اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

0
اصول
اصول

اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان می‌دهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده می‌شود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن می‌کند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت می‌دهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

2
  •  

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • اجمال کیفیّت اطلاق به مقدّمات حکمت در بیان مرحوم صدر

  • بحث در باب مقدّمات حکمت و اطلاق، در اراده جدّی بود. عرض شد که متکلم یا در مقام بیان قید اضافیِ بر حقیقت جنسیّۀ موضوعٌ‌لهِ موضوع است یا اینکه در این مقام نیست. اگر قیدی را اضافه بر موضوع و آن طبیعت جنسیّۀ ملحوظۀ در متعلّق حکم لحاظ کند، به شهادت حال و ظهور حالی و همین‌طور تطابق لفظی، که موضوع مقیّد است با شهادت حال که اراده جدّی باشد؛ تقیّد موضوع به قیدی و تعلّق حکم به متعلّقِ مقیّدی استفاده می‌شود و اگر متکلم قیدی را ذکر نکند، این عدم ذکر قید آن‌طور که می‌فرمایند بازگشتش به عدم ارادۀ متکلم نسبت به ذکر قید اضافی است و از عدم ارادۀ ذکر قید اضافی، ارادۀ عدم قید کشف می‌شود و ارادۀ عدم قید عبارة‌‌اُخرای اطلاق است به لحاظ مقدّمات حکمتی که عرض شد. پس اطلاق عبارت است از ارادۀ متکلم بر موضوع غیر مقیّد به قید اضافی؛ که این ارادۀ به عدم قید، ناشی می‌شود از عدم ذکر قید اضافی؛ در مقابل قیود احترازی که ناشی می‌شود از ارادۀ متکلم به قید اضافی بر موضوع، که طبیعت جنسیّه است.

  • جهت حمل مطلق بر مقیّد

  • پس آنچه که در اینجا مورد لحاظ قرار می‌گیرد این است که لافرق بین القیود الاحترازیة و بین عدم إرادة القید، إلا به اینکه در اول، دلالت تطابقیِ لفظی در اینجا مؤیِّد ارادۀ جدّی قید اضافی است؛ [اما] در مسئله دوم که اطلاق است، عدم قید اضافی، موجب تصدیق به ارادۀ عدم قید است؛ و بهذا در باب تعارض ما موضوع مقیّد را بر مطلق ترجیح می‌دهیم، چون در مطلق از عدم ذکر قید ما پی به اراده عدم می‌بریم؛ ولی در باب قیود احترازی، نفس کلام دلالت دارد؛ یعنی نفس کلام که عبارت است از تطابق دلالت لفظی با ظهور حال، این دلالت بر دخالت قید بر موضوع دارد؛ پس این مقدّم است. اگر ما در جایی در اطلاق یک اطلاقی با یک تقییدی تعارض شد ما مطلق را حمل بر مقیّد می‌کنیم.