
اشکال بر مراحل ثلاث حجّیت اطلاق
و بررسی اختلاف مرحوم شیخ و مرحوم آخوند
حجیت اطلاق و نقد مراحل سهگانه اطلاق در این جلسه به تحلیل اشکال بر تقسیم مشهور اطلاق به لغوی، اصولی و حجیت اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس از سلسله مباحث اصول فقه، با بررسی دقیق نشان میدهد که تفکیک سهمرحلهای در برخی تقریرات محل اشکال است و بسیاری از آنها به دو مرحله اصلی بازمیگردد. در ادامه، تفاوت نگاه مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی در نحوه انعقاد اطلاق و نقش قرینه متصل و منفصل بررسی میشود. همچنین بحث ظهور کلام و اینکه آیا حجیت از خود کلام ناشی میشود یا از احراز مراد متکلم، بهصورت دقیق تبیین میگردد. نتیجه جلسه آن است که فهم صحیح اطلاق وابسته به تحلیل مراد متکلم و جایگاه قرینه در کشف آن است و اختلاف دو دیدگاه در نتایج اصولی بسیار مهم است.
اشکال بر مراحل ثلاث حجّیت اطلاق
توضیحات:
حجیت اطلاق و نقد مراحل سهگانه اطلاق در این جلسه به تحلیل اشکال بر تقسیم مشهور اطلاق به لغوی، اصولی و حجیت اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس از سلسله مباحث اصول فقه، با بررسی دقیق نشان میدهد که تفکیک سهمرحلهای در برخی تقریرات محل اشکال است و بسیاری از آنها به دو مرحله اصلی بازمیگردد. در ادامه، تفاوت نگاه مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی در نحوه انعقاد اطلاق و نقش قرینه متصل و منفصل بررسی میشود. همچنین بحث ظهور کلام و اینکه آیا حجیت از خود کلام ناشی میشود یا از احراز مراد متکلم، بهصورت دقیق تبیین میگردد. نتیجه جلسه آن است که فهم صحیح اطلاق وابسته به تحلیل مراد متکلم و جایگاه قرینه در کشف آن است و اختلاف دو دیدگاه در نتایج اصولی بسیار مهم است.
اشکال بر مراحل ثلاث حجّیت اطلاق
7بنابراین ما دو مرحله داریم. مرحلۀ اوّل، مرحلۀ اطلاق لغوی که به درد ما نمیخورد؛ در مقام عمل این اطلاق لغوی اصلاً نمیتواند برای ما چاره ساز و مفید باشد. آنچه که در مقام عمل برای ما مفید است، اطلاق مولوی است یعنی مولا در مقام القاء این کلام چه مصادیقی را قصد کرده است و چه معنایی را قصد کرده است. این به درد ما میخورد و این از کجا پیدا میشود از آن قرینه پیدا میشود. آن قرینهای که میآید. آن قرینه میآید و کلام مولا را برای ما تفسیر میکند و منظور مولا را به ما میفهماند. پس ظهور عبارت است از مراد مولا از کلام؛ این میشود ظهور. حالا آیا ممکن است ما بگوییم بعد از این مرحله هم یک مرحله حجّیت داریم؟! دیگر معنی ندارد! پس ظهور عبارت است از مراد مولا از کلام. وقتی که میگوییم این کلام ظهور دارد، بیان آخَر این است که منظور مولا این است. وقتی که میگوییم این کلام ظهور ندارد، یعنی منظور مولا این نیست. این کلام در این معنا ظهور دارد، یعنی منظور مولا این است. این کلام در این معنا ظهور ندارد، یعنی منظور مولا این نیست. تمام قضیه به مولا برمیگردد. تمام المطلب به مراد مولا و مراد متکلّم برمیگردد و ما اصلاً به کلام کاری نداریم. آن کاری که ما داریم این است که مولا چه چیز اراده کرده است؛ این، قضیه است. لذا میگوییم کلام ظهور دارد یا ندارد. پس خود ظهور یعنی حجّیت. نفس الظهور یعنی حجّیت کلام. این، منظور از ظهور است. و این بدون احراز اینکه مولا در مقام بیان است که انجام نمیشود! حتماً باید احراز بشود! یعنی قبل از این ما باید احراز کنیم که مولا در مقام بیان است و منظور مولا از این کلام این است و این، عبارت است از ظهور. پس ما دو مرحله در اینجا بیشتر نداریم.
