
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)
نقد مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد مبنای مرحوم آخوند در مقدمه اول از مقدمات حکمت میپردازد و نشان میدهد که تکیه بر «تمام المراد بودن مولا» برای اثبات اطلاق، بدون در نظر گرفتن امکان «طبیعت مهمله» قابل مناقشه است. در ادامه، تفکیک میان مقام ثبوت و اثبات مطرح میشود و این نکته توضیح داده میشود که در مقام ثبوت میتوان فرض کرد مراد، صرف طبیعت باشد نه مجموع مصادیق. سپس با طرح قاعده «اشتغال یقینی» بیان میشود که در بدو امر، عقل مکلف به اخذ فرد متیقن حکم میکند. همچنین نقش «احتمال عقلایی جدی» به عنوان مانع تمسک به اطلاق بررسی میشود؛ بهگونهای که با وجود احتمال جدی خروج فرد از مراد مولا، دیگر تمسک به اطلاق تمام نیست. در پایان، نتیجه میگیرد که دایره اطلاق محدودتر از تقریر مشهور اصولی است و نیازمند احراز عقلایی میباشد.
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)
3و ما این مطلب را میبینیم که اتفاقاً در بسیاری از موارد، منظور مولا در مرحلۀ ابتدایی، مصادیق برای آن طبیعت نیست؛ بلکه مولی ابتدائاً منظورش آن بیان طبیعت مهمله است و بعد از گذشت زمانی کمکم مصادیق او و خصوصیات او را بیان میکند. این همه آیاتی که از باب احکام، اوامر و نواهی ارشادیه در مکه نازل شده و خصوصیات و مصادیقش در مدینه آمده است اینها از همین قبیل است. آیات و روایاتی که مربوط به احکام است، بعد خصوصیات او یک به یک در زمان ائمه لحاظ میشود، این منوط به این است که و مربوط به این است که منظور از این طبیعت مهمله در اینجا جمیع المصادیق نیست و إلا دفعةً واحده باید تمام المصادیق در زمان شارع برای مردم تبیین بشود.
این همه احکام کلی که در زمان پیغمبر آمده و بعد در زمان صادقین سلاماللهعلیهما و بعد از آن حضرات مطرح میشد، برای این جهت بود که یا نفس طبیعت مهمله در زمان شارع لحاظ شده یا همه مصادیق لحاظ نشده است؛ مسائل مربوط به خمس، مسائل مربوط به زکات، بسیاری از مسائل مربوط به نکاح، بسیاری از مسائل مربوط به معاملات، اینها که در زمان پیغمبر نبوده است و قطعاً در زمان صادقین حضرت بیان کردند. نهاینکه حضرت گفتند و بعد مختفی شده است؛ نه، اصلاً سابقه نداشته است که قبل از صادقین این همه احکام بیان بشوند. اینها برای این است که آن طبایع مهمله و آن طبایع مرسله در زمان شارع، تمام المراد مصادیق نبوده، تمام المراد خود آن طبیعت بوده، خود آن طبیعت حکم است. این در مقام موضوع. البته بعداً، باز در اینجا صحبت هست! در روزهای آینده وقتی که مشغول شرح و بیان اقوال علماء و بزرگان میشویم، راجع به اینها بسط خواهیم داد.
مراد مولی در مقام اثبات
و اما در مقام اثبات، در مقام اثبات چه دلیلی هست بر اینکه این قضیه حاکی از تبیین مصادیق است. مولا گفته است:﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ إِنَّ قُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ كَانَ مَشۡهُودٗا﴾؛1 این﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾ نماز را به پا به دار، از کجا اثبات میشود در اینجا منظور مولا خصوصیات صلاتیه است؟! اگر مولا خصوصیت صلاتیه را مورد لحاظ داشت در مورد صلاة، در اینجا میبایست صلاة حاضر را دفعةً واحدة بیان کند و دفعةً واحدة صلاة مسافر را بیان کند و دفعةً واحدة صلاة با طهارت مائیه را بیان کند و دفعةً واحدة صلاة با طهارت ترابیه را بیان کند و دفعةً واحدة صلاة صحیح را بیان کند و صلاة مرضی را بیان کند؛ در حالی که اینها اصلاً بیان نشده است. پس منظور مولا در این آیه، فقط طبیعت مهمله است؛ یعنی نماز را من دلوک الشمس إلی غَسَق الیل باید بخوانی؛ اما اینکه خصوصیاتش چیست؟ بعداً برای شما بیان میکنیم. شاید امروز برایتان نگوییم؛ فردا میگوییم. وقتی که شارع خصوصیات را بیان کرد، وقت حاجت هم همان موقع است. چه کسی گفته است که وقتی که میگوید: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ وقت حاجت است؟! نه، وقت حاجت وقتی است که جداً شارع مصادیق را برای مخاطب تبیین و تعریف میکند؛ آن وقت، وقت حاجت است؛ و به هر مقدار و به هر کیفیتی که شارع مصادیق را تبیین کرد، وقت حاجت هم همان مقدار است؛ نه بیشتر. وقت حاجت این نیست که الآن موقع، موقع ظهر است باید نماز بخوانیم؛ وقت حاجت آن موقعی است که شارع بگوید که الآن بخوان؛ آن موقع، وقت حاجت است؛ اما نهاینکه شارع یک حکم را بیان کند. پس در مقام اثبات ما چه دلیلی داریم بر اینکه آن حکم مُنشأ من قِبل الشارع دال بر اتیان بر مصادیق است؟! در اینجا ما دلیلی نداریم.
- سوره اسراء (17) آیه 78.
