
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (2)
نقد مقدمه اول مقدمات حکمت آخوند در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت مقام ثبوت و مقام اثبات در فهم مراد متکلم و شرط احراز اطلاق میپردازد. در این بحث تأکید میشود که پیش از تمسک به اطلاق باید روشن گردد آیا متکلم از ابتدا در مقام ارجاع به افراد خارجی است یا صرف بیان حکم کلی دارد. با مثال قرآنی «ومن لم یحکم بما انزل الله» روشن میشود که احراز مراد در مقام ثبوت مقدمه ضروری ورود به بحث اطلاق و تشخیص شمول یا عدم شمول مصادیق است. همچنین نقش قرائن متصل و منفصل در مرحله ثبوتی و تأثیر آن بر امکان یا عدم امکان اطلاق مورد بررسی قرار میگیرد. نتیجه جلسه این است که بدون احراز مراد در مقام ثبوت، تمسک به اطلاق معتبر نیست و این نکته اساس نقد تقریر مرحوم آخوند است.
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (2)
2اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در احراز عنوان قبل از اخذ به اطلاق
[بحث در اینجا بود که چون در کلام متکلم ممکن است] ...اهمال از او لحاظ شود و ممکن است که عدم الاجمال و الاهمال، بلکه تبیین و ابراز یک حقیقت در مقام عمل مورد لحاظ قرار بگیرد؛ بناءعلیهذا به صرف اخذ یک عنوان در کلام متکلم، ما در وهلۀ اول باید احراز کنیم که متکلم در مقام امر به اتیان یا نهی از ترک عنوان است بمصادیقه و بافراده؛ آنوقت بعد، در مقام اطلاق و در مقام اثبات باید عمل کنیم و این برای ما در وهلۀ اول باید احراز بشود.
وقتی که مولا به مخاطب میگوید که یجِب علیک الصلاةُ؛ قبل از اطلاق مصطلح عند الاصولیین، باید ما احراز کنیم که مراد و منظور مولا از وجوب الصلاة، قیام به صلاة خارجی است، منظور مولا ابتدائاً صرف ابراز حکم وجوب نیست؛ این باید اثبات و احراز بشود. بنابراین اگر ما در جایی نتوانستیم به حسب قرائن احراز کنیم که منظور مولا من اول الامر تشویق و تحریک و ترغیب مخاطب است نحو الفعل بأینحوکان، این خود برای ما دلیلی میشود بر اینکه باید در مقام فعل، عند عدم قرینةٍ معینة و عند عدمِ انصرافِ العنوان نحو فردٍ خاص، باید ما به آن فرد متیقنی که میدانیم به واسطه آن فرد متیقن، تحصیل مراد مولا شده است، عمل کنیم. بناءًعلیهذا آنچه که الآن ما در مقام بیانش هستیم این است که اگر ما دلیل داشته باشیم بر اینکه منظور متکلم از القاء این کلام من اول الأمر، حثّ مخاطب و تحریک مخاطب نحو الفعل است؛ آنوقت ما مقام اثبات را در آنجا لحاظ میکنیم که در مقام اثبات این اطلاق چگونه تحقق پیدا میکند و عدم اطلاق چگونه تحقق پیدا میکند؛ اما اگر من اول الامر ما دلیلی نداشته باشیم بر اینکه مراد متکلم از القاء این طبیعت مهمله چیست، ما با این کلام چه کنیم و چه عملی را ما با این کلام باید انجام بدهیم؟ این مورد بحث ماست.
