
علم به تقیید از طرق غیرظاهر
و بحثی دربارۀ حجیت فعل و تقریر معصوم علیهالسلام
حجیت فعل و تقریر معصوم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور بررسی علم به تقیید از راههای غیرظاهر و نسبت آن با اطلاق و تقیید در اصول فقه بررسی میشود. ابتدا تفاوت نگاه مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در شرط اطلاق و مسئله عدم قرینه در مقام بیان توضیح داده میشود و سپس این پرسش مطرح میگردد که اگر مکلف به واقعِ مراد شارع و تخصیصهای پنهان آگاه باشد، تکلیف او چیست. در ادامه بحث به نقد حجیت فعل و تقریر امام میرسد و نشان داده میشود که فعل و حتی تقریر همیشه کاشف قطعی از حکم نیست، زیرا ممکن است دواعی مختلف در رفتار معصوم دخیل باشد. همچنین خطر نسبت دادن قول به معصوم بدون نقل صریح و نقش قرائن در استنباط بیان میشود. نتیجه جلسه تأکید بر دقت در حجیت ادله و پرهیز از برداشتهای شتابزده در فقه است.
علم به تقیید از طرق غیرظاهر
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث در اطلاق به اطلاق بدوی و به اطلاق استدامهای رسید. عرض شد بنا بر مسلک مرحوم شیخ شرط اطلاق در قضیۀ مطلقه، عدم قرینۀ مؤبّدیه است. مرحوم آخوند شرط اطلاق را عدم قرینه در مقام تخاطب فرمودند. با توجه به اختلاف در مقام تخاطب بین اوامر و نواهی مولویۀ شرعیه و اوامر و نواهی مولویۀ عرفیه، صحت و رجحان فرمایش مرحوم شیخ بر مرحوم آخوند مبیّن میشود و آن مطلب برگشتش به این است که در مقام بیان احکام چنانچه ما قائل به نسخ نباشیم؛ بلکه قائل به تخصیص در ازمان باشیم، این مقام اطلاق بهواسطۀ امر مولا و شارع از ناحیۀ پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و تخصیص آن از جانب امام علیهالسّلام عبارةٌ اخرای همان نسخ است، نه آن نسخی که به معنای تبدّل کلی حکم باشد، بلکه نسخِ به معنای همان تخصیص در ازمان است.
علم به تخصیص از طریق غیرظاهر
ولی در اینجا نکتهای که بهنظر میآید قبل از اینکه وارد بحث اطلاق بشویم این است که با توجه به اینکه منظور مولا از القاء عام، آن مصادیق خاصۀ او و استثناء بعضی از موارد است، اگر چنانچه فردی از مکلَّفین اطلاع بر این تخصیص داشته باشد، نه از طریق ظاهر، بلکه عالم به نفس مولا و به حقیقت تشریع در عالم انشاء عالِم باشد تکلیف او چیست؟
این مطلب در مورد اطلاق هم بهچشم میخورد؛ در مورد اطلاق بنا بر هردو مسلک و هردو مبنا...
توضیح مسئله بنابر مبنای مرحوم آخوند
البته با آن مبنای مرحوم آخوند خیلی منافاتی ندارد؛ بهجهت اینکه مرحوم آخوند قائل هستند به اینکه اطلاق مِن أول الأمر منعقد است و برای تحقق اطلاق، عدم وجود قرینۀ صارفه در مقام تخاطب کفایت میکند و لهذا اگر مقیِّدی مَضَی الزمان و بعد از زمان، مقیدی برای این مطلق بیاید، در اینجا مکلَّف حکم به تقیید بعد اطلاق را میدهد؛ این مسئله روشن است. بنابراین خود مطلق در زمان خود اطلاق در مقام عمل، جمیع افراد و مصادیق خودش را بنا بر نحو تواطی شامل است و بعد این مطلق در مقام تقیید به موارد خاص مقیّد میشود و همینطور اگر هنوز زمان وقت عمل نرسیده باشد و قبل از وقت عمل به اطلاق مقیِّد بیاید، باز بنا بر آن مبنای مرحوم آخوند مطلق در مکان خودش محفوظ [است] و آن مقیِّد موجب انصراف مطلق از اطلاق در مقام تخاطب نمیشود؛ بلکه مطلق در جای خودش هست و به عبارت دیگر مولا تبدل رأی پیدا کرده است. برای تقریب ذهن داریم این مطلب را میگوییم ولی معنا ندارد که بگوییم: مولا تبدل رأی پیدا کرده است و این غلط است؛ ولی برای تقریب ذهن اینطور میگوییم و فرض را بر این میگذاریم که مولا تبدل رأی پیدا کرده و بهواسطۀ تبدل در اینجا مقیِّد آورده است. این مسئله بنا بر فرمایش مرحوم آخوند جای اشکالی ندارد اگر شخصی در مقام عمل اطلاع بر منوی و بر نظر مولا داشته باشد.
