اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)

0
اصول
اصول

مقام ثبوت و اثبات در مقدمات حکمت در این جلسه به بررسی تفاوت دو سطح از مقدمۀ اولی می‌پردازد و نشان می‌دهد که آیا مراد متکلم صرف تقنین حکم است یا ارجاع به مصادیق و افراد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل مقام ثبوت و مقام اثبات توضیح می‌دهد که در صورت احراز صرف بیان حکم، بحث اطلاق و تمسک به آن شکل نمی‌گیرد و کلام از این جهت خارج از اطلاق خواهد بود. در ادامه نسبت میان ظهور، تقنین، قدر متیقن و عدم احراز ظهور بررسی می‌شود و با مثال‌هایی مانند امر به معروف و زکات غنم نشان داده می‌شود که ملاک در هر خطاب، قرائن و نحوه استظهار است. در پایان روشن می‌شود که قاعده کلی واحدی وجود ندارد و فهم حکم وابسته به کیفیت کشف ظهور در هر مورد است.

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)

2
  •  

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • مقام ثبوت در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت

  • عرض شد مقدمۀ اُولی که کون المتکلم فی مقام البیان می‌باشد، به دو مقام ثبوت و اثبات تقسیم می‌شود؛ در مقام ثبوت باید کلام متکلم ظهور داشته باشد که مراد متکلم از این کلام چیست. در مقام اثبات یعنی این مقام، مقام اثبات است، منتهی این مقام اثبات حکایت از ظهور می‌کند، حکایت از ثبوت می‌کند که منظور متکلم از این کلام چه مطلبی می‌تواند باشد؛ آیا منظور متکلم صرفاً بیان حکم است بدون ارجاع مخاطبین بر مصادیق و بر افراد، مثل﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾1 ـ که حالا در این مقام عرض می‌کنم که مسئله از چه قرار است ـ یا اینکه منظور متکلم ارجاع مخاطبین است به افراد و مصادیق این حکم و مصادیق این موضوع که در این‌صورت مطلب چگونه است؟

  • لزوم احراز مراد شارع: صرفاً بیان حکم یا تبیین مصادیق

  • فعلاً در مطلب اول باید ما در مقام بیان این مطلب را احراز کنیم که منظور و مراد متکلم از این کلام و از این قضیه چیست؟ اگر ما ظهور داشته باشیم بر اینکه منظور متکلم فقط بیان حکم است بدون توجه به ارجاع به عمل و ارجاع به فعل و بدون تبیین مصادیق و افراد موضوع، که خُب اصلاً مسئله دخلی به باب اطلاق ندارد. مثلاً فرض کنیم که کلام ظهور دارد بر اینکه متکلم فقط می‌خواهد حکم را بیان کند؛ ولی دیگر افراد آن حکم، خصوصیات آن حکم، شرایط و شروط آن حکم، هیچ‌کدام فعلاً مد نظر آن متکلم نیست.

  • در اینجا ما می‌بینیم محط بحث با محط بحثی که آقایان در مقام، بیان کردند تفاوت پیدا می‌کند. در اینجا ما هم قائل هستیم به اینکه متکلم در مقام بیان است؛ ولی منظور از بیان چیست؟ در مقام بیان بودن حثّ بر عمل و تحریک مکلف بر عمل و بر افراد و مصادیق آن حکم نیست؛ مقام بیان یعنی بیان یک حکم به‌نحوی‌که متکلم عاری از لغو و عاری از هزل باشد. این را می‌گویند مقام بیان. بنابراین اگر کلام ما ظهور داشته باشد بر اینکه منظور از این کلام صرفِ بیان حکم است بدون تحریک؛ در آنجا اصلاً از مقام اطلاق خارج است. فرض کنید که مثل آیۀ شریفۀ ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾ یا روایات عدیده‌ای که فقط برای بیان حکم می‌آیند. 

    1. سوره مائده (5) آیه 45.