اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)

و حقیقت ولایت تکوینی

14٬099
اصول

حقیقت ولایت تکوینی در روایات لا جبر و لا تفویض ناظر به تبیین دقیق نسبت اراده الهی با افعال انسان و اولیای الهی است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بررسی دو روایت از امام صادق علیه‌السلام، ابتدا تفویض را در حوزه تشریع نفی می‌کند؛ یعنی این‌که انسان یا جامعه بتواند بدون وحی و حد الهی برای دین قانون‌گذاری کند. سپس معنای تفویض در حوزه تکوین بررسی می‌شود و روشن می‌گردد که واگذاری مستقل قدرت از خداوند به مخلوقات نیز با توحید افعالی سازگار نیست. در ادامه، نسبت افعال ملائکه، انبیاء و ائمه علیهم‌السلام با اراده الهی تحلیل می‌شود و تفاوت نگاه ظاهری با فهم عمیق توحیدی بیان می‌گردد. نتیجه بحث این است که ولایت تکوینی به معنای استقلال موجودات نیست، بلکه ظهور و مظهریت قدرت الهی در مراتب مختلف وجود است و همه افعال، در نهایت به یک حقیقت واحد بازمی‌گردد.

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)

توضیحات:

حقیقت ولایت تکوینی در روایات لا جبر و لا تفویض ناظر به تبیین دقیق نسبت اراده الهی با افعال انسان و اولیای الهی است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بررسی دو روایت از امام صادق علیه‌السلام، ابتدا تفویض را در حوزه تشریع نفی می‌کند؛ یعنی این‌که انسان یا جامعه بتواند بدون وحی و حد الهی برای دین قانون‌گذاری کند. سپس معنای تفویض در حوزه تکوین بررسی می‌شود و روشن می‌گردد که واگذاری مستقل قدرت از خداوند به مخلوقات نیز با توحید افعالی سازگار نیست. در ادامه، نسبت افعال ملائکه، انبیاء و ائمه علیهم‌السلام با اراده الهی تحلیل می‌شود و تفاوت نگاه ظاهری با فهم عمیق توحیدی بیان می‌گردد. نتیجه بحث این است که ولایت تکوینی به معنای استقلال موجودات نیست، بلکه ظهور و مظهریت قدرت الهی در مراتب مختلف وجود است و همه افعال، در نهایت به یک حقیقت واحد بازمی‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)

10
  • ... به ياد دارم در عبارات عربي و دعايي كه ايشان [مرحوم حداد] مي‌خواندند حتي غلط هم بود، گاهي اوقات از نظر اعرابي لحاظ غلط مي‌كردند؛ چون اينها مأمور به ظاهر هستند ديگر، مأمور به باطن كه نيستند؛ ولي ايشان به‌اندازه‌اي در برابر استاد خودشان خاشع بودند كه بارها من از ايشان شنيدم كه در ملأ و در خلأ مي‌فرمودند:

  • من در مقابل استاد خود آقاي حداد صفر هستم، صفر هستم.

  • اين عبارتي است كه ما نمي‌توانيم از اين عبارات بگذريم، اينها عبارات عجيبي است، اينها براي انسان درس است و تمام اينها براي انسان حكمت است و در تمام اين تذلّل و خشوعي كه در برابر او داشتند، درعین‌حال نظرشان نسبت به او فقط نظر به‌عنوان يك مظهر بود و این عجيب است؛ يعني مقام جامعيت بين وحدت و كثرت، مقام حفظ مراتب در عالم وحدت و در عالم اجتماع و در عالم كثرت آن‌قدر بايد زياد باشد كه شخص در هردو جنبه رعايت حال را بكند.

  • مثل آن شخصي که خدمت امام هادي عليه‌السّلام آمد و براي حضرت یک توپي آورد و خيال كرد او هم مثل بچه‌هاي ديگر است! توپ آورده بود تا بازي كند!1 اينها اين‌طور قائل بودند، البته اينها افراد عوام بودند ديگر، عامي بودند و جاهل بودند؛ اما ايشان با توجه به اين مقام و مرتبه‌اي كه داشتند، اما لحاظ مراتب را در همۀ عوالم مي‌كردند و اين امتياز بين ايشان از ديگران است، اين امتياز است.

  • ما يك‌ بار از ايشان نشنيديم كه بگويند که من از فلاني بالاتر هستم؛ از آقاي حداد بالاتر هستم، يااينكه من از آقاي حداد بالاتر مي‌روم و امثال‌ذلك یا من از آقاي قاضي فلان ... ابداً اين مطالب را از ايشان نشنيديم؛ حتي از آقای آقا شيخ عباس قوچاني ـ به اعتقاد حقير ايشان شخص صادقي بوده است، اما اينكه مراتب عاليه عرفان را طي كرده باشد، من اطلاع ندارم، ممكن است طي كرده باشد ـ به‌عنوان يك استاد ياد مي‌كند، هيچ‌وقت عبارتي كه موجب تعییر ايشان شود نبوده است و از ايشان سر نزده است.

    1. روایتی با این مضمون دربارۀ امام هادی علیه‌السّلام یافت نشد ولی دربارۀ امام حسن عسکری علیه‌السّلام چنین روایتی داریم که جهت اطلاع به إحقاق الحق، ج 12، ص 437 رجوع شود.
/