است مالي را از انسان بدزدند، این صلاح است ديگر، بايد دزديده بشود.
- سوره بقره (2) آیه 216.
- مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور.
