اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مقدمۀ دوم و سوم از مقدمات حکمت

و بررسی کیفیت اثبات اطلاق با مقدمات ثلاثه

14٬047
اصول

مقدمات حکمت و کیفیت اثبات اطلاق در این جلسه از درس خارج اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود. استاد به تبیین مقدمۀ دوم یعنی نبود قرینۀ مقیّده و نیز نقش انصراف و قدر متیقن در مقدمۀ سوم می‌پردازد. سپس نشان می‌دهد که بر اساس دیدگاه مشهور، اطلاق در مرحله‌ای جدا از حجیت آن شکل می‌گیرد؛ به این معنا که ابتدا با نبود قرینه و انصراف، اصل اطلاق محقق می‌شود و سپس با ضمیمۀ شرایط دیگر، حجیت پیدا می‌کند. در ادامه، این تفکیک مورد نقد قرار می‌گیرد و بیان می‌شود که تفکیک میان اطلاق و حجیت آن بدون تکیه بر تحلیل دقیق «مقام بیان» قابل دفاع نیست. همچنین بحث می‌شود که انصراف‌های عرفی چگونه می‌توانند مانع شکل‌گیری اطلاق شوند. در نهایت جلسه به این نتیجه می‌رسد که تحلیل رایج از مقدمات حکمت نیازمند بازنگری در نحوه ارتباط این مقدمات است.

مقدمۀ دوم و سوم از مقدمات حکمت

توضیحات:

مقدمات حکمت و کیفیت اثبات اطلاق در این جلسه از درس خارج اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود. استاد به تبیین مقدمۀ دوم یعنی نبود قرینۀ مقیّده و نیز نقش انصراف و قدر متیقن در مقدمۀ سوم می‌پردازد. سپس نشان می‌دهد که بر اساس دیدگاه مشهور، اطلاق در مرحله‌ای جدا از حجیت آن شکل می‌گیرد؛ به این معنا که ابتدا با نبود قرینه و انصراف، اصل اطلاق محقق می‌شود و سپس با ضمیمۀ شرایط دیگر، حجیت پیدا می‌کند. در ادامه، این تفکیک مورد نقد قرار می‌گیرد و بیان می‌شود که تفکیک میان اطلاق و حجیت آن بدون تکیه بر تحلیل دقیق «مقام بیان» قابل دفاع نیست. همچنین بحث می‌شود که انصراف‌های عرفی چگونه می‌توانند مانع شکل‌گیری اطلاق شوند. در نهایت جلسه به این نتیجه می‌رسد که تحلیل رایج از مقدمات حکمت نیازمند بازنگری در نحوه ارتباط این مقدمات است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مقدمۀ دوم و سوم از مقدمات حکمت

5
  • اشکال بر نظر مشهور

  • نکته‌ای که در اینجا به‌نظر می‌رسد و قابل برای دقّت است و قابل بحث است، بحث ما حتی بنا بر فرض قوم، [اشکال دارد] که مراد از مقام بیان آن مطلبی که ما عرض کردیم و نقضی که بر مقدمۀ اوّل وارد کردیم نباشد. یعنی مولا در مقام بیان است و در مقام بیان تمام موضوعٌ‌له این لفظ و تمام مفهوم این لفظ است و مولا در مقام بیان این مطلب است؛ نه آن مطلبی که ما گفتیم که مقام بیان مراد، با بیان مفهوم لفظ متفاوت است. ممکن است که متکلم در مقام بیان مراد خودش است؛ مراد یعنی تهدید، مراد یعنی سخریه، مراد یعنی اجمال، مراد یعنی تهیّؤ، مراد یعنی استعداد، مراد یعنی فرض کنید که یک بیان ابتدائی کلام. ما مراد را این گرفتیم که عرض شد. و این به‌جهت این است که ما در عالم خارج و در مقام تخاطب این مقصودها و منظورهای مختلف را از مولا می‌فهمیم. وقتی که ما می‌بینیم مولا یک کلام را بیان می‌کند، ما قبل از اینکه سراغ مقدمۀ دوم و مقدمۀ سوم برویم؛ در این مقام بیان در این کلام مولا، که بدون قرینه بیان شده است، وجوهی را احتمال می‌دهیم. وقتی که این وجوه را احتمال دادیم تعیّن و تقیّد هر کدام از این وجوه، این نیاز به قرینه دارد؛ یا قرینۀ لبّیه یا قرینۀ خارجیّه که غیرلبّیه باشد؛ منظور از خارجیّه یعنی قرینۀ لفظیّه باشد.

  • حالا ما کاری به این مطلب نداریم و فعلاً با قوم مماشات می‌کنیم؛ می‌گوییم منظور از مقدمۀ اوّلی که مولا در مقام بیان است همان بیان مراد و مفهوم است. خب، با توجه به این مطلب ما می‌گوییم که این اطلاق در اینجا منعقد می‌شود. اطلاق که در اینجا منعقد شد، که بیان مراد است، برای حجّیتش ما نیاز به مقدمتین دیگری داریم. 

  • سؤال ما در اینجا این است، شما می‌‌گویید که بیان مراد عبارت است از همان بیان مفهوم، و دیگر بین لفظ و بین آن مراد، شما در اینجا فرق نمی‌اندازید؛ خب، چطور دیگر در اینجا بین اطلاق و بین حجیّت اطلاق تفاوت قائلید؟! این دیگر چه معنایی دارد؟! انفکاک و افتراق بین اطلاق و بین حجیّت اطلاق، این افتراقش از کجا آمده است؟ یک وقت شما لفظ را بیان می‌کنید؛ مثلاً مولا می‌گوید: ایتِنی بماءٍ. خب، مسلم این است که لفظ دلالتش بر جمیع مصادیقش علی سبیل تواطی است؛ یعنی بر سبیل تواطی به‌نحو متواطئ یک لفظ بر جمیع مصادیق طبیعت خودش صدق می‌کند. ماء بر سبیل تواطؤ بر جمیع مصادیقش؛ دافئ باشد، بارد باشد، متوسط الحال باشد، ملوّن باشد، غیرملوّن باشد، مکدّر باشد، غیرمکدّر باشد، ساذج باشد یا غیرساذج باشد، صدق می‌کند. به این که اطلاق نمی‌گویند! هر لفظی ابتدائاً بر همه این مصادیق صدق می‌کند؛ چه شما مقید بیاوری یا مقید نیاوری. مقید بیاوری آن اطلاق ابتدایی را تقیید می‌زند؛ مثلاً در ایتینی بماءٍ بارد، تا می‌گوییم ایتینی بماءٍ در نزد مخاطب و در ذهن مخاطب جمیع افراد ماء، علی حدّ تواطی تصور پیدا کرد؛ خب این باردی که بعد می‌گوییم، تمام این افراد را کنار می‌زند و فقط این ماء را منحصر می‌کند در ماء‌ بارد.

/ 380