
نقد نظر مرحوم آخوند در مقدمات حکمت
نقد مقدمات حکمت آخوند | شرایط اطلاق و قرائن تخاطب
مقدمات حکمت در اصول فقه و نقد دیدگاه مرحوم آخوند در این جلسه، با محوریت بررسی شرایط تحقق اطلاق و نقش قرینه و فرد متیقن در فهم کلام مطرح میشود. در ادامه استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین مقدمات حکمت شامل مقام بیان، نبود قرینه و مسئله انصراف در مقام تخاطب میپردازد.بحث همچنین به نقد مقدمه سوم آخوند درباره فرد متیقن در کلام و تأثیر آن بر اطلاق و محدود شدن شمول طبیعت میرسد.در پایان جلسه، نسبت میان اطلاق، شرایط فهم عرفی و دقت در نقل روایت مورد توجه قرار گرفته و اشکالات مبنایی روشن میشود.در این میان تفاوت میان قرینه مقیّده و صرف انصراف ذهنی و همچنین نقش شرایط گفتوگو در شکلگیری ظهور کلام نیز بررسی میشود و نگاه کلاسیک به اطلاق مورد نقد قرار میگیرد.
نقد نظر مرحوم آخوند در مقدمات حکمت
3یا مثالی زدند در مورد روایتی از امام صادق علیهالسلام است در مورد شک در صلاة و قاعدۀ فراغ. وقتی که از حضرت سؤال میکند که مردی داخل در اقامه است و شک در اذان میکند؛ حضرت میفرمایند: «یمضی علی صلاته» بعد عرض میکند که در قرائت است، شک در اقامه میکند؛ حضرت میفرمایند: «یَمضی». بعد عرض میکند که در رکوع است، شک در قرائت میکنم. حضرت میفرمایند: «یمضی» ـ که این را ما در قاعدۀ فراغ هم خواندیم ـ بعد عرض میکند در سجود هستم و هلم جرّا. تا اینکه حضرت میفرماید: «یا زرارة إذا خرجتَ من شیء ثم دخلتَ فی غیره فشکُّکَ لیس بشیء».1 خُب این روایت که حضرت میفرمایند: « إذا خرجت من شیء ثم دخلتَ فی غیره فشکُّکَ لیس بشیء» شیئ در اینجا اطلاق دارد بالنسبه به جمیع الاشیاء و العبادات. آیا ممکن است ما بگوییم این روایت به اطلاق خود شامل میشود شک در طواف را وقت دخول در سعی؛ یا شک در صلاة ظهر را بعد از دخول در صلاة عصر. اگر در صلاة ظهر کسی شک کند و الان داخل در صلاة عصر است؛ آیا میتوانیم به او بگوییم که فامضِ علی ما أنت فیه و لا تَلتفِت الی صلاة الظهر و لاتلتفِت الی الشیء. این را نمیتوانیم بگوییم. بهجهت اینکه در اینجا فرد متیقن به عنوان مقام تخاطب و مورد بحث، صلاة است. فرد متیقن، صلاة است و «شیءٍ» دلالت بر اجزای صلاتیه دارد و ما دلیلی نداریم که «شیءٍ» در اینجا به مقتضای اطلاق، دال بر جمیع عبادات است. این را میگویند مقام مشافهه و مقام تخاطب. بناءعلیٰهذا این قید سوم و این مقدمه از مقدمات را مرحوم آخوند اضافه بر مقدمه ثانیه، بنابر تقریرات مرحوم شیخ و مشهور اضافه کردند. فعلا بحث در این را برای بعد میگذاریم.
اشکال بر مقدمۀ سوم مرحوم آخوند
اما اشکالی که بر مرحوم آخوند وارد میشود این است که اگر این قرینهای که در مقام تخاطب، حکایت از انصراف طبیعت مطلقه میکند بر فرد خاص، به حدی برسد که این به عنوان قیدِ مقیِّد موضوع و قیدِ مقیِّد طبیعت مهمله مطرح باشد، خُب در اینجا فرقی با مقدمه ثانی ندارد. در مقدمه ثانیه مرحوم شیخ و غیر ایشان قائل به عدم انعقاد اطلاق هستند با وجود قرینۀ مقیِّدۀ داخلیه أو خارجیه، متصله أو منفصله. و این فرد متیقن الثبوت که شما به عنوان مقدمۀ ثالثه برای احراز اطلاق در مقدمات حکمت ذکر میکنید، اگر به حدی برسد که به عنوان یک قرینۀ مقیِّده مطرح باشد، خُب این، همین مقدمۀ ثانیه است و دیگر فرقی در اینجا ندارد؛ و اگر به حدی نرسد که موجب انصراف به فرد خاص بشود، و بلکه شک را و شبهه را در بقاء طبیعت مطلقه بإطلاقه نگه دارد، خُب این، در اینصورت فرد متقین الثبوت نخواهد بود. حالا که یک فردی، فرد متیقن الثبوت است، چه دلیلی داریم بر اینکه این میتواند مقیِّد باشد و موجب انصراف بشود؟! منبابمثال بین مولا و بین مخاطب، صحبت و کلام از رقبۀ مؤمنه است؛ بسیار خوب؛ اشکالی ندارد؛ اما این طرح کلام و این تبادل کلام در رقبۀ مؤمنه، منافاتی با برائت ذمه در صورت عتق رقبۀ کافره نخواهد داشت. اینها منافاتی ندارد؛ [البته] اگر لحن کلام [اینگونه باشد.]
- . وسائل الشیعة، ج 8، ص 237.
