
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)
مقام ثبوت و اثبات در مقدمات حکمت در این جلسه به بررسی تفاوت دو سطح از مقدمۀ اولی میپردازد و نشان میدهد که آیا مراد متکلم صرف تقنین حکم است یا ارجاع به مصادیق و افراد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل مقام ثبوت و مقام اثبات توضیح میدهد که در صورت احراز صرف بیان حکم، بحث اطلاق و تمسک به آن شکل نمیگیرد و کلام از این جهت خارج از اطلاق خواهد بود. در ادامه نسبت میان ظهور، تقنین، قدر متیقن و عدم احراز ظهور بررسی میشود و با مثالهایی مانند امر به معروف و زکات غنم نشان داده میشود که ملاک در هر خطاب، قرائن و نحوه استظهار است. در پایان روشن میشود که قاعده کلی واحدی وجود ندارد و فهم حکم وابسته به کیفیت کشف ظهور در هر مورد است.
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)
توضیحات:
مقام ثبوت و اثبات در مقدمات حکمت در این جلسه به بررسی تفاوت دو سطح از مقدمۀ اولی میپردازد و نشان میدهد که آیا مراد متکلم صرف تقنین حکم است یا ارجاع به مصادیق و افراد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل مقام ثبوت و مقام اثبات توضیح میدهد که در صورت احراز صرف بیان حکم، بحث اطلاق و تمسک به آن شکل نمیگیرد و کلام از این جهت خارج از اطلاق خواهد بود. در ادامه نسبت میان ظهور، تقنین، قدر متیقن و عدم احراز ظهور بررسی میشود و با مثالهایی مانند امر به معروف و زکات غنم نشان داده میشود که ملاک در هر خطاب، قرائن و نحوه استظهار است. در پایان روشن میشود که قاعده کلی واحدی وجود ندارد و فهم حکم وابسته به کیفیت کشف ظهور در هر مورد است.
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)
12تلمیذ: آن برای معلوفه است، داریم مختلطش را میگویم.
استاد: خُب عقل میگوید وقتی که تو همچنین کاری کردی، قطعاً شارع دیگر این حقوق را از گردن تو برداشته است.
تلمیذ: معلوفه روشن است. ولی مختلط چرا؟
استاد: حالا نسبت به مختلط در مورد مختلط نصفش در آنجا شامل معلوفه میشود دیگر! پس حد متیقن این است که در اول الامر یعنی اولاً بلااول الآن در اینجا غیر از این، شما حکم میکنید که این سائمه مورد نظر مولا هست. حالا اینکه چه نحو شما باید بپردازید؛ آن یک حرف دیگر است.
تلمیذ: عرض من این است که اصلاً این شک و شبههای که در ذهن مخاطب ایجاد میشود بهخاطر این خصوصیات و قیوداتی است که بعداً شارع میآورد. والاّ در اول، وقتی شارع یک حکمی را جعل میکند ذهن مخاطب فقط میرود روی اصل حکم و اصلاً روی سائمه و معلوفه نمیرود.
استاد: اول این حکم میرود روی اینکه غنم زکات دارد؛ بسیار خوب؛ آیا دیگر فکرش را میبندد یا اینکه نه، باز هم در ذهنش خطور میکند؟! بسیار خوب شما ذهنتان رفت بر اینکه اولاً بلااول شارع جعل حکم کرده است. حالا بعد اگر سهتا غنم داشته باشیم؛ اگر یکی از شما سوال کند که بهنظر شما آن که یقیناً نظر شارع روی آن است کدام است؟ آیا شما میگوید که بنده نمیدانم؟!
تلمیذ: این دو قسم کردن معلوفه و سائمه در صورتی است که ما قیودات و خصوصیات را بعداً میشنویم ذهنمان مشغول آن میشود.
استاد: آقا یک دهاتی این [مطلب] را میفهمد! اصلاً شما بروید داخل همین ده لواسان که اصلاً کسی مسئله نشنیده است؛ اگر بالای منبر بگویید که أیهاالناس باید روز عاشورا یک گاو نذر امام حسین علیهالسلام کنید. اولیّن چیزی که بهنظرش میرسد این است که آیا گاوی که بچه شیر میدهد نذر کنیم یا یک گاو نری که در بیابان میاندازیم. یعنی این میگوید اگر قرار است بین آن گاوی که بچه دارد و الآن دارد شیر میدهد و بین یک گاو نری که فقط دارد میگردد انتخاب کنیم؛ نظر این آخوند بالای منبر روی آن گاو نر رفته است دیگر! آن، حد متقین است.
