اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت

تحلیل مراد متکلم در مقام بیان

14٬026
اصول

نقد مقدمه اول مقدمات حکمت درباره شرط «مقام بیان» در اطلاق، محور اصلی این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان مراد متکلم و محکی لفظ بررسی می‌شود. استاد ابتدا تبیین مشهور از مقام بیان را که آن را به «بیان تمام مراد» معنا می‌کند نقد کرده و نشان می‌دهد این برداشت با مواردی مانند تهدید، تمهید، استهزاء یا بیان اجمالی سازگار نیست. سپس تفکیک مهمی میان مراد متکلم، محکی لفظ و ظاهر کلام ارائه می‌شود و توضیح داده می‌شود که نفی لغویت از کلام به‌تنهایی به معنای اراده تمام محکی نیست. در ادامه، اشکال نقضی با مسئله تخصیص و تقیید مطرح می‌گردد و نشان داده می‌شود که اگر تمام مراد از ابتدا بیان شده باشد، جایی برای مخصص و مقید باقی نمی‌ماند. بخش مهم جلسه به تفاوت مقام ثبوت و مقام اثبات اختصاص دارد و این‌که مکلف در مقام فهم حکم، ناچار است با قرائن، شرایط و نوع معرفت خود به شارع، به کشف نزدیک به واقع برسد. در پایان نیز نسبت میان برداشت‌های مختلف از دین و نقد دیدگاه‌هایی که دین را صرفاً «فهم فردی از متن» می‌دانند بررسی می‌شود و بر لزوم وجود حقیقت ثابت در ورای فهم‌ها تأکید می‌گردد.

نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت

توضیحات:

نقد مقدمه اول مقدمات حکمت درباره شرط «مقام بیان» در اطلاق، محور اصلی این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان مراد متکلم و محکی لفظ بررسی می‌شود. استاد ابتدا تبیین مشهور از مقام بیان را که آن را به «بیان تمام مراد» معنا می‌کند نقد کرده و نشان می‌دهد این برداشت با مواردی مانند تهدید، تمهید، استهزاء یا بیان اجمالی سازگار نیست. سپس تفکیک مهمی میان مراد متکلم، محکی لفظ و ظاهر کلام ارائه می‌شود و توضیح داده می‌شود که نفی لغویت از کلام به‌تنهایی به معنای اراده تمام محکی نیست. در ادامه، اشکال نقضی با مسئله تخصیص و تقیید مطرح می‌گردد و نشان داده می‌شود که اگر تمام مراد از ابتدا بیان شده باشد، جایی برای مخصص و مقید باقی نمی‌ماند. بخش مهم جلسه به تفاوت مقام ثبوت و مقام اثبات اختصاص دارد و این‌که مکلف در مقام فهم حکم، ناچار است با قرائن، شرایط و نوع معرفت خود به شارع، به کشف نزدیک به واقع برسد. در پایان نیز نسبت میان برداشت‌های مختلف از دین و نقد دیدگاه‌هایی که دین را صرفاً «فهم فردی از متن» می‌دانند بررسی می‌شود و بر لزوم وجود حقیقت ثابت در ورای فهم‌ها تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت

8
  • این بسیار حرف مسخره‌ای است. بالاخره باید از آنها این سؤال را کرد این رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ که گفته است ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾ آیا لغو گفتند و لاغی بودند یا رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ عاقل و حکیم بوده است؟! در ﴿يَٰٓأَيُّهَا﴾، ﴿يَٰٓا﴾ حرف ندا است و ﴿أَيُّ﴾ منادا است و ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ نفی یهود و نصاری را می‌کند. خب همه را بگویید [نمی‌فهمیم] دیگر! اصلاً ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ را بگویید منظور پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ یهود باشد! خب یهود که مورد خطاب پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نیستند! پس ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ یعنی ای افرادی که مسلمانید، ای افرادی که در دین من هستید؛ اینها منظور پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است. ﴿كُتِبَ﴾ یعنی مفروض است؛ خب آیا معنای ﴿كُتِبَ﴾ این است که مستحب؟! به عبارت دیگر اگر ما الآن پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را بیاوریم و از حضرت سؤال کنیم که منظور شما چیست؟ آیا پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌گویند که من نمی‌دانم؟! خیلی حرف حرف بی‌خودی است دیگر! پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌گویند که بله، منظور من از ﴿يَٰٓا﴾ حرف نداست ﴿أَيُّ﴾ منادا است و ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ آن افرادی است که به من ایمان آوردند و منظور از ﴿كُتِبَ﴾ فرض و وجوب است و ﴿عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾ یعنی صوم. صیام با صلاة فرق می‌کند. خب چرا اینها این حرف‌ها را نمی‌زنند؟! چرا نمی‌گویند صیام همان صلاة است؟!

  • تلمیذ: این اشکال هست؛ در معال فرقی نمی‌کند؛ چون عالم ثبوت، برای آن کسی هم که قائل به عالم ثبوت است مجهول است؛ حالا آن کسی هم که قائل نیست یعنی مصوبه باز هم مجهول است؛ یعنی [عالم ثبوتی] نسیت دیگر! آن کسی که قائل به ثبوت است در مقام اثبات است که می‌خواهد از مقام ثبوت کشف مقام اثبات کند؛ آن کسی هم که قائل نیست بالاخره این اثبات یک چیزی به آن می‌رسد. پس در معال یکی می‌شود.

/