اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)

14٬014
اصول

نقد مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد مبنای مرحوم آخوند در مقدمه اول از مقدمات حکمت می‌پردازد و نشان می‌دهد که تکیه بر «تمام المراد بودن مولا» برای اثبات اطلاق، بدون در نظر گرفتن امکان «طبیعت مهمله» قابل مناقشه است. در ادامه، تفکیک میان مقام ثبوت و اثبات مطرح می‌شود و این نکته توضیح داده می‌شود که در مقام ثبوت می‌توان فرض کرد مراد، صرف طبیعت باشد نه مجموع مصادیق. سپس با طرح قاعده «اشتغال یقینی» بیان می‌شود که در بدو امر، عقل مکلف به اخذ فرد متیقن حکم می‌کند. همچنین نقش «احتمال عقلایی جدی» به عنوان مانع تمسک به اطلاق بررسی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که با وجود احتمال جدی خروج فرد از مراد مولا، دیگر تمسک به اطلاق تمام نیست. در پایان، نتیجه می‌گیرد که دایره اطلاق محدودتر از تقریر مشهور اصولی است و نیازمند احراز عقلایی می‌باشد.

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)

توضیحات:

نقد مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد مبنای مرحوم آخوند در مقدمه اول از مقدمات حکمت می‌پردازد و نشان می‌دهد که تکیه بر «تمام المراد بودن مولا» برای اثبات اطلاق، بدون در نظر گرفتن امکان «طبیعت مهمله» قابل مناقشه است. در ادامه، تفکیک میان مقام ثبوت و اثبات مطرح می‌شود و این نکته توضیح داده می‌شود که در مقام ثبوت می‌توان فرض کرد مراد، صرف طبیعت باشد نه مجموع مصادیق. سپس با طرح قاعده «اشتغال یقینی» بیان می‌شود که در بدو امر، عقل مکلف به اخذ فرد متیقن حکم می‌کند. همچنین نقش «احتمال عقلایی جدی» به عنوان مانع تمسک به اطلاق بررسی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که با وجود احتمال جدی خروج فرد از مراد مولا، دیگر تمسک به اطلاق تمام نیست. در پایان، نتیجه می‌گیرد که دایره اطلاق محدودتر از تقریر مشهور اصولی است و نیازمند احراز عقلایی می‌باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (1)

7
  • در اینجا باید ببینیم آیا من اول الامر، این اشتغالی که بر ذمه او آمده است اشتغال نسبت به جمیع مصادیق آمده است؛ یا نه [ من اول الامر اشتغال نسبت به فرد متیقّن الثبوت آمده است؟ کدام آمده است؟!] یعنی ما اصلاً کار نداریم به اینکه قرینه، بعد آمده است یا نیامده؛ شما در باب اطلاق قبل از اینکه سراغ مقیّد بگردید، یا قبل از اینکه سراغ قرینه بخواهید بگردید، وقتی که مولا به عنوان یک طبیعت مهمله یک حکمی را بیان می‌کند من اول الامر چی در نظر شما می‌آید؟ قبل از این فرمول‌های اصولی که شما در ذهنتان قرار بدهید و بگوید که چون مولا در مقام بیان است، از آن طرف قرینه نیاورده است، از طرف دیگر اخلال به غرض می‌شود و این مقدمات اصولی قلمبه‌سلمبه را بیاورد در ذهنتان و بعد استفاده کنید که به‌واسطۀ احراز از لغویت، و به‌واسطۀ احراز حکمت در کلام مولا، باید بر عهدۀ مولا بگذارید که جمیع افراد و مصادیق مورد نظر مولا است؛ قبل از این مقدمات، اگر یک فرد عامی؛ یک راعی، یک بقّال، یک خبّاز در مقابل مولا قرار می‌گرفت بدون این مقدمات عجیب و غریب اصولیه، چه در ذهنش می‌آمد؟ می‌گفت فرد متیقّن الثبوت است دیگر! یعنی با خودش فکر می‌کند که وقتی مولا تعیین مصداق نکرده است، من باید فرد متیقّن الثبوت را بیاورم تا اینکه فردا اگر مولا به من گفت که چرا این را اکرام کردی و آن دیگری را اکرام نکردی دلیل داشته باشم. تمام اینها در ذهنش می‌آید. او نمی‌گوید دلیل دارم؛ چون به من نگفتی من در مقام اطلاق بودم و به‌واسطۀ مقدمات حکمتی که مرحوم آخوند به ما گفته است، نسبت به این مطلب احراز شمول کردم. نه، او در ذهن ساذج خودش فوراً می‌گوید که این فرد برای من یقینی بود و مولا هیچ جوابی ندارد که بدهد.

/