
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)
نقد مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد مبنای مرحوم آخوند در مقدمه اول از مقدمات حکمت میپردازد و نشان میدهد که تکیه بر «تمام المراد بودن مولا» برای اثبات اطلاق، بدون در نظر گرفتن امکان «طبیعت مهمله» قابل مناقشه است. در ادامه، تفکیک میان مقام ثبوت و اثبات مطرح میشود و این نکته توضیح داده میشود که در مقام ثبوت میتوان فرض کرد مراد، صرف طبیعت باشد نه مجموع مصادیق. سپس با طرح قاعده «اشتغال یقینی» بیان میشود که در بدو امر، عقل مکلف به اخذ فرد متیقن حکم میکند. همچنین نقش «احتمال عقلایی جدی» به عنوان مانع تمسک به اطلاق بررسی میشود؛ بهگونهای که با وجود احتمال جدی خروج فرد از مراد مولا، دیگر تمسک به اطلاق تمام نیست. در پایان، نتیجه میگیرد که دایره اطلاق محدودتر از تقریر مشهور اصولی است و نیازمند احراز عقلایی میباشد.
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)
2اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت در تمسک به اطلاق در صورت عدم تقید اطلاق به قرینۀ مقیده است.
بیان مرحوم شیخ وآخوند در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت
مرحوم آخوند و همینطور مرحوم شیخ در بیان مقدمۀ اولی میفرمایند که برای احتراز از لغویت در کلام مولا، چارهای نیست از اینکه بگویم که مولا در مقام بیان تمام المراد عنوانی است که در آن قضیه اخذ کرده است. اگر میگوید: أکرم العلماء یا أکرم عالماً تمام المراد مولا عبارت است از مصادیقی که عنوان عالم بر آن مصادیق، تام الصدق است. و اگر منظور مولی تمام المراد نباشد لازمهاش اخلال به غرض است؛ یعنی اگر منظور مولا مقید بودن این عالِم است به علم خاصی یا به تقوا و امثالذلک، این لازمهاش اخلال به غرض است و چون اخلال به غرض از یک حکیم [قبیح است؛] خصوصاً اینکه آن حکیم، مولی الموالی باشد و تامّ الحکمة است و تام المصلحة است در بلاغ و در ابلاغ احکام، بنابراین قطعاً ما باید تمام المراد را در قضیۀ مُنشأ مِن قِبَل مولا لحاظ کنیم.این بیان مرحوم آخوند بود.1
اشکال بر بیان مرحوم آخوند: مراد مولی
مطلبی که در اینجا مورد بحث و مورد نظر است این است که اولاً در مقام ثبوت یک بحثی است، ثانیاً در مقام اثبات بحث دیگر.
مراد مولی در مقام ثبوت
و اما در مقام ثبوت خُب این مراد مولا در مقام ثبوت چیست؟ آیا مراد مولا از عنوانی که در قضیه لحاظ شده است، این مصادیق آن است و تمام المصادیق است یا اینکه منظور مولا ممکن است که مصداق نباشد، بلکه نفس طبیعت مهمله و مرسله باشد؟ لحاظ نفس طبیعت مهمله و مرسله ممکن است مراد مولا باشد، در صورتی که حکمی بر او تعلق گرفته باشد، و چه کسی گفته است که باید از این عنوان، طبیعت مطلقه را لحاظ کرد؟! در اینجا دور لازم میآید. یعنی صحت قضیۀ مُنشأ مِن قِبَل مولی متوقف است بر اینکه مولی از این عنوان طبیعت مطلقه را لحاظ کرده باشد؛ و صحت لحاظ طبیعت مطلقه منوط به این است که تمام المراد، کلام مولی باشد. خُب در اینجا دور است، تمام المراد منوط به این است که مولا طبیعت مطلقه را لحاظ کند و لحاظ طبیعت مطلقه منوط به این است که تمام المراد باشد. اشکال در این دور، این است که تمام المراد را، شما مصادیق برای این عنوان اخذ کردهاید؛ در حالی که ممکن است تمام المراد نفس طبیعت مهمله باشد.
- کفایة الأصول، ص 247 و مطارح الأنظار، ج 2، ص 259.
