
مقدمات حکمت بنابر تقریر شهید صدر
بررسی مقدمۀ اول و دوم
مقدمات حکمت شهید صدر در این جلسه با تمرکز بر نقد دو مقدمه نخست و بازخوانی معنای اطلاق در قضایای مطلق بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در مقدمه اول، خلط میان «تمام الموضوع» و «تمام المصادیق» رخ داده و متکلم در مقام بیان تنها طبیعت مهمله را لحاظ میکند نه مجموعه مصادیق را. در ادامه، مقدمه دوم یعنی قاعده «ما لا یقوله لا یریده» نقد میشود و نشان داده میشود که عدم ذکر قید لزوماً به معنای عدم اراده نیست و در محاورات عرفی و شرعی تفاوت جدی وجود دارد. نتیجه جلسه این است که با اصلاح این دو مقدمه، استدلال مشهور در استنباط اطلاق نیاز به بازنگری دارد و نمیتوان اطلاق را به سادگی بر تمام مصادیق حمل کرد. همچنین نسبت میان دلالت وضعی اسم جنس و نقش قرائن در تعیین مراد نیز در خلال بحث تبیین میشود.
مقدمات حکمت بنابر تقریر شهید صدر
توضیحات:
مقدمات حکمت شهید صدر در این جلسه با تمرکز بر نقد دو مقدمه نخست و بازخوانی معنای اطلاق در قضایای مطلق بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در مقدمه اول، خلط میان «تمام الموضوع» و «تمام المصادیق» رخ داده و متکلم در مقام بیان تنها طبیعت مهمله را لحاظ میکند نه مجموعه مصادیق را. در ادامه، مقدمه دوم یعنی قاعده «ما لا یقوله لا یریده» نقد میشود و نشان داده میشود که عدم ذکر قید لزوماً به معنای عدم اراده نیست و در محاورات عرفی و شرعی تفاوت جدی وجود دارد. نتیجه جلسه این است که با اصلاح این دو مقدمه، استدلال مشهور در استنباط اطلاق نیاز به بازنگری دارد و نمیتوان اطلاق را به سادگی بر تمام مصادیق حمل کرد. همچنین نسبت میان دلالت وضعی اسم جنس و نقش قرائن در تعیین مراد نیز در خلال بحث تبیین میشود.
مقدمات حکمت بنابر تقریر شهید صدر
12تلمیذ: موارد زکات، همان موارد نهگانه، بعد روایات درمورد برنج یا مثلا مال التجاره یا امثال اینها، هم داریم ؛ پس اینقدر صریح نمیتوانیم بگویم نهتا است.
استاد: این استفاده استحباب میشود. درباره عدس هم هست. استحباب است؛ الزامی نیست.
تلمیذ: بحث اینکه میگویند که حاکم شرع میتواند حکم کند. آیا میتواند به عنوان ثانوی حکم کند؟
استاد: حاکم شرع [، هر کاری میتواند بکند.]
تلمیذ: نه، حاکم شرع واقعی.
استاد: واقعی که گردن آدم را هم میتواند بزند. زن آدم را هم میتواند طلاق بدهد. البته حاکم شرع واقعی!
تلمیذ: میخواهم این را عرض کنم که وقتی این حکم ثانوی پیدا میشود، آیا از باب عدم کفایت آن چیزی است که برای زکات میدهند یا نه، یک عده اصلاً نمیدهند والاّ کفایت میکند؟
استاد: آن دیگر مربوط به نحوۀ تحقق شرایط ملزمۀ برای اهل زکات است. ممکن است که آنها هم اگر بدهند باز کفاف نکند. یا آنها نمیدهند، وحاکم زورش نمیرسد بگیرد. وقتی زورش نمیرسد از یک جای دیگر میگیرد. چطور اینکه حالا برنج و ... نباشد، فرض کنید میگویند که اصلاً از درختهای خانهتان باید به ما زکات بدهید. اصلاً به مقدار ارضی که دارید به آنها هم تعلق میگیرد و باید زکات بدهید که حالا البته این مالیات است. آن دیگر بسته به این است که شرایط جوری است که حاکم را ملزم میکند به اینکه خُب مالیات بگیرد. اما عنوان زکات، نه، این عنوان زکات فقط در خصوص اینهاست.
تلمیذ: پس نقدین را چکار میکند چون الآن در خارج نقدین نداریم؟
استاد: وقتی نقدین نداریم، خُب نداریم دیگر! فرض کنید که اصلاً کسی انگور روی زمین نکارد. اگر نکارد این یک قسم از زکات هم از بین میرود دیگر! یا فرض کنید یک وقت نسل شتر کمکم منقرض بشود.
تلمیذ: خُب این عنوان مثلا با عنوان سکۀ بهار آزادی عوض نمیشود؟
استاد:خُب همین است دیگر! چه فرق میکند؟! سکۀ بهار آزادی مسکوک است دیگر!
