اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اشکال بر مراحل ثلاث حجّیت اطلاق

و بررسی اختلاف مرحوم شیخ و مرحوم آخوند

14٬092
اصول

حجیت اطلاق و نقد مراحل سه‌گانه اطلاق در این جلسه به تحلیل اشکال بر تقسیم مشهور اطلاق به لغوی، اصولی و حجیت اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس از سلسله مباحث اصول فقه، با بررسی دقیق نشان می‌دهد که تفکیک سه‌مرحله‌ای در برخی تقریرات محل اشکال است و بسیاری از آن‌ها به دو مرحله اصلی بازمی‌گردد. در ادامه، تفاوت نگاه مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی در نحوه انعقاد اطلاق و نقش قرینه متصل و منفصل بررسی می‌شود. همچنین بحث ظهور کلام و اینکه آیا حجیت از خود کلام ناشی می‌شود یا از احراز مراد متکلم، به‌صورت دقیق تبیین می‌گردد. نتیجه جلسه آن است که فهم صحیح اطلاق وابسته به تحلیل مراد متکلم و جایگاه قرینه در کشف آن است و اختلاف دو دیدگاه در نتایج اصولی بسیار مهم است.

اشکال بر مراحل ثلاث حجّیت اطلاق

توضیحات:

حجیت اطلاق و نقد مراحل سه‌گانه اطلاق در این جلسه به تحلیل اشکال بر تقسیم مشهور اطلاق به لغوی، اصولی و حجیت اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس از سلسله مباحث اصول فقه، با بررسی دقیق نشان می‌دهد که تفکیک سه‌مرحله‌ای در برخی تقریرات محل اشکال است و بسیاری از آن‌ها به دو مرحله اصلی بازمی‌گردد. در ادامه، تفاوت نگاه مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی در نحوه انعقاد اطلاق و نقش قرینه متصل و منفصل بررسی می‌شود. همچنین بحث ظهور کلام و اینکه آیا حجیت از خود کلام ناشی می‌شود یا از احراز مراد متکلم، به‌صورت دقیق تبیین می‌گردد. نتیجه جلسه آن است که فهم صحیح اطلاق وابسته به تحلیل مراد متکلم و جایگاه قرینه در کشف آن است و اختلاف دو دیدگاه در نتایج اصولی بسیار مهم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اشکال بر مراحل ثلاث حجّیت اطلاق

8
  • اختلاف مرحوم آخوند و مرحوم شیخ در انعقاد اطلاق

  • این نکته که مرحلۀ دوّم ظهور است و مرحلة سوّم حجّیت است یا اینکه بگوییم مرحله دوّم و سوّم یکی است. اوّل اطلاق لغوی است بعداً‌ ظهور است که همان اطلاق مولوی و ظهور مولوی است، همین دعوا و نزاع بین مرحوم شیخ و مرحوم آخوند است. مرحوم شیخ معتقد است بر اینکه این اطلاق مقیّد است به عدم قرینۀ ابدیّه. مرحوم آخوند در انعقاد اطلاق، معتقد است به عدم وجود قرینه در مقام تخاطب. 

  • مرحوم آخوند می‌گوید که آنچه که ما از اطلاق می‌فهمیم و آنچه که موجب انعقاد اطلاق است، این است که متکلّم در مقام تخاطب قرینۀ معیّنه نیاورد؛ همین کفایت می‌کند. من‌باب‌مثال کفایت می‌کند که متکلّم در مقام القاء بگوید: أکرم العالم، أکرم عالماً، ایتنی بماءٍ و هیچ قرینۀ مقیّده و معیّنه‌ای نیاورد. این برای انعقاد اطلاق کفایت می‌کند. اگر بعد متکلّم به قرینۀ منفصله یا به یک قرینۀ لبّیه، قرینه را آورد، در اینجا این قرینه‌ای که متکلّم، بعد می‌آورد منافی با اطلاق در آن موقع نیست؛ بلکه این اطلاق به حال خودش هست و احکام مترتبۀ بر اطلاق هم مترتب می‌شود؛ الاّ اینکه در اینجا، قرینه، قرینه بر خلاف مطلق است؛ به این می‌گویند مقیّد. یعنی اطلاق محرز است و آن اطلاق منعقد است، الاّ اینکه آن قرینۀ منفصل بعدی، می‌آید و این اطلاق را تقیید می‌کند پس اطلاق بوده است. اشکال مرحوم آخوند را فعلاً مطرح نمی‌کنیم.

  • تبیین و ترجیح دیدگاه مرحوم شیخ

  • مرحوم شیخ در اینجا بیان دیگری دارند که به‌نظر می‌رسد بیان ایشان اقرب به صواب است و شبیه یا قریب به همان عرایضی است که ما خدمتتان عرض کردیم. ایشان می‌فرمایند که اصلاً اطلاق، مقامش مقام اثبات است. اثبات همان‌طوری‌که عرض کردم باید با ثبوت تطبیق کند. وقتی که ما می‌گوییم که یک کلام مطلق است، یعنی ظهور در یک معنای عام الشمول دارد. معنایش این است دیگر! وقتی که می‌گوییم یک کلام مقیّد است یعنی ظهور در یک معنای خاصّ دارد؛ عام الشمول نیست؛ معنای محدود، معنای مقید، این معنا را دارد. این معنا، معنای اطلاق است. ما در اینجا این بیان را اضافه می‌کنیم ـ یعنی این را بر عهدۀ شیخ می‌گذاریم که این را بپذیرد. البتّه ایشان هم که این را نفرموده‌اند به‌خاطر این است که اصلاً شقّ دوّم، محطّ بحث برای ماست. ما با موالی عرفی که کاری نداریم. ما با موالی شرعی و با موالی حقیقی خودمان کار داریم، لذا اصلاً این بحثی که مرحوم شیخ هم در اینجا مطرح کردند، از اوّل منصرف به موالی تشریعی است؛ نه به موالی عرفی ـ مولای ما دو جور است یا مولا، مولای قلابی است که همین موالی عرفیه هستند. این مولا اوّل ممکن است یک امر بکند و واقعاً هم منظورش از این کلام، مطلق باشد. اشکال ندارد، فردا برایش انصراف پیدا می‌شود. اوّل می‌گوید: أکرم عالماً یا أکرم کلّ عالمٍ و منظورش جمیع افراد علماء هستند. فردا می‌بیند که مقدار بسیار زیادی از این علماء با او دشمن و معاندند. می‌گوید: نه، من نمی‌خواهم نانم را بدهم اینها بخورند، من نمی‌خواهم اینها بیایند سر سفره من بنشینند. همین یک عدّه‌ای که معاند با ما نیستند، بیایند. هم پول به ایشان بدهیم بخورند هم فحش‌مان بدهند! این که نمی‌شود! این که صحیح نیست! آدم عاقل که این کار را نمی‌کند! البتّه امیرالمؤمنین علیه‌السلام این کار را می‌کرد، چون فوق عقل بشری بود. او نظر به دیگری داشت. او کاری نداشت به اینکه حالا این پولی که به اینها می‌دهد فحش می‌دهند یا مدحش می‌کنند یا قهر می‌کنند؛ نه، او می‌گفت ما با دیگری کار داریم، سر و کار ما با دیگری است. این پول را بگیر، فحش‌مان هم می‌خواهی بدهی، بده. خُب یکی حالا آن‌جور است؛ یکی هم نه، مثل ما مسائل را براساس ارتباطات و داد و ستدهای متداول عرفی قرار می‌دهد دیگر! هر کسی به او مدح و ثنا کرد، به او محبّت می‌کند و هر کسی مدح و ثنا نکرد، حدّاقل، کاری به او ندارد.

/